A Accept پذیرا باشید : دیگران را همانگونه که هستندبپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها رادرک کنید
B Breakaway خودتان را جدا سازید : خود را از تمام چیزهاییکه مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید
C Create خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید
D Decide تصمیم بگیرید : تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرفشما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد
E Explore کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برایارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید . هر زمان کهکار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید
F Forgive ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند والهام بخش ناخوشایندی است . از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشتهباشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند
G Grow رشد کنید : عادات واحساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدنبه اهدافتان شوند
H Hope امیدوار باشید : به بهترین چیزها امید داشتهباشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر درکارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید
I Ignore نادیدهبگیرید : امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیتهای گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیتهای آینده هستند
J Journey سفر کنید : به جاهای جدید سر بزنید و بافکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدیرا بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید
K Know بدانید : بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد درنهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمایطاقت فرسای زمستان می آید
L Love دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان راپر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجودندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است، تمام خوشبختی و شادی دروجودتان قرار دارد
M Manage مدیر باشید : بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث میشود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید
N Notice توجه کنید : هرگزافراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکیرا که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید O Open بازکنید : چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجوددارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برایسپاسگزاری وجود دارد
P Play بازی و تفریح کنید : فراموش نکنید که درزندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذتهای مشروع ، مفهومی ندارد
Q Question سوال کنید : چیزهایی را که نمیدانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید
R Relax آرامش داشته باشید : اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شماحاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد .
S Share سهیم شوید : استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتانرا با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد T Try تلاش کنید : حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسندتلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید
U Use استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترینهدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند . استفاده صحیحاز استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبالدارد
V Value احترام بگذارید : برای دوستان و اقوامی که شما را حمایتو تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برایآنها انجام دهید
X X-Ray اشعه ایکس : با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلبهای انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنهاخواهید دید Y Yield اجازه دهید : اجازه دهید که صداقت و درستکاری واردزندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها خوشبختی را خواهیدیافت Z Zoom تمرکز کنید : زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کردهاست ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما بهاهدافتان شود . در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید
اختصاص اوقات فراغت به مطالعه کتابهاي مختلف، نقش مؤثري در دستيابي به آرامش و تعادل روحي و پيشگيري از بروز افسردگي دارد.
ژاله فلاح
با توجه به يکنواخت شدن زندگي افراد و عدم تنوع در برنامه روزمره آنها، بيماريهاي مختلف روحي و رواني از جمله افسردگي، گريبانگير اقشار مختلف جامعه شده است.
تنوع بخشي به ساعات مختلف زندگي روزمره و گنجاندن برنامههاي مفرح در پيشگيري از بروز افسردگي است .با ماشيني شدن کارهاي مختلف، اوقات فراغت در زندگي مردم بسيار افزايش يافته است.
اختصاص ساعات بيکاري در روز به مطالعه مطالب مختلف از جمله کتاب، روزنامه و ساير منابع بهترين راه براي پر كردن اين اوقات فراغت است.
ايجاد تنوع در برنامه روزانه و پرداختن به فعاليتهاي مختلف، حس مثبتي در درون افراد ايجاد ميکند،
اين امر با پيشگيري از ايجاد روحيه ناکارآمدي و يکنواختي در فرد جلوگيري ميکند و انرژي مثبت و رضايت بخشي را به وي ميدهد.
علاوه بر فوايد مطالعه در پرکردن اوقات فراغت، ارتقاي سطح آگاهي و دانش افراد در زمينههاي مختلف، به طور مستقيم موجب افزايش کيفيت زندگي و بروز ناهنجاريهاي مختلف ميشود.
تحقیقات نشان دادهاند بددهنی و پرخاشگریهای كلامی كه جزء لاینفك رفتارهای روزمره برخی افراد است، تحت تاثیر یادگیری، عصبانیت، ریشههای تربیتی یا خلقی است.
امكان بروز این رفتارها از دوران كودكی تا بزرگسالی وجود دارد، اما این طور نیست كه دلایل آن در همه این شرایط یكسان باشد.
دو نوع پرخاشگری كلامی و رفتاری داریم. ناسزا و دشنام از نوع پرخاشگری كلامی هستند و قطعا در جامعهای كه معتقد به ارزشهای اخلاقی هستند مورد تایید قرار نمیگیرد، زیرا بر خلاف تصور برخی افراد كه تخلیه روانی را از فواید ناسزاگویی میدانند و حتی گاهی با سكوت خود باعث تثبیت چنین رفتارهایی در افراد میشوند، باید بدانند كه نه تنها این شیوه ی صحیح تخلیه روانی نیست، بلكه افراد با دلایل زیر دست به چنین رفتارهایی میزنند:
- انتقام (هنگامی كه فرد جرات مقابله یا برخورد با رفتاری را نداشته باشد، یا در گفتگوی منطقی مهارتی نداشته باشد، سعی میكند از طریق ناسزا انتقام بگیرد)
- اعتراض
- عوامل روحی، روانی (هرگاه فردی تحت تاثیر فشارهای روحی و روانی باشد، دشنام و ناسزاگویی بیشتری را بروز میدهد كه این امر میتواند ریشه در الگوپذیری خانواده، تربیت خانواده یا ویژگیهای خلقی، شخصیتی داشته باشد)
- خلق و ابداع (معمولا كودكان ناسزاگویی را جزیی از ابداعات خود محسوب میكنند و برای ابراز وجود از آن استفاده میكنند)
:: از مشاهده تا ناسزاگویی
روان شناسان و جامعه شناسان معتقدند كه مشاهده، در پرورش ناسزاگویی نقش مهمی دارد. فرد الگوهای خود را از طریق مشاهده ی افراد، دوستان، خانواده، جامعه و یا دیدن صحنههای ناسزا و دشنام میآموزد. حال اگر خانواده یا جامعه نسبت به ناسزاگویی بیتفاوت بوده و واكنشی نشان ندهند، چه اتفاقی میافتد؟ در این شرایط باید منتظر تكرار و تشدید ناسزاگویی در فرد باشیم كه جزیی از شخصیت وی میشود.
:: راهكارهای مبارزه با ناسزاگویی
1. آموزش
2. استفاده از روش تغافل (اگر افراد در مقابل ناسزا و دشنام طرف مقابل از شیوه تغافل استفاده كنند، ممكن است تاثیرگذار باشد، اما باید به این نكته نیز دقت شود كه نادیدهگرفتن ناسزاگویی یا خود را به نشنیدن زدن، نباید جنبه منفی به خود بگیرد و باعث تقویت رفتار ناسزاگویی شود و به نحوی باید از این شیوه استفاده كرد كه فرد در برابر غفلت ورزیدن دیگران احساس شرم و گناه كند و در نهایت تغییر رفتار دهد)
3. عدم ابراز حساسیت افراطی (در صورت نشان دادن حساسیت، فرد ناسزاگو به این باور میرسد كه او میتواند با ناسزاگویی طرف مورد خطاب خود را آزار دهد)
4. تهدید كلامی
5. شخصیت دادن (به عنوان مثال در زندگی زناشویی میتوان پس از رفتار ناسزاگویانه از این جمله كه "من انتظار بیشتری از تو داشتم" استفاده كرد)
6. سلب ناسزاگویی از دیگران (در برخی موارد فرد میتواند با این جمله كه "هر چند خطایی از من سر زده، اما تو اجازه توهین و ناسزاگویی را نداری" از دیگری سلب ناسزاگویی كند)
7. برابری توهین با یك رفتار (به فرد میگوییم هر چند خطا كردم، ولی دشنام و ناسزاگویی حق من نیست. شما میتوانید از روشهای تنبیهی دیگری استفاده كنید)
8. تنبیه یا محدود كردن (افراد نیازها یا علایق فرد ناسزاگو را از وی سلب كنند)
9. دادن اعتماد به نفس (گاهی ناسزاگویی ناشی از عدم اعتماد به نفس است. فرد به دنبال قدرتنمایی و ابراز وجود و توجه دادن دیگران به خود، از ناسزاگویی استفاده میكند. در این مواقع میتوانیم از طریق متوجه كردن فرد به رفتارهای مثبتش، اعتماد به نفس او را افزایش دهیم)
10. خویشتن داری (یعنی افراد میتوانند از طریق تمرین و خودآگاهانه زندگی كردن، از دشنام دادن خودداری كنند و لازمه آن به دست آوردن مهارتهای زندگی، توانمندیهای فردی یا تقویت هوش هیجانی افراد است)
11. مثبتاندیشی (افكار منفی باعث پرورش فحش و ناسزاگویی در ذهن میشوند)
12. توجه دادن افراد به شان اجتماعی خود (با توجه دادن افراد به شان و منزلت اجتماعی خود، گاهی میتوان آنها را از ناسزاگویی دور كرد)
13. ضبط كلمههای ناسزا و دشنام (شنیدن كلمات ناسزا، توسط فرد ناسزاگو ممكن است رفتار فرد را تغییر دهد)
1. اگر فرزند شما به مرحله خاصی از درس خواندن نزدیک است، چیدمان اتاق او میتواند کیفیت مطالعهاش را بالا ببرد
2. برای خواندن درس هم چراغ مطالعه لازم است و هم چراغ سقفی. کاهش نور، خوابآلودگی و حواسپرتی ایجاد میکند.
3. اگر بخشی از لباسها یا وسایل شخصی باقی افراد، در کمد لباس فرزند درسخوان شما است، لطفا همه را به جای دیگری منتقل کنید تا با رفت و آمد مداوم تمرکز او را به هم نزنید.
4. اجازه بدهید یادداشتها را با ماژیک روی دیوار بنویسد یا نوشتههای مهم را بچسباند. به مرور زمان این کار تبدیل به تفریح لذتبخشی برای او میشود که درس خواندن را آسان میکند ولی هزینه نقاشی دوباره خانه را روی دستتان میگذارد.
5. کامپیوتر را جلوی پنجره قرار ندهید که انعکاس نور آن چشم را بیازارد و لامپهای مهتابی و سفید را با لامپ معمولی عوض کنید حتی از فلورسنتهای ملایم و دلپذیر مانند صورتی استفاده کنید .
6. چند لیوان با تصاویر شاد و درخشان اطراف اتاق بگذارید و در آنها خودکارهای رنگی فانتزی قرار بدهید تا رغبت فرزندتان را نسبت به یادداشت برداشتن بیشتر کنید.
7. اگر جای کافی دارید، اتاق مطالعه او را از اتاق خوابش جدا کنید. در تختخواب درس خواندن درصد زیادی از یادگیری را کاهش میدهد. اگر هم فضا ندارید، کنار میز او و حدفاصل میز و تختخواب پارتیشن چوبی یا پارچهای با نقوش ساده طبیعی و رنگهای خوشایند آبی و صورتی قرار دهید.
8. به درس خواندن او مانند یک مراسم آیینی احترام بگذارید. روی میز گل تازه و یک چایساز یا فلاسک با قدری بیسکوییت و آجیل از نوع مورد علاقهاش بگذارید. تمام اینها تشویق عملی او برای ادامه درس است.
9. به هم ریختگیهای او را جمعآوری نکنید. ورقههای پراکنده و جزوههای روی زمین پخش شده و کتابها را به حال خود رها کنید تا به مرور زمان و ترتیب اهمیت خودش به سراغ آنان برود. تمیز و مرتب کردن یک باره اتاق او به وسیله شما هر گونه برنامهریزی و تمرکز ذهنی او را به هم میریزد.
ترس، احساس بدی است كه ما را از ارتكاب عمل یا فكری مثبت بازمیدارد یا فكر و عملی منفی را موجب میشود.
ترس، احساس بدی است كه ما را از ارتكاب عمل یا فكری مثبت بازمیدارد یا فكر و عملی منفی را موجب میشود. درواقع اگر بخواهیم بزرگترین عامل شكست انسان را معرفی کنیم، جوابش كلمهایست سهحرفی به نام ترس؛ ترس از شكست، طردشدن، تاریكی، ورشكستشدن، مسخرهشدن و...
همین افكار منفی است كه ما را از انجام هر عملی كه باعث پیشرفتمان میشود، بازمیدارد.
به گذشتهتان نگاهی بیندازید... چهقدر موقعیت مناسب داشتهاید كه بهخاطر ترس، آنها را از دست دادهاید و در همان حال، عدهی کمی هم بودهاند كه شجاعت داشته و آن راه را ادامه دادهاند و زندگیشان كاملاً متحول شده است؟
همهی انواع ترس، شكلی از بیایمانی نسبت به خدای بزرگ است چراكه اگر ما بهطور واقعی به خدا و قدرت بیانتهای او و اینكه او ما را آفریده و نگهبان و تنها یاریدهندهی ماست، ایمان داشته باشیم؛ از هیچچیز و هیچكس نخواهیم ترسید. آری، خدایی كه موجودات را آفرید و برای هریک راهی برای امرار معاش نشانداد، همه را در هر حال محافظت میكند.
این جملات را تنها كسانی درک میکنند كه در شرایطی خاص قرار گرفته بودهاند و هیچ راهحلی به نظرشان نمیرسید و ناگهان بهطرز معجزهآسایی، دستی از غیب، مشكل غیرقابل حل آنان (البته از نظر خودشان) را حلمیكند و میدانند كه همیشه این قدرت بینهایتِ خداست كه بالاتر از تمام قدرتهاست. كسانی كه با تمام وجود، خدا را باور داشته باشند و خود را جزئی جداییناپذیر از خدای بزرگ بدانند، از هیچ مشكلی نمیهراسند. آنان همچون كوه، استوار و پایدارند.
