لطفا بیدار شوید، به خودتان بیایید و دست از این همه شکسته نفسی بردارید شما که این همه وقت برای سرکار گذاشتن دوستان و استادان دارید، دیگر چرا؟ شما که این طور بفرمایید، ما چه بگوییم؟...
آخرش که چی؟! سوالهای کتاب نخوانها معمولا بهانههای کتاب نخوانی هم هستند؛ برای همین است که جواب دادن به این سوالها میتواند شما را مجبور به کتاب خواندن کند؛ البته به شرطی که آن قدر وجدان داشته باشید که با حل شدن بهانهها، دنبال راه جدیدی برای فرار از کتابخوانی نگردید!
چکار کنیم کتابخوان بشویم؟ آدم را سگ بگیرد، اما جو نگیرد. لامصب این جو گرفتگی چیز غریبی است؛ آدم را از این رو به آن رو و حتی بالعکس میکند. شما چند ماه با یک مشت کتابخوان غیرخرخوان بگردید و با آنها به کتابخانه و کتابفروشی و این قبیل جاها بروید. بعدش خودتان دلتان برای چهار تا طرح جلد خوش آب و رنگ و رفیق جنگ و سالن تنگ و کتابدار مشنگ، تنگ خواهد شد؛ آن هم به صورت لحظه به لحظه و دنگ دنگ.
چند تا کتاب بخوانیم بس است؟ برای جواب این سوال بین دانشمندان اختلاف هست؛ بعضی گفته اند: «100 کتابی که پیش از مرگ باید خواند» و بعضی هم گفته اند: «یکی دیگر هم بخوانم و بمیرم بهتر است یا نخوانده بمیرم؟» شما اگر آمارت هنوز زیر 10 تا کتاب غیردرسی است، بهتر است این طرفها پیدایت نشود.
به جای کتاب مجله بخوانیم، قبول نیست؟ داستان آن آهنگر را شنیده اید که به شاگردش گفت ایشان میتواند در حالتهای نشسته، لمیده، درازکش و حتی در گور خوابیده به فعالیت خودش ادامه بدهد منوط به اینکه در آن کوره آهنگری لعنتی بدمد؟! این حکایت البته به جواب سوال شما ممکن است ربط داشته باشد اما در آمارگیریها به آن توجه نشده و متاسفانه سرانه مطالعه را برای همان دمیدن در حال ایستاده و مثل آدم در نظر میگیرند. حالا دیگر خود دانید؟
حالا نمیشود فیلمش را ببینیم؟ چرا میشود اگر خودتان خسته میشوید مغز مبارک رابه کار بیندازید و یک داستان را توی ذهنتان بسازید و برای شخصیتهایش ایضا توی همان ذهنتان «چشم چشم دو ابرو» بگذارید، حتما بروید آن فیلمش را ببینید. خسته نباشید!
وقت از کجا بیاوریم کتاب بخوانیم؟ لطفا بیدار شوید، به خودتان بیایید و دست از این همه شکسته نفسی بردارید شما که این همه وقت برای سرکار گذاشتن دوستان و استادان دارید، دیگر چرا؟ شما که این طور بفرمایید، ما چه بگوییم؟ فوق فوقش این است که برای رسم نمودار مسیر رفت و آمدتان، طولانیترین یا شلوغترین مسیر ممکن را انتخاب کرده، در ساعات گرفتاری در ترافیک، کتاب میخوانید دیگر. این هم شد سوال؟
پول از کجا بیاوریم کتاب بخریم؟
برای این کار روشهای بسیاری هست که ما به ذکر یک نمونه اکتفا میکنیم. در این روش شما یک شب برای همسر محترم در باب اهمیت کتاب در زندگی و نقش فرهنگ در استحکام مبانی خانواده داد سخن میدهید و بعد هم اظهار میدارید که برای تامین هزینه کتاب ناچارید از مخارج شام بیرون کم کنید. از آنجا که همه آدمها از ناحیه شکم آسیبپذیر هستند، به هفته نکشیده خود خانم طوری ردیفهای بودجه را جابه جا کرده اند که هم پول کتاب تویش باشد و هم شام رستوران. یک کتاب چقدر پول میخواهد؟ فرمول کلی محاسبه قیمت کتاب با قطع معمول و درزمان حاضر صفحه ای 20 چوق است؛ یعنی مثلا کتاب 500 صفحه ای احتمالا 10 هزار تومانی آب میخورد. قطع جیبی و پالتویی بالاخره باید اندکی ارزان تر باشند که این اختلاف را مخصوصا در تعداد صفحه بالا نشان میدهند. هر چه نوبت چاپ کتاب پایینتر باشد، ارزانتر است. و بالاخره اینکه جلد سخت (گالینگور) به جای جلدهای ساده مقوایی (شمیز) یک تنه قیمت را چند هزار تومانی بالا میکشد. کتابهایی که ما به شما توصیه میکنیم تا 5 هزار تومانیها هستند که برای جیبتان مناسبند، قطرشان با روشنفکری جور در میآید، یک چیزی ازشان میفهمید و با توجه به حجمشان واقعا حوصله میکنید بخوانیدشان. زیر 2 هزار: کتابهای یک بار مصرف، کتابهای جیبی، کتابهای کودکان، کتابهای شعر (که این رقم هم از سرشان زیاد است)، کتابهای قدیمی ناشران دولتی یا عتیقه ای که هنوز عقلشان به گران کردن نرسیده. 2 تا 5 هزار: کتابهای رمان، قصه، نمایشنامه و از این دست با جلد شمیز. 5 تا 12 هزار: همان موارد بالا با جلد گالینگور، کتابهای جلدی و کلا کتابهای دارای ترجمه خوب، ناشران زرنگ و خریداران ساده دل. بالای 12 هزار: کتب مرجع، کتابهای هنری و کتابهای ویترینی که قرار است رنگشان به کتابخانهتان بیاید. تبصره: کتابهای نایاب و دست دوم و افعال بی قاعده در هر گروهی ممکن است جای بگیرند.
