برای تامل
قرنها پيش، آيزاك نيوتون، دانشمند مشهور گفتهبود كه همه كارهاي بزرگ و ايدههايي كه در ذهنم داشتم در 21 سالگي به ذهنم رسيد و بعدها تنها روي همان ايدهها كار كردم.
روزی در حالی که به شدت گرسنه بودم با عجله وارد یک رستوران شدم و در گوشه ای نشستم.امیدوار بودم با استفاده از فرصت غذا خوردن مشکل رایانه همراهم را برطرف کنم.
غذا را سفارش دادم و رایانه همراهم را روشن کردم. می خواستم شروع به کار کنم که ناگهان صدای بچه گانه ای مرا از جایم تکان داد: "پول خرد داری؟"
* "ندارم ، بچه."
- "من فقط می خوام یک نان بخرم."
* "باشه، خودم یک نان برای تو می خرم." ....

