تبليغاتX
کوتاه و خواندنی - وقتي گناه مي‌كنم...

کوتاه و خواندنی

وقتي گناه مي‌كنم...

وبلاگ سیب می گوید

تلاش كنيم تا به آن چه باور داريم، عمل كنيم

برخي از فيلسوفان اگزيستانسياليست ، گناه را انجام دادن كاري مي‌دانند كه فرد مي‌داند اشتباه است و در عين اين آگاهي، آن را انجام مي‌دهد. با اين تعريف يك نكته را يادآوري مي‌كنم و آن هم اين كه گناه كردن، انسان را خسته و ناتوان مي‌كند يعني قواي او را براي اصيل بودن، تحليل مي‌برد. به جايي مي‌رسد كه ممكن است باورها و خواسته‌هاش برايش بي معني بشوند، انگيزه و اميدي براي ادامه دادن نداشته باشد و از خودش نااميد بشود.

 گناه

در واقع گناه كردن، دست كم گرفتن توانايي‌ها و تحليل قواي خود است. من وقتي گناه مي‌كنم، اين را به خودم نشان مي‌دهم كه آن چنان هم توانمند نيستم، يا باورهام آن چنان برايم مهم نيستند و در هر حال با اين كار ، قبول مي‌كنم كه مي‌توانم با تناقض زندگي كنم. اين فرايند در طولاني مدت، زندگي من را بي بنياد مي‌كند، چون ممكن مي‌شود كه هر چيزي با هر چيزي جور در بيايد و هر كاري ممكن بشود.

يك استفاده هم از منابع اسلامي اين كه :هر گناه ، انجام گناه بعدي را آسان‌تر مي‌كند. مي‌توان اين جمله را اين گونه معنا كرد كه هر گناه، مقاومت فرد را براي «خود بودن» بيشتر در هم مي‌شكند و در نهايت ممكن است او را به «بي خودي» و«تهي بودن»برساند.

و آخرين نكته هم اين كه گناه كردن(طبق تعريف اول نوشته) ما را به توجيه مي‌كشاند. «اغلب ِ ما ، چنان استدلال مي‌كنيم كه زندگي مي‌كنيم و نه چنان كه استدلال مي‌كنيم، زندگي»*. در اين صورت، گناه مي تواند شالوده باورهاي ما را هم به هم بريزد و ما را از حيقيقت دور كند.

پس شايد بتوان اين نتيجه را گرفت كه تلاش كنيم تا به آنچه باور داريم عمل كنيم و خلاف آنچه قبول داريم، رفتار نكنيم. با اين كار ، زندگي سالم تر و تقرب بيشتري به حقيقت خواهيم داشت. تلاش كنيم، شايد بتوانيم.

+ نوشته شده در  86/09/07ساعت   توسط سعید کلانتری   |