از کجا شروع کنیم؟ نمیشود ناگهان به یک خوره کتاب درست و حسابی تبدیل شد. کتابخوانی راه میان بر ندارد. اولین پلهها را باید خودتان تنهایی بروید. از قدیم گفته اند: «کم بخوان، همیشه بخوان». این ضرب المثل حکیمانه علاوه بر شبهای امتحان، در مورد کتابخوانی تفننی هم صدق میکند حتما با کتابهای کوچک و کم حجم شروع کنید و نگران تمسخر احتمالی دوستان به خاطر زیر بغل نزدن هر 7 جلد «در جست و جوی زمان از دست رفته» نباشید! البته خیلی هیجان انگیز است که آدم بداند «داستان پساپست مدرن» چه جور جانوری است و برای دوستانش هم در همین زمینه کنفرانس تخصصی بدهد اما شما تا وقتی که داستانهای خطی و راحت الحلقوم را نخوانده باشید، متاسفانه نمیتوانید کنفرانس مذکور را بدون سوتی برگزار کنید؛ بروید سراغ نویسندههای بدون ادا و اصول. به سرعت یک یا چند کتابخوان دیگر را شناسایی کرده، او (یا آنها) را درباره موضوع و سبک و قیمت کتاب مورد نظرتان سین جیم کنید. یادتان باشد که بی گدار به آب نزنید ولی از آن طرف، زیادی هم لفتش ندهید. نتیجه کار فرسایی همیشه عینهو جنگ ویتنام افتضاح از آب در میآید. نویسنده یا مترجم خوبی که قبلا از یک کارش خوشتان آمده را نشان کنید و یکراست سراغ باقی کارهای او بروید. لازم نیست به نویسنده ای که قبلا از کتابش خوشتان نیامده فرصت مجدد بدهید؛ آن وقت علاوه بر نقصان مایه، باید شماتت همسایه را هم بکشیدها! خوب است بعد از خواند یک کتاب، کمی هم با باقی کتابخوانها درباره آن حرف بزنید و پست سر نویسنده یا شخصیتها صفحه بگذارید؛ هم کیف میدهد و هم حس نقد و قدرت انتخاب کتابهای بعدی تان بالا میرود. اگر هم بالا نرفت، نرفت؛ فدای سرتان؛ مهم دور هم بودن است.
از کجا شروع نکنیم؟ توقع نداشته باشید با خواندن یک کتاب افتضاح در همان گامهای اول، انگیزه کتابخوان شدن تان مدت زیادی دوام بیاورد. برای کتابخوان شدن، چیزهایی هست که باید از آنها احتراز کنید. به این زودیها سراغ «کلاسیک»ها نروید چون اولا خیلی عریض و حجیم هستند و دوم اینکه اگر شما همین اول کار، تولستوی و داستایوسکی بخوانید، بعدا میخواهید چی بخوانید؟ آدم خوب است همیشه انگیزه پیشرفت داشته باشد! دور آن کتابهایی را که قبلا فیلم و کارتونشان را دیده اید، قلم بگیرید. معروف است که میگویند شاهکارهای ادبی در تبدیل به فیلم چیز گندی از آب در میآیند و داستانهای درجه 2 فیلم شاهکاری میشوند. اما شما تا وقتی که سلیقه ادبی تان به حد تشخیص درجه 1 و 2 از هم نرسیده، نمیخواهد صحت این حرف را امتحان کنید. با احساس و عواطف خودتان بازی و حتی بازی بازی نکنید. شما که از خون و خونریزی چندشت میشود، دلیلی ندارد بروی سراغ کتابهای پلیسی. وقتی در تمام طول تحصیل، یک بار هم نمره بالای 17 نگرفته ای، علمی– تخیلی خواندنت برای چیست؟ اگر از ارتفاع میترسی، «جاناتان مرغ دریایی» را میخواهی چه کار؟
شما که زبان انگلیسی ات خوب نیست، این چه جور خزنده ای است که میخواهی حتما کتاب زبان اصلی بخوانی؟! حتما خودت را به دکتر نشان بده. اگر از یک کتاب چند ترجمه وجود دارد، یادتان باشد که جز مقوله بسیار مهم مقایسه قیمتها و پیگیری روند افزایش تورم، یک مختصر نگاهی هم به داخل کتابها بکنید و یک جمله یا پاراگراف را در آن چند کتاب با هم مقایسه کنید. ترجمه بد، تمام ذوق کتابخوان را میکشد و میسوزاند و خاکسترش را هم به باد میدهد.
بسیاری از ما ، برای اینکه آرامش خود را به دست بیاوریم گریه می کنیم و با گریه کردن اعصابمان آرام تر می شود .
فرقی نمیکند که شما زن باشید یا مرد. حتما این موضوع برایتان به اثبات رسیده که زنان بیش از مردها گریه میکنند! اما برای آنکه مساله کاملا از نظر علمی اثبات شود گروهی از محققان آلمانی آن را مورد بررسی قرار دادند. بررسیها نشان داده زنان 30 تا 46 مرتبه در سال گریه میکنند در حالی که مردها تنها 6 تا 17 بار در سال گریه می کنند! حتی زمان گریه کردن هم در زنان و مردان فرق دارد. زنان 6 دقیقه به طور میانگین هر بار گریه میکنند در حالی که این مدت در مردها حداکثر 2 تا 4 دقیقه است. البته این آمار مربوط به مردها میشود و پسربچهها مستنثی هستند. در واقع تا قبل از 13 سالگی میزان گریه کردن در دخترها و پسرها یکسان است. نکته دیگر اینکه اکثر مردان بسیار آهسته و به دور از چشم دیگران گریه میکنند و تنها 6 درصد میتوانند بلند و شدید گریه کنند و برعکس 65 درصد زنان بلند و شدید گریه میکنند. دلایل گریه کردن این دو جنس نیز جالب است. مردها در زمانهایی که دچار شکست عشقی میشوند یا از روی دلسوزی و ترحم میگریند در حالی که زنان وقتی احساس تحقیر میکنند، با مشکلی برمیخورند یا یاد گذشته میافتند گریه میکنند. در واقع زنان حساستر از مردانند و به همین دلیل بیشتر گریه میکنند!
به همه کسانی که می خواهند لاغر شوند توصیه می شود هر چه ممکن است بیشتر و از ته دل قهقهه بزنند.
به نوشته روزنامه روسی اینترنتی پراودا, خنده نوعی انرژی تولید می کند که باعث کاهش وزن می شود یعنی تا پانزده دقیقه خنده باعث از دست دادن ده تا پنجاه کالری می شود. ماتی باچوفسکی , فروفسور آمریکایی لهستانی الاصل که در مرکز دانشگاه واندرلبلت مشغول به کار است, اعلام کرد خندیدن به کالری نیاز دارد و قهقهه زدن باعث سوزاندن کالری می شود.
اختصاص اوقات فراغت به مطالعه کتابهاي مختلف، نقش مؤثري در دستيابي به آرامش و تعادل روحي و پيشگيري از بروز افسردگي دارد.
ژاله فلاح
با توجه به يکنواخت شدن زندگي افراد و عدم تنوع در برنامه روزمره آنها، بيماريهاي مختلف روحي و رواني از جمله افسردگي، گريبانگير اقشار مختلف جامعه شده است.
تنوع بخشي به ساعات مختلف زندگي روزمره و گنجاندن برنامههاي مفرح در پيشگيري از بروز افسردگي است .با ماشيني شدن کارهاي مختلف، اوقات فراغت در زندگي مردم بسيار افزايش يافته است.
