پرواز
«در نظر آنانکه پرواز نمی دانند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچک تر به نظر می رسی.»
«در نظر آنانکه پرواز نمی دانند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچک تر به نظر می رسی.»
انضباط فردی عبارت است از :
توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد ،
چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم
.
آلبرت هوبارد
مطالعات جدید نشان می دهد اعتماد به نفس بالا پدیده ای فراتر از پدیده ذهنی بوده و در ژن انسانها جا دارد
.دانشمندان معتقدند بسیاری از انسانها موفق زاده شده اند و طبیعت تاثیر چندانی بر شیوه زندگی آنها نداشته است
.این ایده جدید با نظریات قدیمی که بر محیطی بودن و ذهنی بودن اعتماد به نفس تاکید دارد، کاملا در تضاد است روانپزشکان اکنون بر این باورند که توانایی انجام موفقیت آمیز امور تحت فشار بالا شاید خصوصیتی است که انسانها با آن زاده می شوند. به گفته دانشمندان کودکانی که به توانایی های خود اعتقاد و اعتماد بسیار بالایی دارند معمولا در مدرسه عملکرد بهتری از خود نشان می دهند، حتی درصورتی که از هوش کمتری برخوردار باشند
.رابرت پالمین از موسسه روانپزشکی کینگ کالج لندن می گوید انسانها معتقدند اعتماد به نفس پدیده ای تحت تاثیر محیط است، اما تحقیقات جدید نشان می دهد این خصوصیت قطعا تحت تاثیر ژنتیک قرار داشته و در مدرسه یا دیگر مراکز عمومی خود را بروز می دهد
..پالمین به همراه همکارانش تحقیقاتی را انجام داده اند که نشان می دهد بینش کودکان از توانایی های خود پایه ای کاملا ژنتیکی دارد. طی این تحقیقات از 3 هزار و 700 دو قلو برای اندازه گیری توانایی های آنها در برخی از فعالیتهای مربوط به مدرسه سوالاتی پرسیده شد. به استفاده از جفتهای همسان و غیر همسان و بررسی پاسخهای آنها، دانشمندان می توانستند میزان تاثیرات ژنتیکی و محیطی را از یکدیگر تشخیص دهند
مطالعه بر روی دوقلوها بسیار قابل استفاده است زیرا دوقلوهای همسان از ژنتیک و محیط یکسانی برخوردارند اما دوقلوهای ناهمسان از ژنتیک متفاوت و محیط مشابه برخوردارند
.به همین دلیل مقایسه پاسخهای دوقلوها می تواند به خوبی ریشه ژنتیکی یا محیطی خصوصیات آنها را آشکار سازد. پالمین معتقد است این مطالعات ژنتیک را تنها عامل بروز اعتماد به نفس نمی داند، اما نشان می دهد قسمتی بزرگ از این خصوصیت به ژن فرد اختصاص دارد که می تواند در برابر فشارهای زندگی از خود مقاومت نشان دهد
.نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟
»اینجا طبیعت به ما چیزی یاد میدهد. به ما میگوید
:«
اکثر دانهها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً میخواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.»از این مطلب میتوان این نتایج را بدست آورد
:-
باید در بیست مصاحبه شرکت کنی تا یک شغل بدست بیاوری.-
باید با چهل نفر مصاحبه کنی تا یک فرد مناسب استخدام کنی.-
باید با پنجاه نفر صحبت کنی تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده ات را بفروشی.-
باید با صد نفر آشنا شوی تا یک رفیق شفیق پیدا کنی.وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم
.قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت
.در یک کلام
:افراد موفق هر چه بیشتر شکست میخورند، دانههای بیشتری میکارند
.همه امور به هم مربوطند