از هرچه میترسید، باید با آن روبهرو شوید و با تمام جسارت و شجاعت، بر دل ترس بتازید و ببینید چهقدر زود ترس، قدرت خود را از دست داده و نابود میشود.
متفاوت از بقیه عمل كنید و همچون فرماندهان موفق، بر ترسهای خود غلبهکنید تا یكی از بزرگترین رموز موفقیت را با تمام وجود درك كنید و مورد احترام مردم قرارگیرید. به همین دلیل است که تمام افراد بزرگ تاریخ، مورد تحسین همگان هستند زیرا آنان شجاع و قوی بوده و كارهایی انجام دادهاند كه دیگران حتی جرأت فكركردن به آنها را هم نداشتهاند.
تفاهم، حالتی بین دو یا چند نفر است که موجبات تأثیرگذاری و هماندیشی را فراهم میسازد و بهطور معمول زمانی بهوجود میآید که:
- با یک یا چند نفر، در روند همکاری و تشریک مساعی برای رسیدن به یک هدف مشترک، قرارداشته باشید.
- در یک حالت روحی- روانی و یا بهاصطلاح طول موجی باشید که طرف مقابلتان هم در آن حالت یا وضعیت قرار داشته باشد.
- آهنگ و نحوهی صحبتکردنِتان با مخاطب، در یک سطح یا نزدیک به هم بوده باشد.
- شما و مخاطبتان تا آنجا که مقدور است، دنیا و شرایط محیطی را بهصورتی مشابه یا نزدیک به یکدیگر بنگرید.
- یک چیز مشترک (زبان، ملیت، مذهب، علایق ورزشی و...) بینتان وجود داشته باشد.
- از ذهنیتی مشابه یا نزدیک به یکدیگر برخوردار باشید.
بهمنظور برقراری رابطهی صمیمانه و نزدیک با دیگران، راهکارهای مختلفی وجود دارد ازجمله اینکه با دیگری، در چیزی یا چیزهایی، دیدگاه نزدیک یا مشابه داشته باشید.
رسیدن به این هدف، بسیار آسان است؛ کافیست روحیهای قابل انعطاف داشته باشید و بتوانید برای مدت کوتاهی، از دنیایی که برای خود ساختهاید، خارج شوید و به جهانی پا بگذارید که دیگری یا دیگران، در آن زندگی میکنند. یکی از بزرگترین اشتباهات ما، این است که تصور میکنیم بقیهی مردم هم همانطور به جهان نگاه میکنند که ما مینگریم. در ارتباطات اجتماعی، هیچ روش واحدی برای درستنگریستن به جهان و اجتماع وجود ندارد. هرچند شما همواره میبینید در مغازهها یا فروشگاهها شعار «حق، همیشه با مشتریست» نوشته شده ولی درحقیقت این جمله، بیشتر یک خوشآمدگویی به مشتریان است. اگر در روابط اجتماعی و خانوادگی، فردی خود را محق کامل و دیگری را دچار اشتباه واضح تصور کند، هرگز مذاکره یا مشاوره، معنی و مفهوم پیدا نمیکند.
هدف از تفاهم، این است که دو نفر به دیدگاه و نتیجهی مشترکی برسند، نه اینکه یکی بخواهد به دیگری ثابت کند که حق با او بوده و هست!
راهکارهای رسیدن به تفاهم:
بهمنظور برقراری رابطهی نزدیک و رسیدن به تفاهم با طرف مقابل، در زیر راههایی پیشنهاد میگردد:
- اگر شما در مذاکره قابل انعطاف باشید، خیلی راحتتر میتوانید در ارتباط شغلی، زندگی و... به تفاهم برسید. اگر در یک مذاکره به این نتیجه رسیدید که تفاهم، بهعلت پافشاری شما روی دیدگاههایتان به خطر میافتد، به انعطافپذیری بیشتری فکر کنید. هدف مذاکره، تنها بحثکردن نیست، بلکه رسیدن به دیدگاه مشترک یا نزدیک به یکدیگر میباشد.
- زمانیکه دو نفر در یک موضوع یا مطلب به تفاهم برسند، در بسیاری از افکار و رفتارهای دیگر هم بهسادگی به تفاهم میرسند. برعکس، دو نفری که در وضعیت سوءتفاهم یا لجاجت و دشمنی قرارگرفتهاند، حتی حرفها و عقاید ساده و بدیهی یکدیگر را نقد کرده یا مورد مخالفت قرارمیدهند، هرچند صحت و حقانیت آنها برایشان واضح و روشن بوده باشد.
- برای اینکه در ایجاد و استمرار حس تفاهم مهارت پیدا کنید، باید این قابلیت را داشته باشید که نسبت به مطالب و اطلاعاتی که دیگران در اختیار شما میگذارند، حساس، بینا و دقیق شوید و سریع و متناسب با اطلاعاتِ کسبشده، اقدامات عملی خودتان را با نهایت انعطافپذیری، در راستای همنوایی و برقراری ارتباط نزدیک با آنان بهکار برید.
- در گذر زمان، با فراگیری زبانِ بدن، میتوانید با دقت در حرکات بدن، ژستها و نحوهی صحبتکردن دیگران، بیشتر از حرفهای آنان پی به نیات و عقایدشان ببرید. این کار، مهارت باارزشیست که بر اثر دقت و تیزبینی، در کنار مطالعه بهدست میآید.
تجزیه و تحلیل عوامل تأثیرگذار در ارتباط مؤثر
زمانیکه از نحوهی ارتباط مؤثر با دیگران صحبت میشود، ذهن ما متوجه موضوعاتی میشود که بهصورت کلامی، مذاکره، صحبت و یا رد و بدل جملات بین دو نفر صورتمیگیرد، درحالیکه تحقیقات متعدد و دقیق آماری، سه عامل مؤثر در این فرآیند را به اینصورت معرفی میکند:
1) تأثیر کلمات، عبارات و مطالب بیانشده: 7درصد
2) زبان بدن (حرکات بدن، دستها، چشمها و...): 55درصد
3) آهنگ، ظرافت و طنین صحبتکردن: 38درصد
در بانکها، فروشگاهها، دفاتر فروش بلیط هواپیما، ادارات، شرکتها و... درحالیکه مدیران و تصمیمگیران سالمند، در دفترهایشان بسیار جدی بوده و دور از چشم مشتریان و بهاصطلاح اربابرجوع قراردارند، در خط اول ارتباط با مراجعان، افرادی جوان، مؤدب، شاداب، باحوصله، برازنده و با لحن صدایی زیبا و آرامبخش را قرارمیدهند.
همنوایی و استفاده از حس برترِ مخاطب
برای اینکه حس تفاهم، دوستی، اعتماد و احترام دیگری را جلب کنید، سعیکنید خودتان را مشابه او جلوه دهید. اگر او به تیم ورزشی خاص، شهر بهخصوص یا موضوع ویژهای علاقه دارد، با اشتیاق در همین زمینهها صحبت کنید. روانشناسی مدرن، ثابت کرده که برای برقراری ارتباط دوستانه یا کاری، مؤثرترین روش، همنواییست که میتواند هدایت فرد مقابل در مسیر مناسب و دلخواه را بهدنبال داشته باشد.
در هر فرد، یک حس برتر وجود دارد که بیشتر از این کانال حسی، برای ارتباط با دیگران و یا جهانِ خارج استفاده میکند. پیداکردنِ این حس برتر، بهصورتی ساده در زمانی که او در پایان یک مکالمهی تلفنی با شما خداحافظی میکند، به اینصورت قابل تشخیص است. برای مثال:
- اگر او در زمان خداحافظی بگوید: «بهت زنگ میزنم»، حس برتر و محبوب او، حس شنواییست.
- اگر بگوید: «بعداً تو را میبینم»، حس برتر او، بیناییست.
- اگر در زمان خداحافظی بگوید: «بعداً با تو تماس میگیرم»، حس برتر او، لمسیست.
در زمان صحبتکردن با فردی که حس برتر او بیناییست، میتوانید از چنین عباراتی استفاده کنید:
«... من آیندهی روشنی را میبینم، افقهای شفاف و چشماندازهای زیبایی در برابر ما قراردارد، بهصورت زیباتری به دنیا نگاه کنیم.»
در زمان صحبتکردن با فردی که حس برتر او لمسیست، بهکار بردن عبارات زیر، سودمندتر است:
«... ما نباید زیاد به گذشته فکرکنیم، بهتر است سردیهای گذشتهی زندگی یا کار را با حرارت، ظرافت و لطافت آینده، جایگزین کنیم.»
در زمان صحبتکردن با فردی که حس برتر او چشاییست، این عبارات مفیدتر است:
«در گذشتهی تمام افراد جامعه، تلخیهایی وجود دارد که با شیرینی آینده عوض میشود، ما نباید زود عصبی و ناامید شویم، چون تمام این تحولات، شیرینی زندگی هستند.»
زمانی که دخترم مالیا 4 ماهه بود من تصمیم گرفتم که اندام مناسبی داشته باشم. تمرینات و ورزشهای روتین همسرم باراک، حتی کوچکترین تغییری هم نمی کرد.
قانون سلامت او: به خودتان اجازه دهید شاد باشید. در این مقاله، او عادات خوردن، برنامه روتین ورزشی اش و راز اعتماد به نفسش را که به دخترانش انتقال داده ، بازگو می کند.
* تناسب اندامتان را در اولویت هایتان قرار دهید زمانی که دخترم مالیا 4 ماهه بود من تصمیم گرفتم که اندام مناسبی داشته باشم. تمرینات و ورزشهای روتین همسرم باراک، حتی کوچکترین تغییری هم نمی کرد. این قضیه مرا عصبانی می کرد اما من از او یاد گرفتم که ورزش را یکی از اولیتهایم قرار دهم.
به همسرم گفتم: من هم صبح ها بیدار می شوم و قبل از اینکه به مالیا شیر بدهم ورزش می کنم. صبحها ساعت 4:30 بیدار می شدم و به باشگاه می رفتم. هرچه بیشتر ورزش کنید بیشتر به آن عادت می کنید. و هرچه از ورزش کردن بیشتر نتیجه بگیرید جدی تر ورزش می کنید. این موضوع است که مرا به ورزش کردن تشویق می کند.
* بین مادر بودن و کارهای خودتان تعادل برقرار کنید شما می توانید یک مادر خوبی برای فرزندتان باشید و در کنار آن به ورزش کردن روزانه تان هم بپردازید، استراحت کنید و شاغل هم باشید. مادرم به من یاد داد که بین مادر بودن و کارهای شخصی ام تعادل برقرار کنم.
* اجازه دهید شاد باشید شاد بودن یک حس فیزیکی، درونی و یک حالت عاطفی است. همه اینها به هم گره می خورد. در تمام زندگی ام، یاد گرفتم که شاد باشم. حتی وقتی که من شادم همسرم از من هم شادتر است. او همیشه می گوید: تو فهمیدی که چه کار باید کنی. زیرا او متوجه شده که شادی یک فرد چیزهای اطرافش را هم تحت الشعاع خود قرار می دهد.
* خودتان را در اولویت قرار دهید من، خودم را در اولویت لیست کارهایم قرار میدهم و کارهایی را انتخاب می کنم که مرا شاد کند، زیرا شاد شدن من به فرزندانم، همسرم انتقال پیدا می کند و سلامتم را تضمین می کند . اینکه خانمها خودشان را در اولویت قرار دهند برایشان کار سختی است. این درسی است که من به دخترانم یاد می دهم شاید آنها زودتر این را تجربه کنند.
* سنتان را با آغوش باز بپذیرید سنم مرا نمی ترساند. من به مادر 72 ساله ام نگاه می کنم که شاد و سرزنده است. برای من در این سن همه چیز خوب شاید هم بهتر اتفاق می افتد. هدفم این است که یک زن 70 ساله سالم و سرزنده بشوم.
* شادی هایتان را مشخص کنید خوشحالی من زمانی است که دخترانم خوب باشند و کانون خانواده ام گرم باشد. رفتن به کاخ سفید، و آنچه که باعث استرس همسرم و من می شود اگرچه قابل کنترل است اما نگران کننده است. اما زمانی که دخترانم به خانه می آیند و به من می گویند: ما اینجا را دوست داریم، من هم احساس خوشحالی می کنم و متوجه می شوم که همه چیز خوب پیش می رود. وقتی دخترانم خوشحال شوند، ما هم احساس خوبی داریم.
* تا جوان هستید، سالم باشید من همیشه دوست دارم اندام خوبی داشته باشم. نکته ای که متوجه شده ام این است که وقتی پیر می شوی، باید کارهای بیشتری انجام دهی. زمانی که جوانتر بودم، هرآنچه که می خواستم می خوردم، هرچقدر می خواستم ورزش می کردم، یا اگر ورزش هم نمی کردم و آنچه را که دوست داشتم می خوردم اندامم همان طور می ماند. اما حالا باید هر دوی آنها را انجام دهم. من ورزشها و تمریناتم را متنوع انجام می دهم. ورزشم فقط شامل یک نوع تمرین نیست بلکه حرکاتی را که انعطاف پذیری بدنم را بالامی برد را هم انجام می دهم. یوگا انجام می دهم و بدنم را خوب کش و قوس می دهم. من به همه جوانها توصیه می کنم در جوانیتان اندام مناسبی داشته باشید زیرا راحت تر است. اما اگر 30 سالتان شد و بخواهید فقط چند کیلو وزن کم کنید شاید فقط بتوانید پیاده روی کنید.