اختصاص ساعات بيکاري در روز به مطالعه مطالب مختلف از جمله کتاب، روزنامه و ساير منابع بهترين راه براي پر كردن اين اوقات فراغت است.
ايجاد تنوع در برنامه روزانه و پرداختن به فعاليتهاي مختلف، حس مثبتي در درون افراد ايجاد ميکند،
اين امر با پيشگيري از ايجاد روحيه ناکارآمدي و يکنواختي در فرد جلوگيري ميکند و انرژي مثبت و رضايت بخشي را به وي ميدهد.
علاوه بر فوايد مطالعه در پرکردن اوقات فراغت، ارتقاي سطح آگاهي و دانش افراد در زمينههاي مختلف، به طور مستقيم موجب افزايش کيفيت زندگي و بروز ناهنجاريهاي مختلف ميشود.
ارتباطات مجازي موجب افسردگي ميشوند استفاده بيش از حد از موبايل و كامپيوتر، هوش اجتماعي را كاهش ميدهد
ارتباط چشمي مهمترين ويژگي ارتباطات مستقيم انساني است كه با واردشدن بيش از حد وسايل الكترونيكي به زندگي انسان و گسترش ارتباطات مجازي، ارتباط چشمي افراد نيز كاهش يافته است.
عارفه مبشر
ارتباط چشمي ويژگي اصلي ارتباطات مستقيم انساني است و از نظر علم روانپزشكي فردي كه در ارتباطات مستقيم با افراد ديگر توانايي برقراري ارتباط چشمي را ندارد، بيمار محسوب ميشود.
هم اكنون درعصر ارتباطات شاهد هجوم وسايل مختلف ارتباط مجازي و گسترش اين نوع ارتباط ميان افراد جامعه هستيم و ارتباط مستقيم و چشمي روز به روز درحال كاهش است.
بسياري از احساسات و حالات انساني از طريق ارتباطات مجازي به هيچ وجه منتقل نميشود. به عنوان مثال حس شادي و يا غم، آنگونه كه درفرد بروز كرده، از طريق ارتباطات مجازي منتقل نميشود و تنها با ارتباط مستقيم انساني قابل انتقال است.
وارد شدن بيش از حد وسايل ارتباط مجازي مانند اينترنت و تلفن همراه موجب كاهش ارتباطات مستقيم انساني شده و اين موجب گسترش افسردگي در جامعه ميشود.
هم اكنون sms و اينترنت جايگزين بسياري از ارتباطات مستقيم انساني شده و گسترش بيش از حد ارتباطات مجازي موجب كاهش هوش اجتماعي افراد جامعه ميشود.
همچنين شنيدن صداي مخاطب ازديگر مزاياي ارتباط مستقيم انساني است كه وسايل ارتباطي مجازي افراد را از داشتن اين نوع ارتباط محروم ميكند.
افسردگي، اضطراب، گوشه گيري و اختلالات شخصيتي نيز از ديگر عوارض استفاده زياد از وسايل ارتباطي مجازي است.
دکتر مجيد سلطاني - دانستنيهاي عشق در گفتگو با دکتر حسين ابراهيميمقدم روانشناس
اين، توصيفي است که سن پل از عاشق ارائه ميدهد: «عاشق صبور و مهربان است. حسود و متکبر نيست. پرمدعا وگستاخ نيست. لجاجت نميکند. تحريکپذير و رنجيدهخاطر نيست. از خطاهاي خودش شاد نميشود اما از درستي خودش خرسند ميشود. همه چيز را تحمل ميکند و هميشه اميد دارد و در برابر مشکلات تاب ميآورد. عشق عاشق هرگز تمام نميشود.» راستي، تعريف شما از عشق و عاشق چيست؟ براي آشنايي با روانشناسي عشق، به سراغ دکتر حسين ابراهيميمقدم، روانشناس و مدرس دانشگاه رفتهايم تا ديدگاه او را در اين خصوص بدانيم...
سلامت : آقاي دکتر! شما عشق را چهطور تعريف ميکنيد؟ هيچکس نميتواند به اين سوال پاسخ دقيق بدهد. سوالاتي از قبيل اينکه آيا من عاشق شدهام؟ آيا عشق حقيقت دارد؟البته به نظر ميرسد هر يک از ما درباره اينکه معناي عشق چيست و اينکه آيا ما آن را تجربه ميکنيم يا نه، متخصص هستيم! دو نفر که عشق خود را به يکديگر ابراز داشتهاند، بايد براي اجتناب از لطمه خوردن از سوي ديگري، اظهار کنند که منظورشان از عشق چيست. مخصوصا شايد لازم باشد که معناي تعهد روشن شود ولي اکثرا ميگويند عشق شيرينترين پاداش زندگي است. يک چيز باشکوه است. حلقه سوزان آتش است و يا چيزهايي از اين قبيل.
سلامت : چه تجربههايي در عشق رايج و مشترک است؟
در يکي از بررسيهايي که در مورد عشق انجام دادم از 200 دانشجو خواستم با پاسخ دادن به جملات يک پرسشنامه گسترده، تجربه خود را توصيف کنند. نتايج نشان ميدهد که تجربه عشقي آنها ظاهرا دربردارنده 4 ويژگي اصلي است:
1) افراد عاشق خود را نيازمند يکديگر ميدانند. در هنگام تنهايي، نخستين فکري که به ذهن آنها خطور ميکند، يافتن طرف مقابل است.
2) آنها علاقهمندي و دغدغه خاطر را تجربه ميکنند، يعني ميل به انجام کاري براي يکديگر.
3) آنها احساس اعتماد ميکنند و معتقدند که ميتوانند با امنيت، حرفهايشان را به يکديگر بگويند.
4) اين اعتماد به خوبي ايجاد شده است و افراد عاشق تحمل خطاهاي طرف مقابل را دارند.
از طرفي مشخص شد کساني که خود را عاشق توصيف ميکنند، نسبت به ساير زوجها زمان بيشتري به چشمان يکديگر نگاه ميکنند.
در پژوهشي ديگر، اين نتيجه به دست آمد که افراد عاشق عشق خود را اينگونه نشان ميدهند:
1) ابراز محبت کلامي و جسماني
2) تبادل پاداش و انجام کارهايي براي يکديگر
3) حمايت عاطفي و اخلاقي از يکديگر
4) صبور و شکيبا بودن نسبت به رفتارهاي ناخوشايند يا کمتر خوشايند طرف مقابل
سلامت : از نظر رواني، عشق چه تاثيري دارد؟
افراد عاشق نسبت به افراد غيرعاشق احساس شادي، امنيت و آرميدگي بيشتري از بودن در کنار شريک خود ميکنند. برخي پژوهشها حاکي از آن است که افراد عاشق احساس، سوز و گداز دروني توام با شور و نشاط و خوشبيني را گزارش ميکنند. هوش و حواس آنها کاملا برطرف مقابل متمرکز است، يعني آگاهي شديد راجع به شريکشان و در وحدت و کمال به سر بردن با او که سايرين را رها کرده است.