آیا دقت كرده اید كه هر وقت به طور منظم ورزش میكنید، میل به غذاهای سالم تر و بهتر دارید؟
آیا دقت كرده اید كه وقتی غذاهای سالم تر و بهتری میخورید انرژی بیشتری دارید و طبعاً دوست دارید كه ورزش كنید؟
همه چیز در زندگی به هم مربوط است. روش تفكر شما روی روحیة شما مؤثر است، روحیة شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روی نحوة گفتارتان اثر میگذارد، روش حرف زدنتان روی طرز فكرتان مؤثر است
!تلاش برای پیشرفت در یك بُعد زندگی بر سایر ابعاد زندگی اثر میگذارد
.وقتی در خانه خوشحال هستید، در محل كار نیز احساس شادی بیشتری خواهید كرد و وقتی سر كار شاد باشید در خانه نیز شاد خواهید بود
.اینها به چه معناست؟
-
اینكه برای پیشرفت در زندگی میتوانید از هر نقطه مثبتی شروع كنید. میتوانید با برنامه ای برای پس انداز، نوشتن لیست اهدافتان، رژیم غذایی یا تعهد برای گذراندن وقت بیشتر با فرزندانتان شروع كنید. این كار مثبت منجر به نتایج مثبت دیگر هم میشود، چون که همه امور به هم مربوطند.-
مهم نیست كه تلاشی كه جهت «پیشرفت» میكنید كجا صرف میشود. مهم این است كه شروع كنید.-
عكس این قضیه هم صادق است. یعنی اگر یك بعد زندگی شما خراب شد، سایر ابعاد هم به زودی خراب میشود. باید به این مسأله دقت خاصی داشته باشید.در یک کلام
هر كاری كه انجام میدهید به نوبه خود اهمیت دارد زیرا بر امور دیگر نیز مؤثر است
.چرا؟
(WHY) دوست من «جان فوپ» وقتی متولد شد دست نداشت ولی هیچ وقت از خودش سوال نكرد چرامن دست ندارم؟» بلكه پرسید: «با پاهایم چه كاری میتوانم انجام دهم؟»، و من هنگامی كه دیدم او با استفاده از پاهایش با چوبهای غذا خوری ژاپنی میتواند غذا بخورد، با خود گفتم: «او هر كاری را میتواند انجام دهد
».هنگامی كه بلایی به سرمان میآید، یا همه چیزمان را از دست میدهیم یا كسی كه عاشقمان بوده ما را ترك میكند، اغلب ما از خودمان میپرسیم
:«
چرا؟»«
چرا من؟»«
چرا حالا؟»«
چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»سؤالاتی كه با «چرا» شروع میشوند، ممكن است ما را به یك چرخة بی حاصل بیندازند
.اغلب جوابی برای این "چرا"ها وجود ندارد و یا اگر هم جوابی وجود داشته باشد،اهمیتی ندارد
.افراد موفق سؤالاتی از خود میپرسند كه با «چه» شروع میشوند
:«
چه چیزی از این پیشامد آموختم؟»«
چه كاری باید در برخورد با این پیشامد بكنم؟»و هنگامی كه پیشامد واقعاً فاجعه آمیز است، از خود میپرسند: «چه كاری طی 24ساعت آینده میتوانم بكنم تا اوضاع كمی بهتر شود؟
»در یک کلام
افراد خوشبخت هیچوقت نگران نیستند كه آیا زندگی بر «وفق مراد» هست یا نه
.اینها از آنچه كه دارند بیشترین استفاده را میكنند و آنچه كه از دستشان بر میآید انجام میدهند. و اگر زندگی بر وفق مراد نبود، خیلی مهم نیست كه «چرا؟
»ذهن انسان خاصيتهاي جالبي دارد. دو دانشمندي که به خاطر کارهايشان در زمينه علم تصميمگيري جايزه نوبل اقتصاد را برنده شدند (کاهنمن و تورسکي) تعدادي از تکنيکهاي ميانبري را عنوان کردند که ذهن انسانها عادت کرده است براي تصميمگيري از آنها استفاده کند. اين تکنيکها با وجود اينکه بيشتر وقتها به درد انسان ميخورند خيلي وقتها هم باعث خطاي سيستماتيک در تصميم گيري ميشوند. مثلا اين خطا که انسان فکر ميکند اتفاقي که تصورش آسانتر است از اتفاقي که تصورش سختتر است، محتملتر است. اين خيلي وقتها درست است، ولي در مواقعي که نيست، انسان دچار اشتباه ميشوند.