* ورزشهایی که از آنها لذت می برید انجام دهید من ورزشهایی را انتخاب می کنم که فاصله زمانی داشته باشد زیرا نمی توانم طولانی مدت ورزش کنم. درنتیجه هر موقع ورزشم تمام می شود کاملا شاد هستم. من از ورزش دادن بازوهایم لذت می برم زیرا شما می توانید موفقیتم را در داشتن بازوهای قوی و عضله های محکم ببینید.
* می توانید بعد از 40 سالگی هم سالم بمانید من در 40 سالگی بهترین اندام دوران زندگی ام را داشته ام. زیرا زمان زیادی برای ورزش کردن دارم و دخترانم هم بزرگ شده اند. یک زمانی درست قبل از اینکه دوره ریاست جمهوری همسرم شروع شود من واقعا اندام خوبی داشتم. او با خنده می گوید که بعد از این بود که همسرم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.
* رژیمتان را با موقعیتهای جدید تنظیم کنید رژیم من در کاخ سفید خوب است اما اینجا بعضی از نانواها خوب هستند. من نمی توانم اعتراض کنم چون من اینجا زندگی می کنم و اینجا بسیار خوب است. اما اگر شما شیرینی پای دوست داشته باشید اینجا شیرینی های فوق العاده ای دارد.
* از همه چیز در حد متعادل لذت ببرید من سعی می کنم از چیزی بدم نیاید. من عاشق چیپس، برگر و شیرینی پای هستم. اگر روزی نتوانم آنها را بخورم افسرده می شوم. من دوست ندارم دخترانم هم از غذایی بدشان بیاید. وقتی دختر بزرگم می پرسد: می تونم شیرینی پای بخورم؟ من می به او می گویم: مگر دیروز نخورده بودی؟ و او می فهمد که باید هر شب شیرینی پای بخورد.
* هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید من می دانم چه چیزهایی مرا شاد می کند. لباسهایی انتخاب می کنم که مرا شاد می کند. گاهی اوقات افرادی را می بینم که مثل لباسهایم پوشیده اند و گاهی اوقات هم نمی بینم. من سعی می کنم به ندای درونی ام گوش دهم. پیام من به خانم ها این است که: هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید زیرا همیشه یک نفر وجود دارد که برخلاف شما فکر می کند. اگر انتخابتان خوب یا بد، درست یا اشتباه باشد، برای شماست و خودتان مهم هستید.
* یک شخص حامی برای خود پیدا کنید وقتی که من شاد نیستم، همه می فهمند زیرا من به آن ادامه نمی دهم. فورا علت آن را بررسی می کنم. با دوستانم، همسرم و مادرم صحبت می کنم و خودم را تخلیه می کنم. حتی اگر جوابی هم نگرفتم، انتقال احساسات به من کمک می کند. خیلی خوب است که مادرم اینجا است. من به سوئیت کوچکش می روم و فقط به او می گویم: چه خبر مادر؟ و سپس شروع می کنم به حرف زدن.
* از وسایل کم هزینه و در دسترس استفاده کنید رژیم غذاییم خیلی ابتدایی و ساده است. صورتم را با محلولهای پاک کننده می شویم. و از مرطوب کننده های با اس پی اف استفاده می کنم. معمولا به متخصص پوست مراجعه می کنم اما زمان زیادی ندارم که همیشه این کار را انجام دهم.
* به اندازه کافی بخوابید ساعت 4:30 صبح که برای ورزش کردن بیدار می شوم ساعت 8 خوابم می گیرد. به رختخواب می رم و تا ساعت 10 می خوابم. و معمولا هم قبل از اینکه ساعت مرا بیدار کند خودم بیدار می شوم.
* روابطتتان را تقویت کنید یکی از مواردی که باعث شد من به باراک علاقه مند شوم صداقت او بود. هرآنچه که احساس می کند بی درنگ بیان می کند. من به عنوان زنی که باراک دوستش دارد و حاضر می شود در همه جا نشانم دهد احساس خوشبختی می کنم.
احساس خشم در افراد مبتلا به بيماريهاي مزمن رايج است. اما خشمگين بودن هميشه به سلامت جسمي و عاطفي شما صدمه ميزند
اگر مبتلا به بيماريهاي مزمني مانند ديابت هستيد، اين توصيهها به شما كمك ميكند تا بتوانيد با خشم خود كنار بياييد:
* مشخص كنيد كه از چه چيزي عصباني هستيد، و فكر كنيد كه چگونه خشمتان بر زندگيتان اثر ميگذارد.
* شيوههايي را بياموزيد كه تا هنگام احساس خشم خودتان را آرام کنید. نفسهای عمیق و آرام بکشید، بنشینید و برای چند دقیقه آرام بمانید. * سعی کنید که چیزهایی را که شما را خشمگین میکند، تغییر دهید. * در مورد خشم خود یادداشت روزانه نگهدارید، و برای کنار آمدن با هر موقعیت عصبانیکننده راه بهتری را پیدا کنید. * از خشمتان برای انگیزهبخشی برای تغییر دادن زندگیتان استفاده کنید.
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطورمي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت .
کک، فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند. ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنهابه نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد وهمان اتفاق مي افتد. اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده. درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد.
فيلها رامي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نميدهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه. به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند. علت اين است که آنها دربچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند، از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و ميايستند. آنها اين محدوديت را پذيرفته اند. دکتر ادن رايل يک فيلم آموزشي در موردمحدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است. نام اين فيلم ، مي توانيد بر خود غلبه کنيد استدر اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي موردعلاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار درظروف شيشه اي. دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه ايبه عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيندآيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او دراطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد . ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشها درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا مابه خود مي گوييم نمي توان فلان کار را و بهمان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود. محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرشماست؟
شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج.
نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد.
صدای فریاد و نالههای دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش میرسید.
مبهوت فریادها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت:
این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را میشنویم. چون در بین ما نیست همین فریادها به ما میگوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال میشویم که نفس میکشد.
ناصر خسرو گفت: میخواهم به پیش آن مرد روم.
مرد گفت: بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد.
ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود.
مرد به آن دو گفت از جان من چه میخواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم.
ناصر خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی همراه من شو.
چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدمهای جدید و زندگیهای گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود…
چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم.
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود..
سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت.
اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ میگوید:
“سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان میکنی. به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو.
لبخند آدمیان اندیشههای سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ”
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند.
باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.
تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند. 1. اجتناب از دعوا به طور کل:
به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.
2. حالت دفاعی گرفتن:
بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.
3. تعمیم افراطی:
بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.
4. حق داشتن:
اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.
5. روانکاوی:
بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.
6. گوش ندادن:
بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.
7. تقصیر را گردن دیگری انداختن:
بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.
8. سعی در برنده شدن در دعوا:
هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.
9. حمله های شخصیتی:
گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.
10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن:
وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.
" و بطور کلی به جای اینکه دست به هر کاری بزنید که به او بفهمانید که دوستش دارید به او بگویید که دوستش دارید. "
این برنامه برای ترك سیگار در طول سه هفته طراحی شده است. اگر زمان كوتاهتر یا بلندتری را مد نظر دارید می توانید این برنامه را متناسب با زمان بندی خود تنظیم كنید.
هفته اول
عادت های سیگار كشیدن خود را بررسی كنید.
از نحوه سیگار كشیدن خود یادداشت برداری كنید، هر روز و هر زمانی كه سیگار می كشید موارد زیر را یادداشت كنید:
- زمان
- نوع كاری كه در حال انجام آن هستید
- دلیل سیگار كشیدن در آن زمان
- احساسی كه بعد از سیگار كشیدن دارید
- در پایان هر روز الگوی سیگار كشیدن خود را مرور كنید؛ چه چیز شما را وادار به استعمال سیگار می كند؟ كسالت، خشم، كارسخت، عصبانیت یا موقعیت های خاص اجتماعی؟ در جستجوی سایر روش ها برای روبرو شدن با این احساسات و شرایط باشید.
هفته دوم
برخی عادت ها را تغییر دهید.
برنامه ترك سیگار خود را مرور كنید. برنامه روزمره خود را به نحوی تغییر دهید كه سیگار كشیدن سخت تر به نظر بیاید.
- سیگار را نخی و دانه ای بخرید، نه بسته ای یا جعبه ای.
- مصرف چای یا قهوه خود را نصف کنید(زیرا نوشیدن چای یا قهوه و بخصوص قهوه معمولاً به استعمال سیگار می انجامد) و به جای آن پیاده روی كنید یا یك لیوان آبمیوه بنوشید.
- اگر معمولاً هنگام معطل شدن در ترافیك سنگین سیگار می كشید، به جای آن آدامس بدون قند یا آب نبات در ماشین و در دسترس داشته باشید.
- از محیط هایی كه پردود هستند دوری كنید.
- زمان كشیدن سیگار روزانه را به تأخیر بیاندازید، سعی كنید هر سه یا چهار روز یك بار، اولین سیگار را دیرتر بكشید.
ممكن است پزشك برای كمك به شما داروی ضد افسردگی تجویز كند.
هفته سوم
شمارش معكوس را آغاز كنید.
به اطرافیانتان یادآوری كنید كه زمان ترك كامل نزدیك است. به تعویق انداختن سیگار روزانه را ادامه دهید.
همچنین:
- سعی كنید یك روز كامل سیگار نكشید.
- در اتومبیل فندك نداشته باشید.
- سیگار را با دست مخالف بگیرید.
شب قبل از ترك كامل، باقی مانده سیگارهایتان را در آب خیس كنید و در سطل زباله بریزید. تمام زیرسیگاری ها، فندك ها و كبریت ها را دور بریزید. از محصولات جایگزین نیكوتین یا كمك های دیگر استفاده كنید. قبل از خواب، دلیل های ترك سیگار را مرور كنید. خود را فاتح بر سیگار و در راه بازگشت به سلامتی تجسم كنید.
هفته چهارم
روز ترك نهایی
یك روز خاص این هفته را انتخاب كنید، وقتی از بستر برمی خیزید علت های ترك سیگار را با خود مرور كنید. با خودتان تكرار كنید «به مدت یك روز قادر به انجام هر كاری هستم» احساستان را در دفتر یادداشت خود بنویسید و برای جلوگیری از بازگشت، از هر كمك دیگری كه در برنامه دارید استفاده كنید. از نوشیدنی های حاوی كافئین اجتناب كنید، چرا كه این مواد تمایل به مصرف نیكوتین را افزایش می دهد. از مكان هایی كه شما را به یاد سیگار می اندازد دوری كنید. به خاطر داشته باشید، تمایل شدید به سیگار كشیدن در زمان ترك اعتیاد طبیعی است.
اگر مشكل بی خوابی دارید، قبل از خواب یك قاشق ماست یا یك لیوان شیر گرم بنوشید. شیر و ماست حاوی مواد شیمیایی به نام تریتوفان است كه آرام بخش بوده و برای خوابیدن بهتر به شما كمك می كند.
این میل معمولاً چند دقیقه ای بیشتر طول نمی كشد. زمانی كه حس نیاز شدید به كشیدن سیگار می كنید، نفس عمیقی بكشید و سپس یك لیوان آب بنوشید؛ یا این كه كمی ورزش كنید، یك بسته آدامس، تكه های هویج، یا تكه های دارچین را برای مكیدن در دست داشته باشید. هدف امروز شما : سیگار نكشیدن.
ممكن است ناآرام و بیقرار باشید یا مشكل تمركز داشته باشید و به همین خاطر احساس تنفر خود را از سیگار كشیدن نشان دهید. اگر مشكل بی خوابی دارید، قبل از خواب یك قاشق ماست یا یك لیوان شیر گرم بنوشید. شیر و ماست حاوی مواد شیمیایی به نام تریتوفان است كه آرام بخش بوده و برای خوابیدن بهتر به شما كمك می كند. آیا این كارها را انجام دادید؟ خیلی خوب! فردا آسان تر خواهد بود. اگر این كارها را انجام ندادید، احساس گناه نكنید، این به معنای ناكامی و عدم موفقیت شما نیست، ترك كردن یك پروسه است نه یك اتفاق.
هفته پنجم
استقامت نشان دهید.
از آنچه به دست آورده اید شاد باشید. اگر هنوز هم ترك نیكوتین باعث بروز مشكلاتی در خواب شما می شود، به تمرینات تنفس عمیق ادامه دهید.
میل به کشیدن سیگار معمولاً چند دقیقه ای بیشتر طول نمی كشد. زمانی كه حس نیاز شدید به كشیدن سیگار می كنید، نفس عمیقی بكشید و سپس یك لیوان آب بنوشید؛ یا این كه كمی ورزش كنید، یك بسته آدامس، تكه های هویج، یا تكه های دارچین را برای مكیدن در دست داشته باشید.
زمانی كه وسوسه می شوید سیگار بکشید، به مكان هایی بروید كه سیگار كشیدن در آنجا ممنوع است؛ مثلاً سینما. خیلی تمرین كنید. از داروهای تجویز شده توسط پزشك متخصص یا جایگزین های نیكوتین استفاده كنید. یادداشت های خود را ادامه دهید. هر شب قبل از رفتن به رختخواب، از این كه آن روز از شیطان نیكوتین دور بوده اید خوشحال باشید. وقتی صبح ها از خواب برمی خیزید، نفس عمیق بكشید و هوا را استشمام كنید. الان سرحال تر از هفته قبل هستید.
هفته ششم
دارید به هدفتان می رسید!
برنامه خود را ادامه دهید... دارید به نتیجه می رسید! در مورد پیوستن به یك باشگاه سلامتی فكر كنید (از پولی كه برای خرید سیگار صرف می كردید استفاده كنید) با دقت در آینه به خود نگاه كنید، به دندان های تمیزتر، پوست سالم تر و موهای شفاف تر خود توجه كنید.