سلامت : يعني تجربه عشق هميشه همينقدر مثبت است؟
خير! در همين پژوهشي که انجام شد، مشخص شد که تجربه عشق هميشه مثبت نيست و علاوه بر احساس سرخوشي و شعف، بسياري از آزمونها احساس افسردگي، بيتابي و بيقراري، بيعلاقگي به اوضاع و احوال شخصي، خيالپردازي و مشکل در خواب رفتن و تمرکز را نيز گزارش ميکنند. عدهاي معتقدند که احساسهاي دوسوگرا درباره معشوق يک تجربه غيرعادي به شمار نميآيد. در حقيقت، از نظر اين عده، شخص عشق و نفرت را به يکسان تجربه ميکند.
سلامت : اصلا چرا احساسهاي ناخوشايند به وجود ميآيد؟
عاشق شدن باعث ميشود در معرض احساسهاي شديد (خوب يا بد) قرار بگيريم. وقتي در کنار معشوق خود هستيم، ممکن است احساس شادماني کنيم و زماني که از او دوريم، احساس گرفتگي و اندوه. يکي از عواملي که ميتواند احساسهاي ناخوشايند را توجيه کند، عدم اطمينان و يقين از آن رابطه است. پژوهشي که در اين زمينه انجام شده نشان ميدهد افرادي که از عاشق شدن خود مطمئن نيستند، احساس حد وسطي از وابستگي به طرف مقابل را توام با احساس شديد عدم اطمينان نسبت به احساسهاي طرف مقابل گزارش ميکنند. افرادي که از عشق خود مطمئناند، احساس شديد وابستگي را همراه با احساس نيرومند اطمينان و امنيت راجع به احساسهاي طرف مقابل گزارش ميکنند. اين يافتهها حاکي از آن است که ادراک خويشتن به عنوان يک فرد عاشق تا حدودي به طرز تلقي از احساسهاي ديگران وابسته است. شايد تا هنگامي که از احساس مشترک طرف مقابل اطمينان خاطر پيدا نکنيم، به خود اجازه عاشق شدن کامل را ندهيم. اما طرف مقابل چگونه ميتواند عاشق ما شود، مگر آنکه از احساس ما مطمئن گردد؟ پس تعجبي ندارد که عاشق شدن تجربهاي تماما لذتبخش نيست!
سلامت : به عبارت ديگر، هر کسي عشق را يک جور تجربه ميکند.
بله؛ اين اشتباه است که فکر کنيم همه انسانها عشق را به يک شيوه تجربه ميکنند. برخي عشق را به عنوان پديدهاي سريعا متغير و پر راز و رمز و عدهاي ديگر آن را به عنوان چيزي ظريف و عقلاني تجربه ميکنند. افرادي که معتقدند اختيار سرنوشتشان در دست خودشان است يعني کساني که از جايگاه دروني مهار برخوردارند، کمتراحتمال ميرود که خودشان را به عنوان کسي در نظر بگيرند که به دام عشق افتاده است و يا آنکه عشق را به مثابه چيزي متغير وپر راز و رمز ببينند. برخي از يک آشنايي تصادفي شروع کرده و بدون هيچ فکر پيشاپيشي به ازدواج ميرسند. عدهاي هم يک دوره طولاني و درازمدت از عشق و عاشقي را طي ميکنند. برخي افراد در همان ديدار اول به شدت جذب يکديگر ميشوند و عدهاي نيز صرفا پس از گذشت يک دوره طولاني از آشنايي به عشق ميرسند.
سلامت : چه تفاوتي بين زنان و مردان در خصوص عشق هست؟
برخلاف تصور عمومي، مردان سادهتر از زنان عاشق ميشوند و زنها سادهتر از مردان، فارغ! در تحقيقي مشخص شد که مردان در مقايسه با زنان در مقياسهاي عشق احساساتي نمرات بالاتري ميآورند و زنان در انتخاب همسر خود بيشتر از مردان احتياط به خرج ميدهند. به عبارتي زنها با حساب و کتابتر و عاقلانهتر عاشق ميشوند!
سلامت : چه رابطهاي بين تعهد و عشق وجود دارد؟
تعهد، در نظر بسياري از انسانها جزء ذاتي و لاينفک عشق محسوب ميشود. تعهد که ملاک آن طول مدت رابطه است. به عقيده بسياري از آزمودنيها يکي از راههايي است که ميتوان با استفاده از آن ميان روابط ناشي از عشق و روابط ناشي از علاقه جنسي فرق قايل شد. عدهاي از روان شناسان معتقدند که ميتوان عشق را از تعهد متمايز ساخت زيرا ممکن است افرادي در غياب عشق، باز هم متعهد به حفظ رابطه خود باشند (براي مثال به خاطر بچهها) لذا شايد آدميان بتوانند صادقانه به عشق خود اعتراف کنند بدون آنکه تعهدي در قبال طرف مقابل داشته باشند. کژفهمي درباره تعهد ميتواند به نااميدي و دلسردي عميق فرد منجر شود.
سلامت : پس عشق هم براي خودش انواع و اقسام دارد!
البته . يونانيهاي قديم هم بين سنخهاي مختلف عشق فرق قايل بودند. به نظر آنها اين انواع از عشق وجود داشته:
1)عشق شهواني: بر اساس جاذبه جسماني بوده و ويژگي آن اشتياق شديد به خود فاشسازي سريع و صميمت جنسي است.
2) عشق دوستانه: به آهستگي و در اثر دوستيهاي قبلي ايجاد ميشود.
3) عشق دمدمي: ويژگي افرادي است که ميتوانند به سادگي از يک رابطه به سراغ رابطهاي ديگر بروند يا همزمان در بيش از يک رابطه وارد شوند (طبيعتا حداقل تعهد را ميتوان در اين رابطه مشاهده کرد.)
4) عشق خودباخته: نوعي عشق خود باخته، ايثارگر و عميقا دلسوزانه است.