يکي از عادتهاي ذهن اين است که براي درک بهتر دنياي اطرافش دوست دارد از دستهبندي و سادهسازي استفاده کند. مثلا وقتي در جنگل راه ميرويم يک چيزهايي را در دسته گياه و يک چيزهايي را در دسته جانور قرار ميدهيم تا فکر کردن درباره آنها برايمان راحتتر باشد. اما اگر طبقهبنديهاي ما نتوانند پيچيدگيهاي دنيا را به خوبي در خود بگنجانند دچار خطا ميشويم
.ذهن انسان يک خاصيت ديگر هم دارد که هميشه دوست دارد فکر کند که ميفهمد. اين يکي از مکانيزمهاي دفاعي مغز است. از اين جهت در مواردي که پيچيدگي اوضاع زياد است و از درک او خارج است انسان با دستهبندي و سادهسازي بيش از حد خودش را فريب ميدهد که فکر کند، ميداند چه خبر است
.در واقع بدن انسان احتياج دارد که بداند چه اقدامي بايد بکند؛ بنابراين خودش را وادار به نتيجهگيري ميکند، حتي وقتي اطلاعات کافي براي نتيجهگيري ندارد
.پژوهشگران در يك تحقيق جديد تاكيد كردند: ورزش و تمرينات هوازي يا به عبارتي ايروبيك، ميتواند مغز را جوان نگه دارد
.اين تحقيق جديد از سوي محققان دانشكده پزشكي كاپل هيل در دانشگاه نورت كارولينا صورت گرفته و نشان ميدهد كه فعاليتهاي ايروبيك باعث جوان ماندن مغز شده و پيري اين عضو حياتي را به تعويق مياندازند
.محققان در اين پژوهش دريافتهاند: افراد ميانسال و سالمندي كه به لحاظ جسمي فعالتر و پرتحركتر هستند عروق خوني مغزي سالمتري دارند
.محققان دانشكده كاپل هيل به سرپرستي پروفسور اليزابت بوليت استاد جراحي اعصاب از روش آنژيوگرافي MR غيرتهاجمي براي آزمايش و بررسي روي تعداد شكل رگهاي خوني در مغز چندين فرد سالمند فعال استفاده كردند.
در اين تحقيق 7 زن و 7 مرد در گروه سني و 60 تا 80 سال مورد آزمايش قرار گرفتند. محققان شركت كنندگان را به دو گروه تقسيم كرده و براي اولين بار تصاوير مغزي افراد سالمندي را كه ورزشهاي ايروبيك انجام مي دادند با گروه ديگر كه اين تمرينات را انجام نمي دادند مقايسه كردند
.در اين مقايسه معلوم شد:
.سالمنداني كه اين تمرينات را به طور منظم دنبال كردهاند الگوي عروق مغزي آنها شبيه به افراد ميانسال و جوانتر است. بدين معني كه پيري عروق مغزي در گروهي كه تمرينات هوازي انجام ميدهند به تعويق ميافتد و عروق آنها جوانتر ميماند
ایسنا
بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند
مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید
.
((
لناو ))اگر شخصي به شما بدي کرد يا قصد ضربه زدن و آزار شما را داشت يا حسادت و خشم خود را نثارتان کرد و به هر نوعي انرژي منفي به سمت شما فرستاد، اگر دست به تلافي و انتقام نزنيد و مقابله نکنيد و حتي در دل و ذهن خود نيز فکر و احساس منفي نسبت به آن شخص راه ندهيد، آنگاه دو اتفاق ميافتد: اول آنکه به همان مقدار که آن شخص انرژي منفي به سمت شما فرستاده به انرژي مثبت شما اضافه ميشود و باعث رشد و بالاتر رفتن شما ميشود، يعني گويي آن شخص از حساب خود مبلغي را صرف ضربه زدن به شما کرده باشد، اما عين آن مبلغ به حساب شما واريز شود. اين يعني تبديل انرژي منفي محيط و اطرافيان به انرژي مثبت.
و اتفاق دوم اينکه آن انرژي منفي که هدفي براي اصابت کردن نيافته (چون شما مقاومت نکرديد و موضع نگرفتيد) نهايتا خود او از نيت بد خود آسيب ميبيند
.اما ما حتي نبايد به اين مقدار هم راضي باشيم و هر گز نبايد آرزوي صدمه ديدن حتي براي آدمهاي بد داشته باشيم. کافيست که آنها را به خدا بسپاريم
.شايد نتوان اين مطلب را با روشهاي علميفعلي اثبات کرد، اما ارزش امتحان کردن دارد
.