مواظب باشید عواملی كه باعث پسرفت شما می شود فریبتان ندهد: جر و بحث، معطل شدن در ترافیك سنگین یا ملاقات دوستانی كه بعد از مدت ها شما را به کافه تریا دعوت می كنند... در پایان هفته، موفقیت خود را جشن بگیرید، اما باز هم مواظب باشید. برای برخی افراد ترك میل و عطش شدید استعمال سیگار، سال ها به طول می انجامد.
مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند كه برای افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی افراد، آموزش داده میشوند و فرد را قادر میسازند كه بهطور مؤثر، با كشمكشهای زندگی روبهرو شود.
مهارتهای زندگی، آنچه برای مقابله با مشكلات باید بدانیم
مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند كه برای افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی افراد، آموزش داده میشوند و فرد را قادر میسازند كه بهطور مؤثر، با كشمكشهای زندگی روبهرو شود.
هدف از آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی و درنهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیبزننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است. بهطور كلی هدف از آموزش مهارتهای زندگی، ایجاد روابط بینفردی مناسب و مؤثر، انجام مسؤولیتهای اجتماعی به بهترین شکل، گرفتن تصمیمهای صحیح، حل تعارضها و كشمكشها بدون توسل به اعمالی كه به خود و یا دیگران صدمه میزنند، میباشد.
مهارتهای اصلی و اساسی:
ماهیت و تعریف مهارتهای زندگی، در كشورها و فرهنگهای مختلف، متفاوت میباشد، با این حال، تحقیق در زمینهی برنامههای اجراشده در مورد سلامت روانی كودكان و نوجوانان، نشانمیدهد در آموزش مهارتها، بر چند مهارت اصلی و اساسی تأكید بیشتری شده است ازجمله:
- توانایی تصمیمگیری: این توانایی، به فرد كمك میكند تا بهنحو مؤثری در مورد مسائل زندگی، تصمیمگیری نماید. اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد کارهایشان تصمیمگیری نمایند، جوانب مختلف انتخابها را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی كنند، بهطور مسلم در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرارخواهند گرفت.
- توانایی حل مسأله: این توانایی، فرد را قادر میسازد تا بهطور مؤثرتری مسائل زندگی را حلنماید. چنانچه مسائل مهم زندگی حلنشده باقیبمانند، استرس روانی ایجاد میكنند كه به فشار جسمانی منجر میشود.
- توانایی تفكر خلاق: این نوع تفكر، هم به حل مسأله و هم به تصمیمگیریهای مناسب كمك میكند. با استفاده از این نوع تفكر، راهحلهای مختلف مسائل و پیامدهای هریك از آنها بررسی میشوند. این مهارت، فرد را قادر میسازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم، دریابد و حتی زمانی كه مشكلی وجود ندارد و تصمیمگیری خاصی مطرح نیست، با سازگاری و انعطاف بیشتری به زندگی روزمره بپردازد. - توانایی تفكر نقادانه: تفكر نقادانه، توانایی کسب اطلاعات و تجارب میباشد. آموزش این مهارت به نوجوانان، آنان را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها و فشار گروه، مقاومت كنند و از آسیبهای ناشی از آن، در امان بمانند.
- توانایی برقراری ارتباط مؤثر: این توانایی به فرد كمك میكند تا بتواند از طریق ارتباط كلامی و غیركلامی و مناسب با فرهنگ جامعه، خود را نشاندهد. بدین معنی كه فرد بتواند نظرها، عقاید، خواستهها، نیازها و هیجانهای خود را ابراز و بههنگام نیاز، از دیگران درخواست كمك و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای كمك و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری، از عوامل مهم برای تداوم یك رابطهی سالم است.
- توانایی برقراری روابط بینفردی سازگارانه: این توانایی به ایجاد روابط بینفردی مناسب و مؤثر با انسانهای دیگر كمك میكند. روابط گرم خانوادگی، بهعنوان یك منبع مهم حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم، نقش بسیار مهمی در زندگی افراد دارد.
- توانایی خودآگاهی: خودآگاهی، توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواستهها، ترسها و انزجارها میباشد. رشد خودآگاهی، به فرد كمك میكند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این بهطور معمول پیششرط روابط بینفردی مؤثر و همدلانه است.
- توانایی همدلی با دیگران: همدلی به این معنیست که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی تا زمانی كه در آن شرایط قرار ندارد، درك كند. همدلی به فرد كمك میكند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنان بسیار متفاوت است، بپذیرد و به آنان احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و منجر به ایجاد رفتارهای حمایتكننده و پذیرنده نسبت به دیگران میشود.
- توانایی مقابله با هیجانها: این توانایی، فرد را قاد میسازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوهی تأثیر هیجانها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبی در برابر هیجانهای مختلف نشاندهد. اگر با حالتهای هیجانی مانند غم، خشم و اضطراب، درست برخورد نشود، این هیجانها، تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی فرد خواهد گذاشت و پیامدهای منفی بهدنبال خواهد داشت.
- توانایی مقابله با استرس: این توانایی، شامل شناخت استرسهای مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است. شناسایی منابع استرس و نحوهی تأثیر آن بر انسان، فرد را قادر میسازد تا با اعمال و موضعگیریهای خود، فشار و استرس را كاهش دهد.
آموختن و بهكارگیری مهارتهای زندگی، بر احساس فرد از خود و دیگران، به اندازهی ادراك دیگران از او اثر میگذارد. مهارتهای زندگی، بر اداراك افراد از كفایت خود، اعتمادبهنفس و عزتنفس، اثر دارد و بنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد. همراه با ارتقای سطح بهداشت روان، انگیزهی فرد در مراقبت از خود و دیگران، پیشگیری از بیماریهای روانی، پیشگیری از مشكلات بهداشتی و مشكلات رفتاری، افزایش مییابد.
در این مقاله پنج توصیه فوق العاده برای آغاز یک روز با نشاط را به شما پیشنهاد می دهیم.
* قبل از اینکه از رختخواب خود بلند شوید به شما توصیه می کنیم :
هنگامی که چشمانتان را باز می کنید،و همان در رختخواب که هستید حرکات کششی انجام دهید،حرکاتی مانند حرکات گربه بر روی دو زانوی خود بنشینید و به سمت جلو خود را بکشید سر خود را بین دو دوست خود قرار دهید،و مدتی در این حالت بمانید.
* قبل از اینکه صبحانه تان را میل کنید توصیه می کنیم که یک لیوان آب بنوشید. زیرا شما بعد از هفت یا هشت ساعت که از خواب بیدار می شوید بهتر است اولین ماده ای خوراکی که می نوشید آب باشد زیرا با نوشیدن آب سمومی که در بدن شما در طول یک شبانه روز ساخته شده است و طی فعل و انفعالات بدن به وجود آمده اند و اکنون در نقاطی از بدن شما جمع شده اند را با نوشیدن آب دفع می کنید.
* صبحانه بخورید : صبحانه ای که دارای ارزش غذایی پروتئنی باشد.بهتر است صبحانه ای را داشته باشید که دارای موادی مانند گندم باشد. * خون تان را به جوشش و حرکت در بیاورید: این جمله بدین معنی می باشد که با صبحانه ی خود یک فنجان قهو بنوشید،قهوه علاوه بر ارزشی که گفته شد باعث می شود که شما در طول روز آرامش بیشتری به اعصاب خود داشته باشید.کمی نرمش و ورزش نیز انجام دهید البته قبل از خوردن صبحانه !!
* به دومین فنجان قهوه نه بگوید زیرا تنها یک فنجان قهوه می تواند مفید باشد اما فنجان دوم دیگر اهمیتی ندارد.بهتر است فنجان دوم قهوه تان را هنگامی که از فعالیت بیرون به منزل برگشتید میل کنید.
ويژگيهاي شخصيتي ما بسيار بيشتر از تعيين چرخههاي اجتماعي در زندگي ما تاثير گذار هـسـتـنـد. اسـتـفن بويل محقق مركز پزشكي دانشگاه دوك در كاروليناي شمالي در اين باره اظهار داشت: اين ايده كه رفتار يا شخصيت ميتواند در بلند مدت روي سلامت انسان تاثير بگذارد موضوع تازهاي نيست اما در اين مقاله ميزان اين تاثيرگذاري مورد بررسي قرار گرفته است.
محققان ميگويند؛ درحالي كه افراد عصبي زودتر تحليل ميروند و ممكن است جان خود را به خطر بيندازند، برخي از افراد نيز به دليل ويژگيهاي شخصيتي خاص خود ممكن است بيشتر عمر كنند. در اين تحقيق، پژوهشگران 7 نوع تفكر را عنوان كردهاند كه سلامت فرد را به خطر مياندازند و بر جسم انسان تاثيرات نامطلوبي بر جاي ميگذارند كه عبارتند از: 1- اسـتـرس:
تحقـيـقات نشان ميدهد استرس و نگراني در طولاني مدت ميتواند كُشنده باشد؛ بهويژه استرسهاي محل كار كه احـتـمال ابتلا به بيماريهاي قلبي، آنفلوانزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد ميكند.
2- غصه و تقدير:
اندوهگين بودن، نه تنها از نـظـر اجـتـمـاعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان ميدهد افراد مبتلا به بيماريهاي عروقي اگر اندوهگين و غـصـه دار بـاشـنـد زودتـر مـيمـيرند. محققان ميگويند نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و همچنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير ميگذارد.
3- اضطراب:
بر اساس يافتههاي علمي، ميزان ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كـــمـــتـــــر مـــضـــطـــــرب مـــــيشــــونــــد، پــــايــيــــنتــــر است. تحقيقات نشان داده است خطر ابتلا به زوال عـقـل در سـالـمـنـدانـي كـه آرام هـستند،50 درصد كاهش مييابد.
4- فـقـدان خـويشـتـنداري:
آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نميتوانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست دادهايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتنداري ميتواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان ميگويند انـسـانهـاي خـوددار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند.
5- دلواپسي:
افراد به شدت عصبي كه دائـمـا نـگـران و مـضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر ميميرند. بهعلاوه، اين افراد اغلب بيشتر سيگار ميكشند به اميد اين كـه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه ميكنند.
6 - بيهدفي در زندگي:
اگر احساس ميكنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عـمـرتـان كوتاه خواهد شد. پژوهشها نشان ميدهد كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نميشوند و ديرترهم ميميرند.
7 - بدبيني:
بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازميگردد و خــطـر ابـتلا به بيماريهاي قلبي را افزايش مـــيدهـــد. ايـــن افــراد اغـلــب در رفـتــار مـردم انگيزشهاي خصمانه پيدا ميكنند. دكتر بويل در مــطــالــعـات خـود نـشـان داده افـراد بـدبين 25درصد بيش از ديگران در معرض ابتلا به بيماريهاي قلبي هستند و به مراتب استرس بيشتري را در طول زندگي تجربه ميكنند.اگر شما هم صادقانه تصور ميكنيد كه هركدام از اين مشكلات را داريد، از همين امروز به خاطر سلامت خودتان هم كه شده براي رفع آن تلاش كني
در اینجا ما پیشنهاداتی به شما ارائه میدهیم كه نه فردی پرحرف و خسته كننده باشید و نه فردی منزوی و خجالتی. مثل تمام جنبههای زندگی حفظ تعادل بهترین گزینه است.
صحبت كردن یكی از نیازهای طبیعی انسانهاست و اگر بخواهیم حق مطلب را بهتر ادا كنیم، باید بگوییم حرف زدن یكی از مهارتهای زندگی است كه برای توسعه و تداوم روابط سالم و مستحكم لازم است
همچنین نحوه سخن گفتن و عادتهای كلامی تا حد بسیار زیادی بازگوكننده شخصیت افراد است. بعضی از مردم آنقدر حرف میزنند كه همه ترجیح میدهند از مصاحبت با آنها اجتناب كنند، و برخی دیگر آنقدر كمحرفاند كه حتی در زمانی كه به حرف زدن احتیاج هست نیز از اینكار طفره میروند.
در اینجا ما پیشنهاداتی به شما ارائه میدهیم كه نه فردی پرحرف و خسته كننده باشید و نه فردی منزوی و خجالتی. مثل تمام جنبههای زندگی حفظ تعادل بهترین گزینه است.
چه مواقعی پر حرف میشویم؟
وراجی كردن و مسلسل وار حرف زدن، شاید برای شخص سخنگو لذت بخش و دل انگیز باشد اما مسلماً اگر نظر شنونده را هم بپرسید، تناقض این نظرات كاملاً برایتان مشهود خواهد بود.
گاهی مواقع پرحرفی بجز دلایل شخصیتی میتواند دلایل دیگری نیز داشته باشد، از جمله وقتی:
عصبی هستیم یا احساس ناامنی میكنیم
اغلب مواقع وقتی حس تعادل درونی ما دچار نوسان میشود و احساسات ضد و نقیض ما را احاطه میكند، ناخوداگاه سعی میكنیم این احساس را با تندتند حرف زدن جبران كرده و بپوشانیم.
در چنین مواقعی آنچنان با جدیت به حرف زدن ادامه میدهیم كه گویی برای جلوگیری از برقراری سكوت مسئولیتی به عهده ما گذاشته شده و وظیفه داریم برای ادای این وظیفه دست به ایراد هر سخنی بزنیم حتی اگر این سخنان كاملاً بیربط و بیمعنی بوده و فقط جنبه حرافی داشته باشد.