سلامت : آيا عشق ميتواند هميشگي باشد؟
عدهاي از روانشناسان معتقدند که نيمي از ازدواجها به سراشيبي سقوط ميافتد و هر چه از ازدواج بيشتر طول بکشد، بيشتر فرو ميرود و بديهي است که منظورشان ازدواجهايي بوده که از ابتدا بر اساس عشق کور به وجود آمده. همين است که من هميشه گفتهام انتخاب عاقلانه و زندگي عاشقانه! در يک مطالعه قديميتر مشخص شده بود که نيمي از زنان از ازدواج خود احساس نارضايتي ميکردند و فقط يک چهارم آنها درباره ازدواج خود هنوز شور و شوق داشتهاند. در پژوهش ديگري اين نتيجه به دست آمد که فقط عده کمي از ازدواجها پس از 15 تا 30 سال هنوز با نشاط و سرزنده هستند. اما به نظر من در تفسير اين نتايج بايد محتاط بود. بسياري از اين پژوهشها زوجهاي يکساني را در طول يک دوره زماني مورد بررسي قرار ندادهاند (رويکرد طولي) بلکه در يک مقطع زماني خاص زوجهاي مختلفي که در سالهاي متفاوتي ازدواج کرده بودند، مورد بررسي قرار گرفتهاند (رويکرد مقطعي)، اما اين زوجها از لحاظ متغيرهاي مختلف با يکديگر تفاوت دارند. ازلحاظ تعداد سالهاي ازدواج، اعضاي يک نسل ممکن است مثلا در طي جنگ ازدواج عجولانهتري داشته و به دليل جنگ متحمل دورههاي طولاني مدت جدايي شده باشند يا به دليل رکود اقتصادي دستخوش سختيهاي مالي شديد شده باشند. در يک بررسي طولاني که زوجهاي يکساني را در طي يک دوره درازمدت مورد مطالعه قرار داده بود، معلوم شد که در دوران فرزندپروري خشنودي زناشويي کاهش مييابد اما مجددا پس از اينکه فرزندانمان خانه را ترک ميکنند، اين رضايتمندي افزايش مييابد. در يک بررسي درازمدت ديگر هيچگونه مدرکي دال بر کاهش رضايتمندي يافت نشد. 54 درصد از همسران هيچگونه تغييري گزارش نکردند. 17 درصد کاهش خشنودي را گزارش کردند و 29 درصد نيز بهبود آن را اطلاع دادند. باوجود اين روش است که ازدواج ميتواند به شادکامي يا ناراحتي منجر شود و بنابراين تعيين اينکه چه چيزي ازدواج را به سوي تباهي ميکشاند، آن را بهبود ميبخشد و يا آن را ثابت نگه ميدارد، کاري مفيد و سودمند خواهد بود.
سلامت : از نظر بدني و جسماني چه اتفاقي ميافتد که فرد عاشق ميشود؟
جالينوس، پزشک مشهور يوناني در قرن دوم ميلادي اصرار داشت که عاشق شدن موضوعي مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است. به عبارت ديگر هنگامي که تعادل صفرا و سودا و بلغم وخون به هم ميخورد. اين نظريه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در اين هنگام بود که با نظريههاي جديد در مورد زيستشناسي سلولي جايگزين شد. اما با اين وجود متخصصان نوين فيزيولوژي بدن نيز عشق رمانتيک را ناشي از مواد شيميايي طبيعي قدرتمندي در بدن ميدانند.يک ماده شيميايي به نام فنيل اتيلامين (PEA) خيلي مورد بحث بوده است.
سلامت : در مورد اين فنيل اتيلامين (PEA) بيشتر توضيح ميدهيد؟ بله؛ فنيل اتيلامين (PEA) نوعي آمفتامين طبيعي است که باعث تحريک مغز و دستگاه عصبي مرکزي ميشود. PEA تجربه سرخوشي، نفس سريع، افزايش ضربان قلب، گشادي مردمک، آزادي ترشحات بودار از پوست که ميتواند طرف مقابل را اغوا کند را ايجاد ميکند. نقطه اصلي اين تحولات در مغز است. بخشهاي مختلف مغز نقشهاي مختلفي ايفا ميکنند. قشر خارجي مغز يا کورتکس به تفکر منطقي و هوش مربوط است. مغز مياني يا ليمبيک عواطف ما را کنترل ميکند و در محل اتصال نخاع به مغز يا بصلالنخاع نيز يک هسته دروني (هسته دم دار) وجود دارد که رفتارهاي غريزي را تحت کنترل دارد. پژوهشها نشان ميدهد که در افراد عاشق همين هسته دمدار فعال است. اين هسته به سيستم ليمبيک وصل است. در جريان عشق رمانتيک موسيقي ملايم عقل ناشي از کرتکس مغز در ميان هياهوي طبلنوازي هسته دم دار و دستگاه ليمبيکگم ميشود و آبشاري از ماده PEA در مغز به وجود ميآيد. در همان زمان ميزان آدرنالين افزايش مييابد و آزاد شدن ماده شيميايي ديگري به نام دوپامين را باعث ميشود. دوپامين باعث افزايش توجه، بنيه و انرژي ميشود و اين امر باعث مهار يک رابطه شيميايي عصبي به نام سروتونين ميشود. سروتونين هم باعث کنترل اعمال تکانهاي، رفتارهاي وسواسي و اشتياقهاي شديد ميشود. اين انتقالدهنده در به وجود آمدن احساس قدرت براي عمل کردن و احساس تسلط بر امور به ما کمک ميکند. جالب اينکه فلوکسيتين (پروزاک) که روي سروتونين اثر ميگذارد، روي عشق هم اثر دارد!
کارشناسان نقش پدر در خانه را براي تربيت فرزندان بسيار بااهميت مي دانند.
به نوشته نيويورک تايمز براساس يافته هاي محققان چند کالج تحقيقاتي امريکا دکتر سارا مک لاناهان استاد جامعه شناسي و روابط عمومي دانشگاه پرينستون دربيست سال گذشته همه درباره اين حرف مي زدند که نقش پدر در خانه چقدر اهميت دارد ولي امروز موضوع بحث اين است که هرچقدر پدر و مادر باهم رابطه خوبي داشته باشند همانقدر کودکان به خوشبختي نزديک ترند.
بر اساس تحقيقات دکتر مک لاناهان اگر همسران داراي خصيصه سازش باهم باشند و به هم ابراز علاقه کنند و از توهين کردن به يکديگرو انتقاد کردن بپرهيزند پدر خانواده تشويق مي شود که با کودکان خود بيشتر سرگرم شود. پدراني که کمتر با کودکان خود سرگرم مي شوند همواره متهم به بي انگيزه بودن شده اند ولي تحقيقات نشان مي دهد بسياري از عوامل اجتماعي دراين موضوع دخالت دارد.
هرروز بر پدراني که پوشک بچه خود را عوض مي کنند يا کودکان خود را به مدرسه يا باشگاه فوتبال مي برند افزوده مي شوند ولي آنها همواره مورد بي توجهي قرار مي گيرند.