دوست داشتن ، بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است
. . .وبلاگ میزگردنقل قولي از پابلو نرودا
... اين دستها را چرا به من دادند؟ چه فايدهاي داشتهاند؟چگونه زندگي من گذشت، بدون ديدن و ياد گرفتن
چرا گرد نياوردم نيهاي جوان را از نيزار
آن هنگام که سبز بودند
.آن دستههاي نرم را نچيدم
تا بخشکند
تا آنها را به هم ببافم
در بافههايي زرين
و به آن دامنه زرد بکوبم
تا جارويي بسازم براي روفتن کوره راه
راهي که چنين ادامه دارد
...چگونه زندگي من گذشت
بدون ديدن، ياد گرفتن
بدون گردآوردن و به هم آميختن نخستين چيزها؟
براي حاشا کردن، بسي دير است
من وقت داشتم
اما دست نداشتم
.پس چگونه بزرگي را نشانه ميگيرم
اگر هرگز نتوانستهام جارويي بسازم
حتي يک جارو، حتي يکي
...می دونی فلسفه اختراع سرسره برای بچه ها چيه ؟
می خوان از بچگی به آدم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه آسونه
.وبلاگ نخوانیم کتابی را که در ان باد نمی اید
هيچگاه ديگران را كوچك نشماريم و به تحصيلات، شغل، مقام، دانستهها و تجربيات خود نباليم
. يك ناخداي تحصيلكرده و يك خدمه پير بيسواد در يك كشتي با هم كار ميكردند. پيرمرد هر شب به كابين ناخدا ميرفت و به حرفهاي او گوش ميداد. يك روز ناخدا از پيرمرد پرسيد: آيا درس زمين شناسي خوانده است؟ پيرمرد پاسخ داد: نه. ناخدا گفت: پس تو يك چهارم عمر خود را از دست دادهاي. پيرمرد خداحافظي كرد و در حالي كه به اتاق خود ميرفت با خودش به اين فكر ميكرد كه ناخدا فرد تحصيلكردهايست و حتما چيزي كه در مورد آن صحبت ميكند واقعيست. پس من يك چهارم عمرم را از دست دادهام.شب بعد ناخدا از او پرسيد: در مورد علم هواشناسي چيزي ميداني؟
پيرمرد: نه؛ ناخدا: پس تو نيمي از عمر خود را از دست دادهاي. پيرمرد ناراحت شد و دوباره با همان افكار به اتاق براي خواب رفت
.شب بعد باز ناخدا پرسيد: آيا در مورد علم درياشناسي چيزي ميداني؟ پيرمرد: نه؛ ناخدا: پس تو سه چهارم عمر خود را از دست دادهاي
.پيرمرد آن شب را نيز ناراحت به اتاق خود برگشت. ولي صبح زود به سراغ كابين ناخدا رفت و از او پرسيد: در مورد علم شناشناسي چيزي ميداني؟ ناخدا: نه! شناشناسي؟ پيرمرد: بله، پس تو تمام عمر خود را از دست دادهاي، چون كشتي به يك صخره برخورد كرده و در حال غرق شدن است
!اكثر اوقات ما انسانها همانند ناخدا هستيم و مردم اطرافمان را آن پيرمرد ميپنداريم. به تحصيلات، شغل، مقام، دانستهها و تجربيات خود ميباليم و فكر ميكنيم ديگر به مشكلي بر نخواهيم خورد. در حالي كه روزي ممكن است قايق ما هم به صخره برخورد كند و فقط علم شناشناسي به دادمان برسد
.
بايد به اين حقيقت ناراحت کننده اذعان كرد که درصد بالايي از ما اين عادت منفي را داريم که خود را دست کم گرفته و وضع خود بيش از اندازه وخيم بدانيم. تصور ميکنيم که مثلا «خوب نيستم» يا «هيچوقت هيچ کاري را درست انجام نميدهم». اشکال کار اين است که اهميتي به جنبههاي خارقالعاده و صفات مثبت خود نميدهيد و هميشه براي تأييد آن نکاتي که جستجو ميکنيد شواهدي مييابيد. به عبارت ديگر، همه ما تمايل داريم که دلايل صحت فرضيات خود (حال هر چه که هست) را بيابيم، زيرا همواره ميخواهيم خود را معتبر بدانيم. مثلاً اگر توجه کامل شما معطوف به ٢ کيلو اضافه وزن باشد که نميتوانيد کم کنيد، در واقع يادتان ميرود که از نعمت سلامتي کامل خود تقدير و تحسين کنيد. اگر به خود بگوييد «از اجتماع خانوادگي تنفر دارم» با روي دادن هر اتفاق خانوادگي به دنبال شاهدي بر نارضايتي خود خواهيد بود.