اما اگر حرف چندان جالب توجه، باارزش، و مهمی برای گفتن ندارید، نباید بابت این سكوت زیاد نگران باشید و خود را مجبور به سخن گفتن بدانید. با این آرامش كنار بیایید و اجازه دهید احساس نیاز برای گفتوگو كردن روند طبیعی خود را طی كند و خود به خود به جریان بیفتد.
وقتی درباره خودمان صحبت میكنیم
صحبت كردن درباره خود بزرگترین اشتباهی است كه همه مردم مرتكب میشوند. حتماً تا بحال با افرادی كه دائماً در حال بازگو كردن خاطرات و تجربیات شخصی هستند مواجه شدهاید، آنها در قبال كوچكترین كلامی كه از طرف شما گفته شود سیلی از حرفهای خسته كننده را به سوی شما روانه میكنند و هیچ توجهی نیز به بیقراری و كلافگی شما نشان نمیدهند.
«برای دیگران سخن بگویید نه بهخاطر خودتان» این قانون طلایی همه جا جواب میدهد. درست نیست كه هدف ما از صحبت كردن صرفاً شخصی باشد و تنها برای درد و دل كردن و سبك شدن باب گفتگو را باز كنیم.
مثل تمام رابطههای دو طرفه در اینجا هم باید به طرف مقابل توجه نماییم و برای آنها احساس ارزشمندی به ارمغان بیاوریم. اما اگر فقط بخواهیم درباره خودمان صحبت كنیم و فقط نفس خود را ارضا كنیم، همان بهتر كه فقط و فقط خودمان مخاطب حرفهایمان باشیم.
برای اینكه متوجه شوید سخنانتان چقدر برای طرف مقابل خسته كننده و كسالت آور است، به زبان بدن آنها دقت كنید.
اگر از حركات و احوالات آنها اینطور برمیآید كه تلاش میكنند به هر بهانهای از دستتان در بروند، اگر سرشان را در دستانشان گرفتهاند، اگر به نقطهای دور خیره شدهاند، یا اگر تلاش میكنند بحث را عوض كنند، این بدین معناست كه آنها از سخنان شما خسته شدهاند.
شایعات بیاساس و بدگویی از دیگران
صحبت كردن درباره خصوصیات بد دیگران، و یا مبالغه كردن درباره اشتباهات و نقطه ضعفهای آنها عادت بسیار زشتی است كه متاسفانه اكثر جمعهای دوستانه یا خانوادگی به چنین صحبتهایی منجر میشود.
فقط به این دلیل كه همه اینكار را انجام میدهند شما نمیتوانید خودتان را توجیه كنید و با جماعت همرنگ شوید.
مسئله این است كه اغلب اوقات با اینكه میدانیم از لحاظ اخلاقی مجاز به انجام چنین رفتاری نیستیم، اما بازهم به ندای وجدان توجهی نكرده و به شیوه غلط خود ادامه میدهیم، زیرا با بدگویی از دیگران میتوانیم بیشتر و بیشتر حرف بزنیم و همیشه سوژه داغی برای ادامه گفتوگو داشته باشیم.
اما یادتان باشد مردم همیشه برای كسانی كه در چنین مواقعی سكوت اختیار كرده و از موقعیتهایی كه منجر به بدگویی از دیگران میشود كناره گیری كنند، احترام بیشتری قائل هستند.
اگر شما در همان برخوردهای اولیه از دیگران انتقاد كنید مسلماً در نظر آنها فرد قابل اعتمادی به نظر نمیآیید. در چنین موقعیتهایی سكوت شما بر بزرگی و احترامتان میافزاید.
وقتی كه حرف مناسبی برای صحبت كردن ندارید
عقلا همیشه میگویند «وقتی حرف باارزشی برای گفتن ندارید، بهتر است كه چیزی نگویید و سكوت اختیار كنید» به حق كه نصیحت به جایی است اما واقعاً چه تعداد از ما به این جمله عمل میكنیم.
چه مواقعی كم حرف میشویم؟
منزوی و گوشه گیر شدن كار ساده ایست، اینطور نیست؟ در چنین مواقعی ما از برخورد با افراد تازه وارد اجتناب میكنیم و ترجیح میدهیم هیچگام مثبتی برای خارج شدن از خلوت آرامش و تنهایی خود بر نداریم.
در بیشتر مواقع اگر برای صحبت كردن و معاشرت با افراد جدید از خود علاقه نشان ندهید، فردی خود شیفته و مغرور به نظر میایید، پس سعی كنید از لاك تنهاییتان بیرون بیایید و شما اولین نفری باشید كه دست دوستی به سمت دیگران دراز میكنید.
البته تمام ما لحظاتی را تجربه كردهایم كه به دلایل خواسته یا ناخواستهای دچار بیحوصلگی و كمحرفی شده باشیم. شاید بتوان برای ایجاد چنین حال و هوایی چند دلیل ذكر كرد:
خشم
یكی از دلایلی كه میتواند بطور موقتی باعث كمحرفی شود، خشم و عصبانیت نسبت به اتفاقاتی است كه در زندگی همه ما رخ میدهد.
یك پیشنهاد برای خلاص شدن از این احساس فراموش كردن مسائل و افرادی است كه شما را خشمگین كردهاند. اگر از كسی گله و شكایتی دارید بهتر است بهجای اینكه خودخوری كنید، با آرامش و خیلی مودبانه با او صحبت كنید و یا حتی بهصورت غیر مستقیم حرفهایتان را بزنید.
صحبت كردن همیشه به شفاف شدن فضا و برطرف كردن بسیاری از سوءتفاهمهایی كه در اثر سكوتهای بیجا ایجاد میشود كمك میكند.
سعی كنید اگر حرفی روی دلتان سنگینی میكند هر چه زودتر آن را به زبان بیاورید قبل از اینكه آنقدر سنگین شوند كه ما بین شما و كسانی كه دوستشان دارید فاصله بیاندازند.
اگر ما یاد بگیریم با چه روشی سخنان خود را بیان كنیم تا منجر به ایجاد خشم و عصبانیت در طرف مقابل نشود، در این صورت به كلید طلایی ارتباطات دست یافتهایم و تنها در این صورت است كه میتوانیم موقعیتهای تنشزا را تنها با چند جمله به ظاهر ساده آرام كنیم.
غرور و كنارهگیری
بعضی مواقع غرور عامل كناره گیری ما از صحبت كردن با بعضی از افراد شده و این احساس برتری نهفته در درون ماست كه مانع از هم كلامی ما با كسانی میشود كه از لحاظ موقعیت اجتماعی یا خانوادگی در سطح پایینتری قرار دارند.
آیا تا به حال برای صحبت كردن با مسئول نظافت شركت خود پیش قدم شدهاید؟ فكر نمیكنید كوتاهی شما به این دلیل بوده كه از لحاظ موقعیت اجتماعی او را پایینتر از خود میبینید؟
خجالت
خجالت یكی از عواملی است كه باعث میشود نتوانیم شخصیت و احساسات واقعی خود را نشان دهیم و این احساس مزاحم مانع از ارتباط ما با كسانی میشود كه دوست داریم با آنها هم صحبت شویم.
خجالت از احساس عدم امنیت و نگرانی بابت آنچه در مورد ما گفته خواهد شد ناشی میشود. اما اگر با خودمان صادق باشیم و نقاط ضعف و قوت خود را پذیرفته باشیم، دیگر نگران قضاوتهای بعضاً نادرست دیگران نخواهیم بود.
ما موظف نیستیم كه همه را تحت تاثیر اعمال و رفتار خود قرار دهیم. اجازه ندهید خجالت سدی شود در مقابل علایق و خواستههایتان و مانع از آن شود كه به راحتی با دیگران سخن بگوید.
پیشنهاد می كنیم كه برای حفظ سلامت قلب خود به نكات زیر توجه كنید، اما این نكته را متذكر می شویم كه با پزشك نیز مشورت كنید:
1 - روزی 30دقیقه ورزش كنید.
2 - هر دو ساعت یك لیوان آب بنوشید.
3 - اگر می توانید روزی 20دقیقه دوچرخه سواری كنید.
4 - طبق نظر پزشك، هر روز ویتامین ب كمپلكس مصرف كنید.
5 - صدای خود را در شب حین خواب ضبط كنید یا از اطرافیانتان بخواهید تا توجه كنند كه آیا در خواب خر و پف می كنید یا نه. اگر جواب مثبت بود با پزشك مشورت كنید چرا كه این امر می تواند در تنفس و فشارخون شما اختلال به وجود آورد و در نهایت سلامت قلبتان را در معرض خطر قرار دهد.
6 - حداقل روزی دو فنجان چای نوش جان كنید.
7 - هر هفته مقدار كمی كاكائوی تلخ بخورید.
8 – شب ها حداقل هفت ساعت بخوابید. كم خوابی می تواند یكی از دلایل حمله قلبی باشد.
9 - دست كم هفته ای یك بار ماهی مصرف كنید.
10- از خوردن صبحانه كامل و سرشار از فیبر غافل نشوید.
11- مواد غذایی دارای امگا 3 را در برنامه غذایی بگنجانید.
12- به مصرف لوبیا نیز توجه كنید و آن را به شكل خوراك یا بر روی سالاد میل نمایید.
13- طبق نظر پزشك هر روز یك آسپیرین بچه بخورید.
14- خوب است بدانید خوردن آلبالو برای سلامت قلب خالی از لطف نیست.
15- هر روز پرتقال بخورید. می توانید به جای آن از آب پرتقال هم استفاده كنید منتهی اگر خود پرتقال برایتان فراهم بود، آن را ترجیح دهید.
16- در روزهای تعطیل فقط استراحت كنید. تلفن همراه و رایانه را كنار بگذارید.
17- از استرس پرهیز كنید.
18- به مصرف مولتی ویتامین نیز اهمیت دهید اما پیش از آن نظر پزشك را بخواهید.
19- وقت كافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی كه دوستشان دارید اختصاص دهید.
چگونه ذهنمان را در هر سنی که هستیم شاداب و زیرک نگه داریم؟
با بالا رفتن سن قوای عقل و منطق آدمی هم کاهش مییابد. اما این اتفاق قابل پیشگیری است؛ در این مقاله به شما مراحلی را معرفی میکنیم که میتوانید در هر سنی ذهن و فکرتان را جوان و هوشیار نگاه دارید.
همه ما عقیده داریم که با بالا رفتن سن قوای عقل و منطق آدمی هم کاهش مییابد. اما این اتفاق قابل پیشگیری است؛ در این مقاله به شما مراحلی را معرفی میکنیم که با بکار بردن آنها میتوانید در هر سنی که هستید ذهن و فکرتان را جوان و هوشیار نگاه دارید:
1- باشگاه بروید و ورزش کنید: بسیاری از دانشمندان عقیده دارند که فعالیتهای بدنی و فیزیکی باعث تحریک و کارکردن درست عقل و قوای فکری میشود. تحریکات خونی بدن باعث میشود مغز بیشتر و بهتر کار کند؛ چرخش درست خون موجب میشود شما بتوانید ذهن تان را سالم نگاه دارید و عکس العملهای سریع و عاقلانه تری داشته باشید. همچنین فعالیتهای بدنی باعث میشوند سلولهای موجود در مغز شما رشد و تکثیر یابند، و ذهن شما مانند یک ساعت کار کند.
2- از ذهن تان کار بکشید: فارغ التحصیل شدن از مدرسه به این معنی نیست که شما یادگیری و آموزش را رها کنید. اگر ذهن تان را درگیر آموزش و یادگیری کارهای جدید نکنید یعنی به روند کاهش قوای فکری تان کمک کرده اید. یک زبان جدید یاد بگیرید، به طور منظم کتاب بخوانید، یا حتی نواختن یک ساز موسیقی را یاد بگیرید. فکر کردن هم یکی از فعالیتهایی است که ذهن را درگیر میکند. فعالیتهای روزانه ذهنی باعث قویتر شدن مغز میشود، در نتیجه شما ذهن سالم تری خواهید داشت.
3 – سالم غذا بخورید: خوردن غذاهای فست فود و یا تنقلات مضر و بی فایده تنها به بدن شما و فیزیک تان آسیب نمی رساند، بلکه قوای ذهنی تان را مختل میکند. خوردن غذاهای سالم و مقوی به ذهن شما این امکان را میدهد که سلولهای خود را گسترش دهد و مواد مغذی مورد نیازش را از بدن تان بگیرد. غذاهایی که برای تقویت ذهن شما مفیدند عبارتند از شاتوت، بروکلی، قهوه، و آواکادو.
4- استرس خود را مهار کنید : آیا میدانید که استرس آسیبهای فراوانی به سلولهای ذهن شما وارد میکند؟ تنها این مسئله نیست، زمانیکه شما دچار استرس و اضطراب میشوید، نمی توانید بدرستی روی کارها و اعمال تان تمرکز کنید. استرس کنترل نشده ممکن است به افسردگی تبدیل شود و یا بیماریهای جسمی وخیمی بهمراه داشته باشد.
5- به اندازه کافی استراحت کنید : اگر میخواهید ذهن تان هر روزمنظم و دقیق کار کند باید هر شب به اندازه کافی استراحت کنید. اگر نتوانید به اندازه کافی بخوابید، ذهن تان هوشیاری همیشگی را نخواهد داشت. البته زیاد از حد خوابیدن هم به اندازه کم خوابی مضر است ؛ پس تعادل را حفظ کنید.
6- تنها نباشید : داشتن دوستان صمیمی چند فایده دارد. اول اینکه ، ارتباطات کلامی موجب تقویت حافظه و هوشیاری ذهن میشود. داشتن رابطه با دیگران باعث میشود شما فکر کنید و مشکلات تان را خودتان حل کنید. علاوه بر این داشتن دوستان زیاد از ابتلا به افسردگی و انزواطلبی جلوگیری میکند .