همچنين تحقيقات نشان مي دهد خانواده هايي که در آنها پدر نقش فعالي در سرگرم شدن با فرزندان ايفا مي کند فرزندان کمتر پرخاشگر ، بيش فعال ، افسرده و يا غير اجتماعي مي شوند . ولي در مقايسه با آنها خانواده هايي که هر دو همسر تشريک مساعي مي کنند وضع کودکان بهتر است و والدين کمتر دچار فشار عصبي مي شوند و زندگي زناشويي بهتري دارند و اين به دليل نقش بيشتر پدر در خانواده نيست بلکه حمايت عاطفي همسران علت آن است. نظمي که پدران ارائه مي کنند متفاوت از مادران است .درحقيقت آنها پدري مي کنند نه مادري به اين ترتيب که آنها روحيه شوخ طبعي متفاوتي دارند و متفاوت از مادران نقش خود را ايفا مي کنند. پدران مي خواهند به فرزندانشان نشان بدهند خارج از آغوش مادر چه مي گذرد تا آنها را براي دنياي خارج از خانه آماده کنند در نهايت آنها مي خواهند به فرزندان خود ريسک پذيري و حل مشکلات را ياد بدهند.
متخصصان مي گويندتوجه به پدران در سلامت جامعه نقش مهمي دارد.به عنوان مثال در تابلوهايي که عکس يک خانواده در درمانگاهها و يا آژانسها به ديوار زده مي شود حتما بايد عکس پدر نيز درآن باشد و در تمام مکاتبات بايد به مادر و پدرهر دو توجه شود.
کارشناسان مي گويند پدر و مادر درخانه بايد درخصوص نقش والدين باهم صحبت کنند و و نهايت قدرداني را درباره تواناييهاي هم از يکديگر بکنند. تکرار بحث ميان زوجين حاکي از آن است که پدر يا مادر هرکدام فکر کند که او مي داند که چه چيزي درست است و بدينگونه همديگر را متهم مي کنند.
مردی کهنسال که هر بامداد ، کنار تخت همسرش یک شاخه گل سرخ می گذارد رمانتیک ترین شوهر انگلستان لقب گرفت.
«تام شاوِلتون» 60 سال پیش در «لندن» ازدواج کرد و برای این که عشق و علاقه خود را به همسرش نشان دهد هر روز یک شاخه گل سرخ در کنار تخت او گذاشت.
این مرد که 87 ساله شده است در گفت و گو با یکی از خبرنگاران روزنامه «دیلی پست» انگلستان ، راز زندگی مشترک پرشور و نشاط خود را که افزون بر نیم قرن تداوم داشته ، به زبان آورد و بدین ترتیب نام زوج عاشق پیشه ، پرآوازه شد. حالا «تام» رمانتیک ترین شوهر انگلستان لقب گرفته و زندگی مشترک او و همسرش ، نقل محافل است.
این پدربزرگ می گوید : مردان با کارهای کوچک و اندکی ویژه می توانند ازدواجشان را ماندگار کنند.من البته کار خاصی نکرده ام ؛
فقط هر بامداد کنار تخت همسرم یک شاخه گل سرخ گذاشته و هیچ وقت این کار را ترک یا فراموش نکرده ام.
پژوهشگران آمريکايي دريافتند که رايحه خوش مکانهاي تميز موجب مي شود افرادي که در اين محيطها زندگي مي کنند بخشنده تر و سخاوتمندتر از ساير افراد باشند.
زندگي در يک محل تميز و معطر بي شک بسيار مطلوب است. اکنون برخي از محققان دانشگاه بريگام يانگ اثرات حس تميزي را بر روي رفتار افراد مورد بررسي قرار دادند.
اين دانشمندان دو تحقيق مختلف را براي دستيابي به اين نتايج انجام دادند. در اين تحقيقات داوطلبان به دو گروه تقسيم و در دو اتاقي که اولي بوي پاکيزگي مي داد و دومي يک اتاق معمولي بود قرار داده شدند و رفتار آنها که در معرض رايحه خوش تميزي قرار گرفته بودند، بررسي شد.
در آزمايش اول، "بازي اعتماد" تجويز شد. در اين آزمايش داوطلبان از يک فرستنده بي نام مبلغي پول حداکثر 12 دلار دريافت کردند. سپس از آنها خواسته شد که يا تمام پول را براي خود نگه دارند و يا مبلغي از آن را به سرمايه گذاران ناشناس اهدا کنند.
در اين آزمايش مشخص شد که به طور متوسط افرادي که در اتاق معمولي بودند تنها 91/2 دلار را اهدا کردند درحالي که افرادي که در اتاق معطر بودند 83/5 دلار را بخشيدند.
براساس گزارش ساينس ديلي، در آزمايش دوم داوطلبان بايد به يک سازمان عامل المنفعه مقداري پول را اهدا مي کرد. در اين مورد نيز، کساني که در اتاقي بودند که رايحه پاکيزگي مي داد سخاوت بيشتري نشان دادند به طوري که 22 درصد از آنها پولهاي خود را به صورت خيريه اهدا کردند درحالي که تنها 6 درصد از افراد گروه کنترل اين کار را انجام دادند.
پزشكان تاكيد كردند: حتي يك نخ سيگار در طول عمر كافي است كه سلامت انسان را نابود سازد. نتايج يك پژوهش جديد نشان داده است؛ روشن كردن فقط يك نخ سيگار ميتواند عوارض و اثرات جدي و خطرناكي روي سلامت جوانان بر جاي بگذارد.
دكتر استلا داسكالوپولو ــ محقق و كارشناس مركز بهداشتي دانشگاه مك گيل ــ در اين پژوهش دريافت كه كشيدن تنها يك نخ سيگار احتمال سخت شدن عروق سرخرگي را در افراد 18 تا 30 ساله تا حدود 25 درصد افزايش ميدهد.
با سخت شدن عروق خوني كار قلب دشوارتر ميشود و خطر بروز بيماريهاي قلبي و سكته افزايش مييابد.
مشروح اين پژوهش در كنگره 2009 قلب و عروق كانادا به ميزباني انجمن قلب و سكته و انجمن قلب و عروق كاناد ارائه شده است.
فوبيا ، هراس يا ترس شديد پديده اي است که به صورت آگاهانه يا ناخود آگاهانه زندگي بسياري از انسانهاي جهان را مختل مي کند. اين پديده بيشتر ناشي از ترس از قرار گرفتن در موقعيتي خطرناک است و معمولا کنترل آن براي فرد مبتلا سخت و گاهي غير ممکن است.
در حدود 19.2 ميليون نفر انسان در سن 18 سالگي در آمريکا به گونه هاي مختلفي از اين اختلال روحي مبتلا هستند که در ادامه نشريه لايو ساينس به مشهورترين آنها اشاره کرده است.
ترس از مار (Ophidiophobia): يکي از رايج ترين فوبياها در ميان بسياري از مردم ترس از مار است که به احتمال زياد ريشه اي تکاملي دارد. در گذشته هاي دور تشخيص دادن مارها و عنکبوتها براي بقاي انسان نقشي حياتي داشته است. توانايي تشخيص مارها در يک چشم به همم زدن يکي از رفتارهاي تکاملي است که به اجداد انسان در جهان وحشي ما قبل تاريخ امکان بقا داده است.