پس، ميبينيد اگر به هر دليلي خود را دست کم بگيريد، در هر صورت گواهي بر حقانيت خود خواهيد يافت و سهم بسزايي در کاهش اعتماد به نفس و احساسات منفي خود ايفا ميکنيد. دست کم گرفتن به جاي آنکه کاستيهاي شما را رفع کند، با بذل توجه و انرژي غير ضروري نسبت به کارهاي اشتباه، باعث تقويت آنها ميگردد
.مسلماً هر کسي در وجود خود جنبههايي دارد که ميتواند (و ميخواهد) اصلاح نمايد. مثلاً يکي از بي شمار کارهايي که ميخواهيم انجام بدهيم، تقويت صبر در خودمان است. هرچه بيشتر خود را عفو نماييم و نسبت به خود صبورتر باشيم، آسانتر ميتوانيم در مسير رشد و ترقي بمانيم و بيشتر امکان دارد نسبت به ديگران شکيبا باشيم
.آگاه باشيد که براي اصلاح هر موردي، بدترين کار انتقاد و سرزنش خود است. به اين روش ادامه دهيد و سعي در اصلاح خود نماييد. ضعفهاي خود را بشناسيد، هر کاري ميتوانيد براي ايجاد يک تغيير در خود، انجام دهيد ولي سخت نگيريد. خود را در مقابل ديگران و حتي در خلوت خود، دست کم نگيريد. هيچکس ميل ندارد بشنود شما خود را دست کم ميگيريد و اميدوارم درک کنيد که اين صفت تا چه حد مخرب است. پس بر آن غالب شويد! هيچيک از ما کامل نيست. اما دست کم گرفتن خود ، درمان اين درد و واقعيت زندگي نيست
.محققان دادههاي مربوط به 1320 بيمار از جمله 382 مرد را که مبتلا به فراموشي بودند تحليل کردند. آنها دريافتند براي مردان ادامه کار در سنين پيري کمک ميکند مغز هوشيار بماند و چيره شدن فراموشي را عقب مياندازد
.اين مطالعه توسط موسسه روانپزشکي در کينگز کالج لندن انجام شده و نتايج آن در نشريه
"Geriatric Psychiatry" چاپ شده است.فراموشي ناشي از نابودي جمعي سلولهاي مغز است و متخصصان معتقدند که يک راه جلوگيري از آن ايجاد حداکثر تعداد ممکن اتصالات ميان سلول هاي مغز از طريق انجام فعاليت مغزي در طول زندگي است. اين به "حفظ قواي فکر" موسوم است
.شواهدي وجود دارد که نشان ميدهد تحصيلات خوب به کاهش خطر ابتلا به فراموشي مرتبط است و تازهترين مطالعه بر فوايد ادامه فعاليت ذهني تا سنين بالا دلالت دارد
.کساني که دير بازنشسته شدند در مقايسه با کساني که تصميم گرفتند زود بازنشسته شوند، در مراحل متاخرتر زندگي به آلزايمر مبتلا شدند. هر يک سالي که فرد ديرتر بازنشسته شد به تاخير شش هفتهاي در شروع فراموشي مربوط بود
.ایسنا
.دانشمندان آلماني مدعي شدهاند:
به شيوهاي جديد براي توليد داروي بهتر براي درمان اضطراب دست يافتهاند كه ميتواند با حملات ناگهاني و اضطرابي شديد مقابله كند و هم هيچ عارضه جانبي نداشته باشد
در حال حاضر دارويي كه براي اين منظور تجويز ميشود «واليوم» نام دارد اما البته استفاده از آن عوارض جانبي نيز براي بيمار در پي دارد
.داروهايي نظير واليوم براي كاهش اضطراب تاثير و عملكرد خوبي دارند، اما عوارض جانبي از قبيل سرگيجه، فراموشي و گيجي بر جاي ميگذارند و اگر مدت طولاني مصرف شوند ميتوانند وابستگي بيمار به دارو را موجب شده و آن را تشديد كنند
.بر اساس اين گزارش تركيب جديد
«XBD173» نام دارد و ظاهرا اين مشكلات را در پي ندارد. اين دارو در واقع از طريق يك روش بيولوژيك متفاوت براي جلوگيري از اضطراب عمل ميكند و به همين خاطر گزينهاي مناسب براي استفاده بي خطر بوده و در عين حال هم دارويي است كه سريعتر تاثير ميگذارد. محققان دانشگاه لودويگ ماگزي ميليان جزئيات آزمايشات خودروي اين دارو را در مجله ساينس منتشر كردهاند.ایسنا
وبلاگ تقاطع
بعضي وقتها مورد مواخذه قرار ميگيريد، چون اشتباهي ميکنيد و بايد جوابگو باشيد.بعضي وقتها تنها مورد مواخذه قرار ميگيريد و نميدانيد چه کار کرديد.