7- کارهای روزانه خسته کننده تان را با هیجان آمیخته کنید: انجام دادن یک سری کارهای روتین روزانه خسته کننده است اما موجب میشود شما مانند یک خلبان اتوماتیک کار کنید. برای اینکه کارتان شما را خسته نکند آنها را با هم ادغام کنید. راههای مختلفی را برای رسیدن به محل کارتان تجربه کنید. فعالیتهای فوق برنامه جدیدی برای خود پیدا کنید. کارهایی انجام دهید که شما را به هیجان میآورند و ذهن شما را هوشیار و فعال میکنند. شما برای هوشیار ماندن ذهن تان چکار میکنید؟ ایدههای خود را با ما در میان بگذارید.
شواهد علمی نشان می دهند که عشق های طولانی مدت و پایدار و آرامش بخش، اثرات مفید بسیاری بر سلامت بدن دارند
کاهش فشار خون،کنترل بهتر استرس،تقویت سیستم ایمنی بدن،تنها نمونه هایی از اثرات اعجاب انگیز عشق بر سلامت عمومی بدن هستند.عشق و سلامتی از راههای مختلفی به هم گره خورده اند. در ادامه ۱۰ رابطه عشق با سلامت بدن که توسط تحقیقات علمی به اثبات رسیده اند، ارائه می شود:
۱- مراجعه کمتر به پزشک تحقیقات ثابت کرده اند که روابط عاشقانه باعث ابتلا کمتر به بیماری ها می شود.تا کنون کسی نتوانسته علت این ارتباط بین عشق و سلامت را به طور دقیق توضیح دهد،ولی فرضیات مختلفی در این رابطه مطرح شده اند.عده ای بر این عقیده اند که کلا سیستم بیولوژیکی انسان به گونه طرح ریزی شده است که همیشه باید در اجتماعات کوچک و با دیگران زندگی کند و اگر چنین اتفاقی نیفتد سطح استرس در فرد بالا رفته و این خود منجر به ضعف سیستم ایمنی و ابتلا به بیماری های مختلفی می شود.فرضیه دیگر این است که افرادی که دارای رابطه عاشقانه با یکدیگر هستند،بیشتر مواظب سلامت یکدیگر هستند.برای مثال یک همسر و دوست واقعی بیشتر می تواند شما را به خوردن سبزیجات و میوه ها و یا رعایت بهداشت دهانتان تشویق کند.تمام این عادت های خوب مساوی است با ابتلا کمتر به بیماری ها.
۲- کاهش احتمال ابتلا به افسردگی و سو مصرف مواد مطابق گزارش Health and Human Services داشتن یک رابطه عاشقانه بلند مدت باعث کاهش ابتلا به افسردگی در مردان و زنان می شود. همچنین مطابق همین گزارش کاهش استفاده از مشروبات الکلی و اعتیاد به مواد مخدر نیز از دیگر اثرات یک رابطه عاشقانه بلند مدت مخصوصا در جوانان است.
۳- کاهش فشار خون محققان به این نتیجه دست یافته اند که افراد دارای روابط عاشقانه پایدار دارای فشار خون بهتری هستند.در مقابل،نوسانات فشار خون در مواجهه با هیجانات در افراد فاقد این روابط بیشتر است.
۴- اضطراب کمتر محققان در University of New York اقدام به گرفتن تصاویر MRI از مغز افرادی که دارای روابط عاشقانه بودند کردند(Functional MRI). آنها مشاهده کردند که در این افراد قسمت هایی از مغز که باعث ایجاد وابستگی می شود فعال تر،و قسمتی از مغز که باعث ایجاد اضطراب و دلهره می شود، دارای فعالیت کمتری است.نتایج این مطالعه در کنفرانس سال ۲۰۰۸ Society for Neuroscience ارائه شد.
۵- کنترل طبیعی درد نتایج Functional MRI همچنین نشان داد که قسمتی از مغز که باعث کنترل درد می شود نیز در افراد دارای روابط عاشقانه پایدار، فعال تر است.در مطالعه دیگری که ۱۲۷۰۰۰ نفر در آن شرکت کرده بودند، به اثبات رسید که در افرادی که دارای روابط عاشقانه هستند،میزان بروز سردرد و کمردرد بسیار کمتر از سایر افراد است.
۶- کنترل بهتر استرس اگر عشق باعث کنترل درد می شود،آیا نمی تواند بر روی استرس تاثیر مثبت داشته باشد؟تحقیقات وجود این اثر مثبت را اثبات کرده اند.چنانچه شما با یک شرایط استرس زا روبرو شوید و در این حین فردی که شما را دوست دارد در کنار شما باشد،قاعدتا بهتر می توانید آن شرایط را تحت کنترل خود درآورید.
۷- تقویت سیستم ایمنی و کاهش ابتلا به بیماری ها همانطور که می دانیم،روابط عاشقانه باعث کاهش استرس و اضطراب و افسردگی می شوند که این موارد هم به نوبه خود باعث افزایش قدرت دفاعی بدن می شوند.محققان در Carnegie Mellon University به این نتیجه رسیده اند که افراد دارای روابط عاشقانه در مواجهه با ویروس سرماخوردگی و آنفلوانزا، کمتر از دیگر افراد به این بیماری ها مبتلا می شوند.
۸- بهبودی سریع تر زخم ها و بیماری ها قدرت روابط عاشقانه باعث افزایش سرعت بهبودی پس از ابتلا به بیماری ها و زخم ها می شود. محققان در Ohio State University Medical Center بر روی منطقه محدودی از پوست افراد مورد مطالعه جوش هایی را ایجاد کردند و سپس روند بهبودی را در افراد مورد بررسی قرار دادند.نتایج نشان داد که سرعت بهبودی جوش ها در افرادی که تازه ازدواج کرده بودند دو برابر بیشتر از افرادی بود که مجرد و فاقد روابط عاشقانه بودند.
۹- طول عمر بیشتر یک کار تحقیقاتی بزرگ در دهه ۱۹۹۰ به مدت ۸ سال انجام شد و موضوع آن “بررسی اثر ازدواج های بر پایه عشق بر بروی میزان مرگ و میر” بود. نتیجه این تحقیق به این صورت منتشر شد که “میزان مرگ و میر در افرادی که ازدواج کرده بودند به میزان ۵۸% کمتر از افرادی بود که هرگز ازدواج نکرده بودند.”
۱۰- زندگی شاد تر و راحت تر بنا بر مطالعه ای که در Journal of Family Psychology منتشر شد،شاد بودن بیش از اینکه به میزان درآمد خانواده وابسته باشد،به میزان صمیمیت و کیفیت رابطه افراد خانواده وابسته است.همچنین شواهد دیگری نیز وجود دارد که وجود عشق در خانواده باعث افزایش قدرت افتصادی خانواده نیز می شود.
در این مقاله استدلال هایی را برای شما می آوریم تا بتوانید رابطه ی حود را همیشه مثل روز اول آشنایی تان تازه و با نشاط حفظ کنید
معمولا افراد به سه نوع شیوه ی ازدواج می کنند : افرادی که از قبل از ازدواج آشنایی داشته اند و با عشق ازدواج می کنند . گروه دوم افرادی هستند که این عشق در طول زندگی شان به وجود می آید . گروه سوم افرادی هستند که هیچ کاه عشق را نه قبل از ازدواج و نه بعد از ازدواج درک نمی کنند .
در این مقاله مخاطب ما گروه اول و دوم هستند یعنی افرادی که با عشق ازدواج کرده اند و یا اینکه عشق در طول زندگی اشان به وجود می آید .
معمولا بعد از گذشت مدت زمان قابل توجهی از زندگی ، افراد عشق خود را فراموش می کنند ، و یا حتی بعد از گذشت مدت کوتاهی مثلا به مدت چهار یا پنج سال افراد عشق خود را فراموش می کنند.
اما چرا چنین می شود ؟ مثلا مشکلات و مسائلی که در زندگی پیش می آید باعث این موضوع می شود . تا جدایی های بین زوج های شکاف باز کنند و کم کم این شکاف های بزرک و بزرگ تر شوند .
هنگامی که افراد در ابتدای روابط هستند مدام به یک افق دور چشم می دوزند ، و خود را در کنار بچه هایشان می بینند ، حتی برای فرزندانشان نام انتخاب می کنند ، اما در بسیاری از مواقع این صحبت های تنها در یک حد رویا باقی می ماند نه بیشتر . و زوج های جوان با وحود عشقی که با آن ازدواج کرده اند از هم جدا می شوند .
در این مقاله استدلال هایی را برای شما می آوریم تا بتوانید رابطه ی حود را همیشه مثل روز اول آشنایی تان تازه و با نشاط حفظ کنید :
1- برای خود و همسرتان ارزش رابطه ای که دارید را شرح دهید : زیرا بسیاری از افراد نمی دانند این رابطه و عشقی که میانشان جاری است دارای چه ارزشی می باشد به همین دلیل کوتاهی های بسیاری را مرتکب می شوند و تنها هنگامی به این موضوع و ارزش وافر آن پی می برند گه دیگری را برای همیشه گنار زده اند . از داشتن رابطه ی قشنگ خود برای همسرتان تعریف کنید و به او بگویید که از این رابطه جقدر مسرور هستید نطر او را بخواهید تا او هم با شما به این باور عمیق برسد . عشق در رابطه ای زیبا می شود که طرفین قدر این عشق را بدانند و از آن به نیکی یاد گنند . 2- خواسته های جدید خود را برای همسرتان توضیح دهید جون مسلما با ورود به یک زندگی جدید و گذراندن سال های حدید خواسته ها و تمایلات هر انسانی تغییر می کند پس بهتر است که از این خواسته های همسر خود را مطلع سازید نه اینکه مدعی شوید او باید خود این موصوعات و خواسته های را بفهمد نه این جمله کاملا اشتباه است پس به خود و همسرتان این موضوع را یادآوری کنید زیرا در طول زندگی بسیاری اوقات از اینکه چرا همسرمان در فلان موقعیت ما را درک نکرد، گله مند می شویم پس این نکته را به یاد داشته باشید . 3- صبور باشید , مهم ترین رکن در زندگی زناشویی صبور بودن دو طرف است . به یاد داشته باشید که باید در روابط خود صبر پیشه کنید . گاهی برای همسر شما موضوعی پیش می آید که تمایلی ندارد به شما بگوید به همین دلیل ناراحت می شود ، برای همه ی انسان های پیش می آید که گاهی دوست دارند ساکت باشند و به قولی در خودشان فرو روند و یا بر عکس پرخاشحو شوند ، اگر همسرتان برای یک مدت این کارهای را انحام داد صبر پیشه کنید و مثل همیشه به او ابراز عشق کنید تا او بتواند سریعتر با موضوعی که در درونش وجود دارد کنار بیاید . زیرا هننگامی که همسرتان از شرایط بیرون دلگرم باشد راحت تر و سریعتر یم تواند با درون خود کنار بیاید . 4- همسر شما مرد یا زن ایده آلی است که شما با او ازدواج کرده اید این جمله را به خاطر داشته باشید زیرا بسیاری از زوجین هنگامی که زوج های دیگر را می بینند آرزو می کنند ای کاش به جای آنها بودند ، این تفکر یک نوع سم است و باعث دوری شما از همسرتان می شود ، هیچ گاه به همسرتان نگویید که دلتان می خواهد جای دوست یا خواهرتان بودید جون همسر خوبی دارد . هیچ گاه عیب های همسرتان را عنوان نکنید حتی خیلی کوتاه و کم . این مسائل به شما و همسرتان ربط دارد و زندگی خصوصی شما را تشکیل می دهد پس به هیچ شخص دیگری اجازه دخالت در احساسات شخصی خود و همسرتان را ندهید . 5- تنها کسی که می تواند باعث موفقیت همسرتان شود و به او دلگرمی بدهد شما هستید تنها شما نه هیج کس دیگر . پس همسرتان را در کارهایش تنها نگذارید به او اعتماد به نفس بدهید او را پشتیبانی کنید ، به او بگویید حتی اگر شکست بخورد باز هم او را دوست دارید و او را مطوئن سازید که چه ارزش بالایی برای شما دارد . 6- در حال زندگی کنید نه در گذشته و نه در آینده : از رفتارهای و یا اتفاقاتی که در گذشته برایتان رخ داده است و دل خوشی نیز از آن ندارید برای دیگری صحبت نکنید ترجیح دهید اتفاقاتی که در حال هستند برایتان جذابیت داشته باشند . حتی از اتفاقاتی که در آینده می توانند رخ دهند نیز صحبت نکنید زیرا اگر چنین اتفاقاتی پیش نیایند از آینده خود دلسرد می شوید و امید خود را تا حدودی از دست می دهید پس بهتر است در حال زندگی کنید و برای امروز تلاش کنید . 7- به اشتباهات خود اعتراف کنید : درست است که اعتراف به اشتباه ممکن است برای هر انسانی سخت و یا حتی غیر ممکن باشد اما در تداوم روابط نقش اساسی دارد اینکه همسر شما بداند شما پی به اشتباه حود برده اید و در آینده دیگر این موضوع تکرار نمی شود باعث دلگرمی او می شود . 8- برای نظر دیگری ارزش قائل شوید : سعی نکنید که مدام نطر خود را به همسرتان تحمیل کنید باید بدانید که هر شخص نطر مختص به خود را دارد و این نظرات محترم هستند ، پس بهتر است به نظرات دیگران احترام بگذارید تا فاصله ی بین شما و همسرتان پیش نیایید و با منطق نظرات مخالف را برررسی کنید نه از روی احساسات زود گذر . 9- همیشه با همسر خود خوب صحبت کنید : هیچ گاه زمانی که با همسر خود صحبت می کنید از الفاظ نادرست و زشت استفاده نکنید زیرا باعث می شود بدون اینکه شما بفهمید همسرتان از گفتگو با شما فاصله بگیرید و دوری گزیند که این موضوع عواقب وخیمی را در پی دارد . 10 – اگر نقطه ای در زندگی تان وحود دارد که حس می کنید ممکن است در آینده تهدیدی حدی برای شما و زندگی تان باشد و باعث شود که همسرتان با شنیدن این موضوع از شما فاصله بگیرد بهتر است از همین الان او را از این موضوع آگاه سازید زیرا مطمئن باشید اگر گوینده ی این خبر شما باشید تاثیرات به مراتب کمتری را در پی دارد تا اینکه گوینده ی این صحبت های شخص دیگری باشد ؛ زیرا گاهی پیش می آید که صدمات و مضصرات جبران ناپذیری را در پی دارد .
