تبليغاتX
کوتاه و خواندنی - خدای ليلی

کوتاه و خواندنی

خدای ليلی

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي
مجنون به خود آمد و گفت : من که عاشق ليلي هستم تو را نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم.

از ما به مهربانی یاد آرید

+ نوشته شده در  86/09/16ساعت   توسط سعید کلانتری   |