ديگران هم که ميدانند به شما چيزي را گوشزد نميکنند
.در حالتي گير ميکنيد كه اشتباه از شما بوده يا ديگران اشتباه کردند؟
براي همين است که ميگويند بهترين دوست کسي است که اشتباهات را به شما گوشزد کند
.درون تو صدايی هست که تمام روز در وجود تو زمزمه می کند؛
حس می کنم اين درسته ، می دانم اين يکی غلطه
. نه معلم ، نه واعظ ، نه پدر و مادر ، نه دوست و نه هيچ آدم عاقلینمی تواند بگويد چه چيز درست است و چه چيز غلط
.تنها به صدای درونت گوش کن
!((
شل سيلور استاين ))تغذیه خوب یعنی "به گونه ای بخوریم و بیاشامیم که بتوانیم رشد کنیم و از سلامتی بهرهمند شویم
."مهم ترین اصل در زندگی، سلامتی است و سلامتی بستگی به شیوه زندگی ما دارد، چنان چه این شیوه زندگی صحیح باشد، سلامتی حفظ و ارتقا می یابد
.از بین عوامل دوازده گانه موثر بر شیوه زندگی، تغذیه خوب از اهمیت به سزایی برخوردار است
.تغذیه خوب یعنی "به گونه ای بخوریم و بیاشامیم که بتوانیم رشد کنیم و از سلامتی بهرهمند شویم
."در اینجا مهم ترین سوال این است که چگونه می توانیم به یک رفتار تغذیه ای خوب برسیم که خوردن و آشامیدن ما را به نحو صحیح کنترل و بهبود بخشد و زمینه را برای یک زندگی سالم و بانشاط فراهم کند
.برای دستیابی به این مهم، پیششرط های انگیزه، دانش تغذیهای و نگرش مثبت به سلامت ضروری است و با فراهم شدن این موارد زمینه برای ایجاد یک رفتار مناسب تغذیه ای فراهم خواهم شد
:1-
انگیزه.برای ایجاد تغییر در رفتار، داشتن انگیزه از مسایل ضروری است. در کل با انگیزه، کارها شروع و ادامه می یابند
آیا می دانید که تغذیه بد یعنی کم خوری، پرخوری و بدخوری، سالانه میلیون ها انسان را می کشد و میلیون ها نفر را به بیماری های صعبالعلاج نظیر سرطانها و بیماری های قلبیعروقی، دیابت، عضلانی، اسکلتی، افسردگی و ... مبتلا می کند؟
حتما می دانید افرادی که از یک تغذیه خوب بهره مند هستند، زندگی سالم تر و بانشاط تری دارند و به جای بیماری، به زیبایی های زندگی می پردازند و مسیر برای دسترسی به سعادت و یا هر آن چه را که دوست دارند برای آن ها بیشتر فراهم است
.تغذیه خوب یعنی "به گونه ای بخوریم و بیاشامیم که بتوانیم رشد کنیم و از سلامتی بهرهمند شویم
."به زندگی یک فرد 70 ساله ی سالم با نشاط نگاه کنید. زمانی که از او پرسیده می شود، رمز این موفقیت بزرگ در شما چیست، علاوه بر آرامش روحی و فعالیت بدنی منظم، از تغذیه خوب نام می برد. به زندگی یک فرد 50 ساله ی بیمار که از بیماری های قلبیعروقی، سرطان، بیماری های استخوانی و ... رنج می برد، توجه کنید. تغذیه بد یکی از عوامل آن است
.با توجه به مطالب فوق و تفکر و اندیشه در آن ها، شاید انگیزه مناسب در بسیاری از ما برای توجه به تغذیه مناسب ایجاد شود
.بدن انسان ماشین پیچیده و دقیقی است که احتیاج به نگهداری آگاهانه دارد
.2-
دانش تغذیه ای.برای رسیدن به یک روش تغذیه ای مناسب و سلامت مدار، داشتن دانش تغذیهای بسیار ضروری است و با مطالعه کتاب و بهره گیری از دانش متخصصان تغذیه این مهم فراهم می شود. این نوعی احترام به خود است که اندکی وقت و بودجه ی خود را صرف این مساله مهم نماییم
3-
نگرش مثبت به سلامتی.داشتن دانش تغذیه ای به تنهایی به تغییر رفتار منجر نخواهد شد. در کنار این دانش، نگرش مثبت به سلامتی نیز باید باشد تا رفتار تغذیه ای ما را شکل دهد. به عنوان مثال فردی که می داند مصرف چربی زیاد، برای سلامت قلب و عروق او مضراست، ولی غذاهای چرب می خورد، یعنی دانش لازم را در این زمینه دارد، ولی نگرش مثبت به سلامتی خود را ندارد، یا به عبارتی سلامتی برای او مهم نیست. این شخص اگر علامه ی دهر هم باشد، تغییری در رفتار تغذیه ای او ایجاد نمی شود
هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است
.اما هربار که یک عمل را تکرار می کنیم ما این نخ را ضخیم تر می کنیم
و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب بلندی می شود
که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد
!((
اریسون سووت ماردن ))فردي كه دستش را دراز كرده و سپس دستانش را به طريقي مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيرد، سعي در توفق و برتري جويي دارد. اين نوع دست دادن اغلب اوقات در موقعيت هاي سياسي و ديپلماتيك كاربرد دارد.