سلامتي کالاي گرانبهايي است که بازآوردن آن کار ساده اي نيست، اما رعايت نکات ساده و پيش افتاده اي مي تواند در حفظ آن کمک کند.
با رعايت نکات ساده اي در آداب و عادات روزانه مي توانيد به حفظ سلامتي خود و خانواده تان کمک کنيد كه 9 مورد از اين نکات ساده عبارتند از:
1- نوشيدني مورد علاقه شما براي آغاز روز مي تواند چاي، قهوه، کاپوچينو همراه شير و يا هر نوشيدني ديگري باشد فقط دقت کنيد براي شيرين کردن نوشيدني خود حداکثر از 1 قاشق چاي خوري شکر استفاده کنيد، با متعادل کردن مقدار مصرف شکر مي توانيد کالري و مواد شيميايي مصنوعي مصرفي روزانه تان را کاهش دهيد.
2- اگر عادت به خوردن صبحانه نداريد از همين امروز شروع کنيد به خوردن صبحانه شامل فيبر و پروتئين، مي توانيد از نانهاي غني شده، نوشيدني هاي حاوي ويتامين C و تخم مرغ استفاده کنيد.
3- در بين روز از ميان وعده ها استفاده کنيد مثلاً در حدود 11 صبح مي توانيد يک ميان وعده داشته باشيد دقت کنيد که بيش از 100 کالري نداشته باشد.
4- براي نهار از غذاهايي با فيبر بالا و متناسب با آن پروتئينها استفاده کنيد. حتماً سالاد مصرف کنيد. 2 وعده سبزيجات و سالاد باعث جوان تر شدن زنان مي شود؛ براي تهيه سس سالاد مي توانيد از 2 قاشق سرکه قرمز وا قاشق روغن زيتون و ليموترش و شکر و فلفل استفاده کنيد.
5- دسر را فراموش نکنيد البته باز هم به خاطر داشته باشيد بايد کم کالري باشد.
6- از ماهي استفاده کنيد، ماهي حاوي منابع اصلي و مهم اسيدهاي چرب امگا 3 مفيد براي قلب مي باشد سعي کنيد حداقل 2 بار در هفته از آن استفاده کنيد.
7- بين 9-7 ساعت در شب بخوابيد. خواب کافي باعث کاهش وزن مي شود. طبق تحقيقات 16 ساله اي که بر روي 238 پرستار انجام شد زناني که کمتر از 7 ساعت مي خوابند اضافه وزن پيدا مي کنند.
8- روزانه حداقل 30 دقيقه پياده روي کنيد. پياده روي براي قلب، مغز، استخوانها و مفاصل و تناسب اندام شما مفيد است.
9- در روز بين 8 تا 12 ليوان آب بنوشيد، آب با جلوگيري از چسبيدن سلولها به هم باعث شادابي آنها مي شود و نقش مهمي در فعاليتهاي حياتي بدن ايفا مي کند. آب کافي باعث مي شود تمام خستگي هاي مغزي نظير گيج شدن و... ازبين برود چون اکسيژن موجود در آب باعث مي شود انرژي طبيعي مغز بدون هيچگونه کالري و مواد شيميايي اضافي افزايش يابد.
برای انتخاب اهداف ناب و خاص خود، باید ضمن خارج شدن از روزمرگی، به جسم و ذهن و روحمان استراحت و آرامش داده و آرامآرام ذهنمان را به شعور ناخودآگاه جسمانی و اقیانوس انرژی هستی متصل نماییم.
پیشزمینهی موفقیت شغلی و مالی، انتخاب اهداف صحیح و قبل از آن، تحلیل شرایط درونی و نیز محیط پیرامونمان میباشد و عمیقترین تحلیل از خودمان، وقتی صورتمیپذیرد که بتوانیم با خویشتن حقیقیمان، ارتباطی کامل برقرارکنیم.
برای انتخاب اهداف ناب و خاص خود، باید ضمن خارج شدن از روزمرگی، به جسم و ذهن و روحمان استراحت و آرامش داده و آرامآرام ذهنمان را به شعور ناخودآگاه جسمانی و اقیانوس انرژی هستی متصل نماییم. در مرحلهی بعد باید ضمن آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود و نیز شناخت کامل محیط پیرامون، در روند تغییر آن در آینده، بهدنبال برنامهریزی برای رسیدن به آن اهداف باشیم. در اینصورت، همانند یک کوهنورد، اگرچه در یک نقطه ایستاده باشیم ولی ضمن آنکه نقطهی بعدی مقصد خود را میدانیم، از اوضاع و احوال اطراف خود نیز آگاهی مناسبی داریم.
برای نمونه میدانیم که برای کسب اطلاعات مورد نیازمان، روشهای دسترسی و استفاده از فلان برنامهی آموزشی، کدام است و چهبسا همین ارتباط با منابع فکری، باعث تحولی عمیق، پایدار و اثربخش در ابعاد مختلف زندگی و بهخصوص رسیدن به اهداف مالی و شغلیمان شود. بنابراین ضمن آنکه از شتابزدگی در تعیین و رسیدن به هدف مالی و شغلی پرهیز میکنیم، با برداشتن قدمهای کوچک ولی محکم در راستای اهداف اولیه و نیز تعامل مؤثر با محیط، بر عمق دانش و آگاهی خود افزوده و زمینهی طراحی و حرکت به سوی اهداف بزرگتر را فراهم مینماییم.
منظور این است که اگر ذهن در انتخاب اهداف، دچار ایستایی و رکود شده است، نشانگر نیاز آن به تغذیهی مناسبتر میباشد و یکی از مهمترین منابع تغذیه، حرکت کردن با گامهای هرچند کوچک است و این مسأله بهنوبهی خود، زمینهساز پرداختن به اهداف بزرگتر و متنوعتر میباشد. استفاده از نظرات اشخاص آگاه و فهیم و الگوپذیری از افرادی که قبلاً مسیر اهداف ما را با موفقیت طیکردهاند، در کنار پشتکار، از مصادیق نزدیک شدن به خواستههایمان بهشمار میرود.
آگاهی از استعدادها و علایق و ارزشهای خود از یکطرف و شناخت شرایط محیطی ازقبیل قوانین و مقررات مرتبط با اهداف مالی و شغلی و نیز اوضاع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زمانه از طرف دیگر، نقش مؤثری در رسیدن به اهداف و برنامههای از پیش تعیینشدهی مالی و شغلی دارند. در برنامهریزی مالی و شغلی، باید بهطور مداوم اطلاعات خود را بهروز کنیم چراکه بهروز بودن، کمک فراوانی به آمادگی درک و دریافت فرصتهایی مینماید که سریع میآیند و میروند و منتظر ما نمیمانند.
یکی از در دسترسترین و در عینحال ظریفترین راهها برای کشف فرصتهای جدید، ایجاد تغییر ذهنی در نگرش نسبت به خودمان و وقایع پیرامونمان میباشد. بسیاری اوقات، فرصتهای خوبی را که در کنارمان درحال عبور هستند، درک نمیکنیم بهدلیل آنکه قالبهای شکلگرفته در ذهن ما که گاهی ناشی از تعالیم اشتباه گذشته میباشند، این اجازه را به ما نمیدهند. پس با شکستن عادتها و قالبهای ذهنی و وسیع کردن بینش و نگرش خود، از فرصتهای بیشتری در جهت رسیدن به اهدافمان بهرهمند شویم.
بعضی اوقات، ما به افرادی که با آمادگی ذهنی از فرصتها استفاده میکنند، لقب خوششانس میدهیم در صورتیکه ما هم با آمادگی میتوانیم از این فرصتها استفاده کنیم. برای روشنتر شدن مطلب، کاغذ و قلم را برداشته و شروع به نوشتن فرصتهایی کنید که در گذشته از دست دادهاید و سپس بر روی علتهای آنها تمرکز کنید. آنگاه مشاهده خواهید کرد که پیشداوری و قضاوت ناصحیح از واقعیتها و پدیدههای اطرافتان، چه از جانب خودتان و چه از جانب نزدیکانتان، باعث از دست دادن فرصتهای مالی و شغلی و یا ارتباطی شده است.
عمق و وسعت کانالهای ارتباطی شما به جهان پیرامونتان، نقش مؤثری در غنی شدن قابلیتهای ذهنی و روحیتان خواهد داشت. انسانهایی که در رسیدن به اهداف مالی و شغلی خود موفق هستند، از قدرت بالایی برای ارتباط برقرار کردن با محیط پیرامونشان برخوردارند. داشتن ارتباط مؤثر، باعث غنا و توسعهی تفکر میشود. گاهیاوقات بهسادگی ولی با ظرافت، با خوبگوش کردن و دلوجان سپردن به حرفهای دیگران، میتوانیم پی به فرصتهای بیشماری ببریم که باعث تحول عظیمی در زندگیمان خواهند شد.
در بهرهبرداری از فرصتها، درنظر قراردادن و عمل به ارزشهایی همچون صداقت، پاکی، عدالت، مهرورزی و بارش که از فطرت پاک انسانی سرچشمه گرفته و با عنوان قطبنمای فردی مورد تأیید و تأکید خداوند متعال و نیز جوامع بشری است، انسان را هرچه بیشتر و سریعتر به سوی سعادت رهنمون میکند. بنابراین توکل به خدا و توجه به عوامل الهی و فطرت پاک بشری، باعث جذب فرصتها برای انسان میشود.
تهیه شده توسط :مجله شادکامی و موفقیت ، نادر غلامی - کارشناسارشد مهندسی صنایع
شوخی صورتهای مختلف دارد؛ از جملهی این اشكال میتوان به شوخیهای كنایه آمیز، ظریف، مغرضانه و بدون نظری خاص اشاره كرد.
این مسأله میتواند مردم را به یكدیگر نزدیك كرده و یا این كه فاصلهی آنها را حفظ نماید. اگر چه كتابهای مختلفی درصدد تعریف این مسأله و اشكال آن برآمدهاند، لیكن هنوز هم كارشناسان در این خصوص به تعاریف یكسان و یكدستی نایل نشدهاند. باری، مهم این است كه فرد توان تشخیص اشكال مرسوم و متداول این امر را در گفتوگوها و محاورات داشته باشد.
این وسیله سلاح بسیار كارآمدی است و برخی از اشخاص از این حربه به منظور پرخاشگری، حمله و تحقیر استفاده میكنند. این مسأله میتواند با خنثی كردن انتقاداتی كه متوجه شخص است جهت آنها را منحرف سازد. به علاوه، از این حربه برای سرپوش گذاشتن و لاپوشانی نیز استفاده میشود. گذشته از اینها، برخی از اشخاص از این شیوه برای حفاظت و مراقبت از خود بهرهمند میشوند. فرضاً، زنی كه قد بلند و لندوك است، پیشاپیش پیرامون این ویژگی متوسل به شوخی میشود تا اطرافیان را خلع سلاح كرده و بدین وسیله احساس راحتی خاطر نماید.
در هر شكل، متوجه جنبهی انتقادی شوخی باشید. فرضاً، چنان چه كارفرمایی رویش را متوجه كارمند دیر رسیدهاش كند و بگوید: خوشحالم كه بالاخره توانستید به جمع ما ملحق شوید، شنونده باید شوخیهایی از این دست را كاملاً جدی بگیرد، چون تعابیر مختلف این جمله كاملاً نمایان است، به ویژه اگر با آهنگ خاصی همراه باشد. همین طور وقتی كه اشخاص پس از عنوان كردن مطلبی در خاتمه میگویند كه «شوخی میكنم»، باید این اعتبار را بسیار جدی تلقی كرده و پیرامونش اندیشه كرد، زیرا اشخاص با استفاده از این عبارت مطالب خویش را پوشش داده و نابرخورنده جلوه میدهند.
چنانچه یك شوخی از مشخصات زیر برخوردار باشد، در مییابیم كه شوخی جدی نبوده و استفاده كننده قصد انتقاد و حمله را در سر نداشته است:
آیا از شوخی برای جهت دهی دوباره به گفتوگو استفاده میشود؟ آیا هدف شخص این بوده ا ست كه از پیگیری موضوع خاصی خلاصی یابد؟
آیا شوخی مرتبط با یك مطلب جدی است؟ آیا از شوخی برای پرهیز از رویارویی استفاده میشود؟
آیا شوخی شخص همراه با نشانههای عطوفت آمیز و رقت قلب است و فرد بدین واسطه همراهی و همدلی و درك خود را نشان میدهد؟
آیا شوخی سرپوشی برای حالاتی چون ترس، سرخوردگی، حسادت و احساس خشم است؟
آیا شوخی میتواند معنا و مفهوم تازهای به جریان بحث و گفتوگو ببخشد؟ اشخاصی كه از موقعیت زندگی خود را راضی هستند و نسبت به موقعیت مادی و اجتماعی خود رضایت خاطر دارند، از شوخی به عنوان چاشنی و مزهی گفتوگو استفاده میكنند. چنین اشخاصی معمولاً از شوخی اغراض خاصی را دنبال نمیكنند. در هر صورت، با ارزیابی كردن دقیق اشكال شوخی میتوانید از اهداف و اغراض ناپیدای اشخاص استفاده كننده از این زبان و وسیله آگاه شده و بدین واسطه بهتر به شخصیت فرد برسید.