ترس از خزندگان عجيب (Entomophobia): شايد برخي از افراد با ديدن برخي از حشرات تنها احساس چندش آوري پيدا کنند، اما اين جانداران کوچک در واقع اين توانايي را دارند که برخي از انسانها را به شدت بترسانند که اين شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگي ملون نشان مي دهد دختر بچه هاي 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاويري از مارها با عنکبوتها نشانه هاي ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالي که اين خصوصيت در پسربچه هايي با همين سن وجود ندارد. ديدگاه تکاملي اين فوبيا بر اين اساس است که زنان در دوران باستاني حيات بشر در هنگام جمع آوري غذا با چنين جانداراني مواجه مي شده اند و انقباض ماهيچه هاي بدن و صورت در برابر چنين منظره اي به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.
ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 ميليون جوان 18 ساله در آمريکا از قرار گيري در اماکني که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعاليتهايي که شامل اين فوبيا مي شوند آسانسور ، حضور در رقابتهاي ورزشي، پل ها ، استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي، رانندگي، فروشگاه هاي بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. اين هراس مي تواند باعث شود افراد هرگز خانه هاي خود را ترک نکنند ، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگيرند. ترس از ديگران (Xenophobia): در صورتي که صحبت کردن در برابر ديگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صداي شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روي شما جاري مي کند، بدانيد که نشانه هاي اين فوبيا در شما وجود دارد. بيگانه ترسي پديده اي است که 15 ميليون جوان آمريکايي از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثير قرار نمي دهد بلکه خوردن و آشاميدن اين افراد نيز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. اين فوبيا از سن 13 سالگي در نوجوانان آغاز مي شود.
ترس از بلندي (Acrophobia): يکي از رايج ترين ترسها در ميان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمريکايي ها را تحت تاثير خود قرار داده است. برخلاف تصور پيشين دانشمندان که اين فوبيا را ناشي از ترسي غير واقعي مي دانستند مطالعات جديد نشان مي دهد مبتلايان به اين ترس، ارتفاع ساختمانها را بسيار بيشتر از ارتفاع واقعي مي بينند و همين امر بر ترس آنها مي افزايد.
ترس از تاريکي (Lygophobia): براي بسياري از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسي شديد ناشي از بيرون آمدن هيولايي از زير تختخواب و يا از داخل کمد ديواري است. در واقع ترسيدن از تاريکي يکي از رايجترين ترسها در ميان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهي نهفته است. کودکان در تاريکي به هر پديده ممکني فکر مي کنند و معتقدند در تاريکي دزدي خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و يا اسباب بازي هاي آنها را به سرقت خواهد برد. ريشه اين ترس کودکان از ناشناخته هاي آنان سرچشمه مي گيرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالي نيز ادامه پيدا خواهد کرد.
ترس از صائقه (Astraphobia): صداي مهيب رعد و برق مي تواند علائمي مانند تپش شديد قلب را براي افرادي که از فوبياي رعد و برق رنج مي برند در برداشته باشد و به همين دليل بسياري از افراد مبتلا زندگي خود را به مناطقي منتقل مي کنند که از شرايط جوي آرامي برخوردار است. نکته جالب درباره اين فوبيا اين است که مبتلايان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفي نگاه مي دارند. ترس از پرواز (Aviophobia): ترسي است که در حدود 25 ميليون انسان تنها در آمريکا به آن مبتلا هستند. اين افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپيما و ترس از کابين کوچک هواپيما تقسيم مي شوند. جالب است بدانيد نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپيما يک در 20 هزار است در حالي که اين نسبت در مرگهاي ناشي از سوانح رانندگي يک در 100 و در مرگ ناشي از حملات قلبي يک در پنج است. ترس از سگ (Cynophobia): حتي کوچک ترين و بامزه ترين سگهاي نژاد ژرمن شپرد مي توانند ترسي مهيب را در مبتلايان به اين نوع از فوبيا ايجاد کنند. اين ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و يا افرادي ديگر توسط سگها ناشي مي شود البته برخي تنها نسبت به سگهاي شکاري و يا تازي هراسناک هستند. ترس از دندانپزشک (Odontophobia): در حدود 9 تا 20 درصد از آمريکاييها به دليل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکي خودداري مي کنند. در صورت ابتلا به اين فوبيا فرد به هيچ قيمتي حاضر به مراجعه به يک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتي که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکي خواهند رفت. از دلايل ريشه اي ارائه شده براي ابتلا اين ترس، تجربيات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزريق لثه و ترس از صندلي و مته دندانپزشکي عنوان شده اند که معمولا مي توان آن را با همکاري دندانپزشک از ميان برداشت.
پژوهشگران در مطالعات جدیدی دریافتهاند كه موسیقی توانایی مغز را در تشخیص صداها افزایش میدهد.
این محققان میگویند گوش دادن به موسیقی البته در حدی متعادل، به میزان قابل توجهی توان مغزی انسان را در تشخیص دادن بین صداهای مختلف تقویت میكند .
لائورل ترانیور ــ سرپرست محققان دانشگاه مك مستر در اونتاریوی آمریكا ــ در حین تجزیه و تحلیل سیگنالهای الكتریكی و مغناطیسی مغز دریافت افرادی كه تعلیمات موسیقی را تا حدی تجربه كردهاند، واكنشهای مغزی بیشتری در برخی از تستهای تشخیص صدا داشتهاند. این پژوهش نشان داده است كه حتی یك یا دو سال آموزش موسیقی، سطح حافظه، توجه و كنترل اجرایی مغز را افزایش میدهد.
فیزیکدانان دانشگاه استنفورد با بررسی تاریخ شکل گیری جهان و انفجار بزرگ تعداد جهانهای دیگر که همیشه احتمال وجود آنها وجود داشته است را تخمین زدند.
فیزیکدانان برای مدتی به نظریه پردازی درباره وجود جهانهای دیگر به جز جهانی که بشر در آن زندگی می کند می پرداختند. در واقع برخی از نظریه های فیزیکی نیازمند چندین جهان هستند تا بتوانند پدیده های نادر و غریب را توضیح دهد.
تعدادی از دانشمندان در دانشگاه استنفورد با انجام بررسی ها و مطالعات جدید نظریه ای جدید را در رابطه با تعداد جهانهای موجود که با چشم و ذهن انسان دیده نمی شوند ارائه کرده اند.
دانشمندان با بازگشت به زمان انفجار بزرگ ادعا کردند سازماندهی سیاره ای و فیزیک جهان ما نتیجه آشفتگی کوچکی در نوعی دیگر از ماده یکنواخت و متراکم و انرژی است که چند میلی ثانیه پس از انفجار بزرگ وجود داشته است.