دست دادن بسيار محكم:
نشانگر شور و اشتياق و سلطه گري است. بي ترديد ميتوان فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد
.دست دادن شل:
فردي كه تنها انگشتان دستش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي شل است، مي گويد: مايل نيستم به من دست بزنيد، من صميميت را دوست ندارم. همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد. هر گاه آقايي در يك موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد مخفيانه اعمال نفوذ در موقعيت نمايد
.دست دادن با هر دو دست:
هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف
.حركت انگشت:
ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن، دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند
.دستهاي پنهان:
اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با شما نميباشم. خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيب ها فرو شده باشد جايي كه براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت
.دستها به روي زانو:
وقتي كف دستها به طرف بالا باشد، شخص گشاده رو و پذيرا مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشد ممكن است پاي فريبكاري و تعرض در ميان باشد
.مناره كردن انگشتان:
هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چانه و دهان را روي سر انگشتان قرار ميدهد نشانگر تفكر عميق است. مانند زماني كه شخص به اميد شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي است براي محافظت كردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان
.مشت پوشيده شده با دست باز:
فرد در اين حالت خشمگين است اما مي كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد
.پرتاب دست:
شخصي كه مي خواهد عقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده ميگردد
.قلاب كردن دستها پشت سر:
اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم
.بازي كردن با حلقه ازدواج:
اين علامت عصبي بودن و نشانگر آن است كه مشكلي در ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مورد همسرش در حال صحبت كردن ميباشد
.تكان بيقرار دستها:
اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هورمون آدرنالين در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلنجار رفتن با سر آستين پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميگويد كه: شما احتياج به توجه داريد. در كافه اين عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد
.دست زدن به كراوات:
اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهد به شما بفهماند شديدا" در تلاش است تا خوشنودتان سازد
.دست كشيدن در ميان موها:
وقتي افراد نمي دانند چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. ناظري كه قادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد
.
هر گاه خانه ای از يخ ساختی برای آب شدنش گريه نکن
.((
گوته ))بدون شك هر مانعي در زندگي يك فرصت است
. در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر ميدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد، متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را ميدانست که بسيارى از ما نميدانيم
!پيام مديريتي اين حكايت نيز همين است: «هر مانعى = فرصتى
»ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند
.ویلیام جییمز
محاسبه محیط کمر
.با اندازه گیری درست محیط دور کمر توسط پزشک امکان بررسی ترکیب و ساخت بدن ، قبل ، بعد و به موازات برنامه کاهش وزن امکان پذیر می شود
محیط دور کمر و چربی شکمی فوق العاده زیاد فرد را در معرض خطر دیابت نو ع 2 و فشار خون بالا ، کلسترول بالا، و بیماری های قلبی قرار می دهد و این هشداری است که نیاز به توجه فوری دارد و سریعا باید جهت کاهش وزن اقدام نمود
.محیط های دور کمر که نیاز به توجه دارد و دارای ریسک بالا می باشد عبارتند از
:برای اندازه گیری درست محیط کمر از مترنواری استفاده کنید.ابتدا متر را بالای استخوان لگن قرار داده و سپس دور تا دور همین سطح (همسطح ناف) امتداد دهید. متر را بیش از اندازه تنگ نگیرید و همچنین به گونه ای متر باشد که موازی با کف اتاق باشد.در طول اندازه گیری نیز نفس خود را حبس نکنید
.مقدار را برآورد کرده و در صورت مشاهده خطر ، سریعا اقدام درخوری را شروع کنید
!
غذایی را بخور كه می پسندی ,
لباسی را پبوش كه مردم می پسندند.