قوانين شخصي خودتان را اجرا کنيد. وقتي خواستيد کار جديدي را امتحان کنيد، اما حسي از درون شما را از انجام آن بازميداشت، با يک سوال آن را متوقف کنيد: چرا نه؟ اگر درونتان به شما گفت: "مردم چي فکر ميکنند؟" شما دقيقا در حال پيروي از قوانين ديگران هستيد.
از کوچک کردن خود دست برداريد و راهتان را ادامه دهيد. سعي کنيد نواحي پرعمق را براي شنا کردن انتخاب کنيد. بدترين چيزي که ممکن است برايتان پيش بيايد چيست؟ اينکه آدم کاملي نيستيد؟ با اين وجود صرفا به تمام آدمهاي ديگر کره زمين پيوستهايد و نتيجه آن چيست؟ ريسک کردهايد، پيروز خواهيد شد و از منافع آن بهرمند ميشويد.
اعتماد بهنفس از توانايي مقاومت شما در برابر سختيها حاصل ميشود، اگر بتوانيد در بيشتر موارد در مقابل سختيها شکستناپذير ظاهر شويد، آنقدر از زندگي لذت ميبريد که قابل بيان نخواهد بود.
قدر و ارزش خود را ارتقاء بخشيد. اگر ميخواهيد ماجراجو باشيد، رشد کنيد و از زندگي لذت ببريد بايد ذهن منتقد خود را خاموش نگه داشته و راهنماي ذاتي اعتماد به نفس را در درون خود بارور سازيد.
توجه داشته باشيد که ما هر روز با پيامهاي زيرکانهاي بمباران ميشويم که تمام کارها "چالش برانگيز" ( و بعضا اسرارآميز و خطرناک) هستند و هر کسي نميتواند از عهده انجام آنها برآيد. با اين جور حرفها از طريق مکالمات دروني خود برخورد کرده و اميد، اعتماد به نفس و قدرت را به خود بازگردانيد.
يک روز فقط و فقط ٢٤ ساعت است و اين ٢٤ ساعت هم خواه ناخواه ميگذرد. شما به جاي تلاش براي مديريت زمان، براي انجام به موقع کارها، بايد«خودتان را مديريت کنيد».
به دنبال جاهايي بگرديد که زمان را تلف ميکنيد. اولين قدم اين است که به دنبال سارقان زمان بگرديد. ببينيد کجا وقتتان به صورت نادرست هدر ميرود و شما نميتوانيد از آن زمانها استفاده مناسبي در جهت بهرهوري ببريد. خيلي وبگردي الکي ميکنيد؟ هميشه تلفن ميسوزانيد؟ به خداوندگار SMS تبديل شديد؟ انتظار هم داريد وقت کم نياوريد؟
براي تلاشهايتان براي مديريت زمان هدف بگذاريد. توجه مديريت زمان روي تغيير رفتارهاي شماست و نه تغيير زمان. يکي از بهترين جاها براي شروع اين تغيير رفتار تلاش براي حذف جاهايي است که وقت شما الکي تلف ميشود.
خودتان را عادت بدهيد بين کارهايي که ميکنيد يک زمان محدود هم در نظر بگيريد براي يک سري کارهاي خاص.
از کودکي هميشه به ما ياد دادهاند که هر چيز را که بر ميداريد سر جاي خود بگذاريد يا همه چيز را در جاي مناسب خود قرار دهيد، اما ما وقتي کمي مشغوليت پيدا ميکنيم ديگر اين دو اصل را فراموش ميکنيم.
براي مثال هميشه به دنبال فايلها در کامپيوتر خود ميگرديم، در حالي که اگر يک بار آنها را در کامپيوتر مرتب کرده بوديم و نظم بخشيده بوديم ديگر هر بار اين همه دچار اتلاف وقت نبوديم. همين را تعميم بدهيد به چيزهاي ديگر در محيط کار.
نظم و ترتيب بزرگترين عامل در جلوگيري از سرقت وقت شما توسط خودتان است.
مطالعات نشان می دهند که تغییر دادن بعضی عادات غلط باعث کاهش خطر مرگ و افزایش طول عمر می شوند.
* کیفیت پایین تغذیه
* سیگار کشیدن
* داشتن اضافه وزن
* فعالیت فیزیکی کم
* استفاده روزانه از الکل
در ابتدای این مطالعه تمامی افراد کاملا سالم و بدون هر نوع بیماری مانند بیماری های قلبی-عروقی و سرطان بودند و سن آن ها از ۳۴ تا ۵۹ سال بود.
تمام افراد شرکت کننده در مطالعه به مدت ۲۸ سال(هر ۲ سال یک بار) پیگیری شدند و در مورد ۵ عادت بالا از آن ها سوال می شد.
* ۱۷۹۰ نفر بر اثر بیماری های قلبی-عروقی.
* ۴۵۲۷ نفر بر اثر سرطان.
* ۵۵% از این مرگ ها بر اثر چند عامل مختلف مانند سیگار، فعالیت بدنی کم، اضافه وزن و کیفیت پایین تغذیه اتفاق افتاده بودند.
* ۲۸% از این مرگ ها فقط در اثر سیگار کشیدن اتفاق افتاده بود. * خطر مرگ در کسانی که هر ۵ عادت غلط را داشتند ۸ برابر افرادی بود که هیچکدام از عادات را نداشتند.
افرادی که روزانه مقادیر کم الکل مصرف می کردند کمتر از کسانی که الکل مصرف نمی کردند به بیماری قلبی عروقی مبتلا شده بودند،اما کسانی که روزانه مقادیر زیادی الکل مصرف می کردند بیشتر از افرادی که الکل مصرف نمی کردند به سرطان های مختلف دچار شده بودند. نتایج این مطالعه می تواند زنگ خطری برای افراد باشد، که هر چه سریع تر نسبت به تغییر عادات غلط به عادات درست اقدام کنند.
مردان سیگاری میانسال با کلسترول و فشار خون بالا، به طور میانگین یک دهه زودتر از همسالانشان بدون این عادات خطرساز برای بیماری قلبی میمیرند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه بسیاری از بررسیها نشان دادهاند که سیگارنکشیدن،خوردن غذای سالم و ورزش کردن میتواند میزان بیماری قلبی را کاهش دهد.
اما تعداد کمی از تحقیقات قضیه را از آن سو مورد بررسی قرار دادهاند: تا چه حدی متوسط طول عمر در نتیجه داشتن این عوامل خطرساز برای بیماری قلبی کاهش مییابد؟
پژوهشگران دانشگاه آکسفورد برای دریافتن این موضوع، دادههای به دست آمده از 19000 کارمند کشوری را د راواخر دهه 1960 هنگامی که این افراد 40 تا 69 سال داشتند، مورد بررسی قرار دادند.
شرکتکنندگان اطلاعات مشروحی درباره سابقه پزشکی، سبک زندگی و عادات زندگی آنها ارائه داده بودند،و پزشکان وزن بدن، فشار خون، کارکرد ریه، میزان کلسترول و قند خون آنها را ثبت کرده بودند.
بیش از 7000 نفر از این افراد در بررسی دوباره در سال 1997، 28 سال بعد از معاینه اولیه زنده مانده بودند.
این بررسی که نتایج آن در "جورنال پزشکی بریتانیا" (BMJ) منتشر شده است، نشان داد که مردانی که سه عامل خطرساز بیماری قلبی در آغاز داشتند، دو تا سه بار با احتمال بیشتر به علت مشکلات مربوط به قلب نسبت به مردانی که عاری از هر سه این عوامل خطرساز بودند، درگذشته بودند.
این بررسی نشان داد که به طور میانگین طول عمر این افراد به اندازه یک دهه کوتاه شده است.
ويژگيهاي شخصيتي ما بسيار بيشتر از تعيين چرخههاي اجتماعي در زندگي ما تاثير گذار هستند.
خلق و خوي هر فرد ميتواند روي سلامت جسمي وي تاثير بگذارد.
استفن بويل، محقق مركز پزشكي دانشگاه دوك در كاروليناي شمالي در اين باره اظهار داشت: اين ايده كه رفتار يا شخصيت ميتواند در بلند مدت روي سلامت انسان تاثير بگذارد موضوع تازهاي نيست اما در اين مقاله ميزان اين تاثيرگذاري مورد بررسي قرار گرفته است.
محققان ميگويند؛ در حالي كه افراد عصبي زودتر تحليل ميروند و ممكن است جان خود را به خطر بياندازند، برخي از افراد نيز به دليل ويژگيهاي شخصيتي خاص خود ممكن است بيشتر عمر كنند.
در اين تحقيق، پژوهشگران هفت نوع تفكر را عنوان كردهاند كه سلامت فرد را به خطر مياندازد و بر جسم انسان تاثيرات نامطلوبي بر جاي ميگذارند كه عبارتند از:
- استرس: هر كاري ميكنيد اجازه ندهيد اين فهرست شما را نگران كند چون تحقيقات نشان ميدهد استرس و نگراني در طولاني مدت ميتواند كشنده باشد بويژه استرسهاي محل كار كه احتمال ابتلا به بيماريهاي قلبي، آنفلوآنزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد ميكند.
- غصه و تقدير: اندوهگين بودن نه تنها از نظر اجتماعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان ميدهد؛ افراد مبتلا به بيماريهاي عروقي اگر اندوهگين و غصه دار باشند زودتر ميميرند. محققان ميگويند؛ نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و هم چنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير ميگذارد.
- اضطراب: محققان ميگويند؛ بر اساس يافتههاي علمي، نرخ ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كمتر مضطرب ميشوند، پايينتر است. تحقيقات نشان داده است؛ خطر ابتلا به زوال عقل در سالمنداني كه آرام هستند،50 درصد كاهش مييابد.
- فقدان خويشتن داري: آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نميتوانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست دادهايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتن داري ميتواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان ميگويند انسانهاي خود دار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند.
- دلواپسي: افراد به شدت عصبي كه دائما نگران و مضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر ميميرند. بعلاوه اين افراد اغلب بيشتر سيگار ميكشند به اميد اين كه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه ميكنند.
- بيهدفي در زندگي: اگر احساس ميكنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عمرتان كوتاه خواهد شد. پژوهشها نشان ميدهد؛ كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نميشوند و ديرتر هم ميميرند.
- بد بيني: بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازميگردد و خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي را افزايش ميدهد. اين افراد اغلب در رفتار مردم انگيزشهاي خصمانه پيدا ميكنند. دكتر بويل در مطالعات خود نشان داده افراد بدبين 25 درصد بيش از ديگران در معرض ابتلا به بيماريهاي قلبي هستند و به مراتب استرس بيشتري را در طول زندگي تجربه ميكنند.
اگر شما هم صادقانه تصور ميكنيد كه هر كدام از اين مشكلات را داريد، از همين امروز به خاطر سلامت خوتان هم كه شده براي رفع آن تلاش كنيد.
معمولا تمام افراد روی کره ی زمین دوست دارند که عمر زیادی داشته باشند به همین دلیل ما این فرمول موثر را به شما توصیه می کنیم
پژوهشگران دانشگاه هاروارد طی 60 سال بر گروهی 600 نفری نظارت کرده و در نتیجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعیین کنند که بر طول عمر تاثیر بسزایی دارند.طبق نتایج این پژوهش ها،افراد خوشبخت که پول قرض نمی گیرند،بیشتر عمر می کنند تا افراد بدبین.همچنین افرادی که شکلات دوست دارند،افراد دیندار و سبزیخواران نیز عمر طولانی تری دارند. پژوهش های اخیر نشان دادند که افراد دارای زندگی سالم دارند چند سال بیشتر زندگی می کنند.
* برای اینکه 2 سال بیشتر زندگی کنید:
شکلات بخورید.تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.
* برای اینکه 3 سال بیشتر زندگی کنید:
دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید.تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد.همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.
* برای اینکه 6-3 سال بیشتر زندگی کنید:
گوشت کمتر بخورید.سبزیخواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند بعلت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد،زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.
* برای اینکه 7-3 سال بیشتر زندگی کنید:
زندگی فعالی داشته باشید.دانشمندان تایید می کنند که تحرک و نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شئذ.
* برای اینکه 5 سال بیشتر زندگی کنید:
تحصیل کرده و با دانش باشید.دانشمندان هاروارد بدین نتیجه رسیدند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بطور متوسط 5 سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.
* برای اینکه 7-5 سال بیشتر زندگی کنید:
مثبت نگر باشید.پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد خوشبین 55% کمتر است.
* برای اینکه 8-10 سال بیشتر زندگی کنید:
سیگار نکشید.افرادی که هیچگاه سیگار نکشیده اند،بطور متوسط 10 سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند.اگر مردان در سن 35 سالگی سیگار را ترک کنند،می توانند بطور متوسط 5.1 سال به طول عمر خود بیفزایند.
* برای اینکه 10 سال بیشتر زندگی کنید:
خوشبخت باشید.افراد خوشبخت بطور متوسط 10 سال بیش از سایرین زندگی می کنند.