روان شناس بریتانیایی
تلقین مثبت همیشه کارساز نیست
نتیجه تحقیقات یک گروه از محققان کانادایی نشان می دهد افرادی که اعتماد به نفس پایین تری دارند ، در صورت تکرار تلقین های مثبت درباره خودشان ، احساس بدتری نسبت به خود پیدا می کنند
.به گفته این محققان، جملاتی از قبیل "من فردی دوست داشتنی هستم" تنها می تواند به کسانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند، کمک کند
یک روان شناس بریتانیایی می گوید احساس آدم ها نسبت به خودشان بر پایه آن چه که واقعا در زندگی شان انجام می دهند، شکل می گیرد
.این توصیه که آدم ها برای داشتن احساس بهتر باید "به خودشان کمک کنند" یا به عبارتی به خود تلقین کنند، اولین بار به صورت جدی توسط ساموئل اسمایل، نویسنده اسکاتلندی مطرح شد
.کتاب او با نام " خود یاری" حدود ۲۵۰ هزار نسخه فروش داشت و این شیوه، یعنی کمک به خود از لحاظ روانی، اکنون به تجارتی میلیاردی در تمام دنیا تبدیل شده است
.افکار مثبت آزاردهنده
.در یک آزمایش محققان دانشگاه های واترلو و نیو برنزویک، از افراد مختلف با میزان اعتماد به نفس متفاوت، خواسته اند که جمله " من فردی دوست داشتنی هستم" را تکرار کنند
پس ازگفتن و تکرار این جمله، حالت این افراد و احساس آن ها نسبت به خودشان را بررسی کرده اند
.در گروه افراد با اعتماد به نفس پایین، کسانی که این جمله را تکرار کرده اند، نسبت به بقیه اعضای گروه، احساس بدتری درباره خودشان داشته اند
.اما کسانی که اعتماد به نفس بیشتری داشتند، پس از تکرار این جمله مثبت، احساس بهتری داشتند، هر چند بسیار اندک
.در مرحله بعدی، روان شناس ها از افراد مورد آزمایش خواسته اند که تفکرات مثبت و منفی درباره خودشان را فهرست کنند
.نتیجه این آزمایش نشان داده کسانی که اعتماد به نفس پایین تری دارند، وقتی اجازه بروز تفکرات منفی را پیدا می کنند، احساس بهتری نسبت به زمانی دارند که مثبت درباره خود می اندیشند
.به گفته این محققان کانادیی اگر آدم ها به طور کامل بر افکار مثبت تمرکز کنند، آنگاه افکار منفی بیشتر موجب آزار آنها خواهد شد
.يادت باشد زندگي همواره و در سختترين شرايط کوره راههايي از اميد دارد تا به آدمهاي مثبتانديشش ارايه دهد. هرگز گمان مبريد که به انتها رسيدهايد؛ حتي اگر در تيرهترين يا کسلکنندهترين دوران زندگيتان قرار گرفتهايد…
زندگي بسيار مهربانتر از آن چيزي است که گمان ميکنيد؛ به شرط آنکه آن مهرباني را باور کنيد
...هميشه ميتوان از دل سياهترين و سوزانترين رخدادها، زيباترين احساسات انساني را درک کرد و آفريد
...مزه گس و استثنايي حيات را نميتوان و نبايد با هيچ مزه ديگري برابر دانست
...رويش دوباره عشق ميتواند در هر سرزمين خاکستري و در پس هر آتش سوزاندني شکل بگيرد
...فقط کافي است نگاهمان را عادت ندهيم به بد ديدن
!و يادمان بماند که: فردي که کوه را از ميان برداشت، همان کسي بود که شروع به برداشتن سنگريزهها کرده بود
!"
تصویر ذهنی از بدن" تنها يك مفهوم سطحی نیست، بلکه میتواند بر کل زندگی شما اثر بگذارد. داشتن تصویر ذهنی منفی از بدن در صورتی که به اندازه کافی شدید باشد، میتواند این عوارض را ایجاد کند:كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود، مسافر با خندهاي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جادهبودن و نرفتن...درخت زيرلب گفت: ولي تلخ تر آن است كه بروي و بي رهاورد برگردي. كاش ميدانستي آنچه در جستوجوي آني، همينجاست
...مسافر رفت و گفت: يك درخت از راه چه ميداند، پاهايش در گِل است، او هيچگاه لذت جستوجو را نخواهد يافت
.و نشنيد كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسي نخواهد ديد؛ جز آن كه بايد
.مسافر رفت و كولهاش سنگين بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پيچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و نااميد. خدا را نيافته بود، اما غرورش را گم كرده بود
...به ابتداي جاده رسيد. جادهاي كه روزي از آن آغاز كرده بود. درختي هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود
.زير سايهاش نشست تا لختي بياسايد
.مسافر درخت را به ياد نياورد. اما درخت او را ميشناخت
.درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داري، مرا هم ميهمان كن
.مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالي است و هيچ چيز ندارم
.درخت گفت: چه خوب، وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري.اما آن روز كه ميرفتي، در كولهات همه چيز داشتي، غرور كمترينش بود، جاده آن را از تو گرفت
.حالا در كولهات جا براي خدا هست و قدري از حقيقت را در كوله مسافر ريخت
...دستهاي مسافر از اشراق پر شد و چشمهايش از حيرت درخشيد و گفت: هزار سال رفتم وپيدا نكردم و تو نرفتهاي، اين همه يافتي
!درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم و پيمودن خود دشوارتر از پيمودن جادههاست
...