بر همین اساس عدد دفعات احتمالی این آشفتگی می تواند حد بالای تعداد جهانهای ممکن را تعیین کند که این عدد جادویی 7^10^10^10 (10 به توان 10 به توان 10 به توان 10 به توان 7) اعلام شده است. به بیانی دیگر به اعتقاد دانشمندان دانشگاه استنفورد 7^10^10^10 جهان دیگر به جز جهانی که انسان قادر به دیدن قسمتی کوچک آن است، وجود دارد.
بر اساس گزارش پاپ ساینس، با این حال به دلیل محدودیتهای فیزیکی مغز انسان هیچ انسانی قادر به درک واقعیتی بیش از عدد 16^10^10 نیست و به همین دلیل این عدد به عنوان تعداد جهانهای موجود اعلام شده است.
روانشناسان آمريکايي دريافتند که ژست فيزيکي نه تنها تعيين کننده نگرش ديگران نسبت به فرد است بلکه تعيين کننده برداشت فرد از خود نيز مي باشد.
پژوهشگران با تحقيق بر روي 71 دانش آموز دريافتند وقتي از آنها خواسته مي شود که ژست محکمي بر روي صندلي خود بگيرد در همان لحظه نسبت به تفکراتشان اعتقاد بيشتري دارند در حاليکه افرادي که به اصطلاح بر روي صندليهاي خود ولو مي شوند اعتقاد چنداني به تفکرات و احساسات خود ندارند.
نتايج پژوهشهاي بعمل آمده در اين خصوص که در مجله اروپايي روانشناسي اجتماعي به چاپ رسيد نشان داد که ژست محکم و راست، برداشت خوبي را در ذهن ديگران نسبت به فرد ايجاد مي کند، اما از سوي ديگر ژستي که شخص مي گيريد تاثير بسيار زيادي در خصوص طرز فکر او درباره خود نيز دارد.
در پژوهش ياد شده مشخص شد دانش آموزاني که ژست محکم و راست مي گيرند در خصوص ويژگي مثبت يا منفي خود با اطمينان خاصي نظر مي دهند اما گروهي که ژستهاي شل و نازيبا مي گيرند در مورد طرز فکر خود اعتقاد چنداني نداشتند و با اطمينان از ويژگيها خوب و بد خود سخن نمي گفتند.
پژوهشگران معتقدند مردم اغلب فکر مي کنند که اعتماد به نفس آنها ناشي از طرز تفکرشان است در حاليکه نمي دانند اين اعتقاد به تفکراتشان تا چه حد تحت تاثير ژست فيزيکي است که مي گيرند، لذا طرز فکر اشخاص نسبت به خود بشدت تحت تاثير ژستي است که مي گيرند حتي اگر چنين ارتباطي را درک نکنند.
لی تا-پین 77 ساله و سونگ چین یو 74 ساله راز حفظ ازدواج شاد خود را هنگام جشن گرفتن پنجاهمین سالگرد ازدواج خود در کائوسیونگ در جنوب تایون فاش کردند...
یک زوج تایوانی نیم قرن را با خوشی کنار هم سپری کردهاند، چون شوهر هر روز یک سیب به همسرش میدهد تا شیرینی ازدواجشان حفظ شود. خبرگزاری آلمان از تایپه گزارش داد، لی تا-پین 77 ساله و سونگ چین یو 74 ساله راز حفظ ازدواج شاد خود را هنگام جشن گرفتن پنجاهمین سالگرد ازدواج خود در کائوسیونگ در جنوب تایون فاش کردند. عکسی که از این زوج در روزنامه مریت تایمز چاپ شد، لی را در کت و شلوار دامادی و سونگ را در لباس عروس نشان میدهد که مشغول تجدید پیمان زناشویی خود بودند و هر یک سیب سرخی در دست داشتند. سنت آنها با این میوه سه ماه پس از آغاز ازدواجشان شروع شد، زمانی که لی سرباز ذخیره ارتش بود و به خدمت 30 روزه فراخوانده شد.
لی که میدانست سونگ سیب خوردن را دوست دارد، یک سبد سیب برای او برد و گفت هر روز که دلش برای همسرش تنگ شد، یکی از آنها را بخورد.
وی گفته بود: "زمانی که خوردن 30 سیب را تمام کردی، به خانه برمیگردم و با هم خواهیم بود." از آن زمان لی مدام برای سونگ سیب خرید، به طوری که او هر روز یک سیب میخورد. تنها استثنا زمانی بود که میوهفروشیها به خاطر روزهای توفانی تعطیل بودند.
سونگ گفت: "از زندگی شیرینی لذت بردم، زیرا همسرم سیبهای شیرینی را برایم میآورد."
در دهههای 1960 و 1970 سیب گران بود، چون تایوان تولیدکننده این میوه نبود و مجبور بود این محصول را از آمریکا وارد کند. یک سیب سرخ خوشمزه آن زمان 2 دلار قیمت داشت که میشد با پول آن برای مصرف چند روز یک خانواده غذا خرید.
گفتني است در اين ساعات اوليه صبح قدرت انسان براي تحمل درد هم كاهش پيدا ميكند و از سوي ديگر برخي افراد هم در رانندگي دچار مشكل ميشوند.
تازهترين تحقيقات نشان ميدهد كه ساعت 11 شب تا 7 صبح، بدترين زمان براي تصميمگيريهاي مهم است. به بيان بهتر در صورتي كه قصد داريد تصميم مهمي بگيريد بهتر است آن را تا حوالي ظهر به تعويق بيندازيد. به گفته محققان، در ساعات پاياني شب يعني حدود ساعت 11 شب تا 7 صبح قدرت مغز براي تصميمگيري كاهش پيدا ميكند. البته پس از ساعات اوليه صبح كمكم اين قسمت از مغز هم فعالتر ميشود. بنا بر توصيه پزشكان در صورتي كه قرار است تصميم مهمي بگيريد بهتر است يك صبحانه كامل بخوريد و حتما كمي ورزش كنيد تا بتوانيد با قدرت بيشتري تصميم بگيريد.
گفتني است در اين ساعات اوليه صبح قدرت انسان براي تحمل درد هم كاهش پيدا ميكند و از سوي ديگر برخي افراد هم در رانندگي دچار مشكل ميشوند كه بهترين توصيه به آنها رعايت قوانين و رانندگي با سرعت كمتر است.
خانم ها خیلی بهتر از آقایون می دانند که چطور دیگران را به خود جذب کنند.آنها تمرین داشته اند.خانم ها رمز و راز جاذبه را می دانند. آقایون هم می توانند رمز و راز آنرا یاد بگیرند و به نتیجه ای که می خواهند دست پیدا کنند.
واقعبین باشید – خانم ها خیلی بهتر از آقایون می دانند که چطور دیگران را به خود جذب کنند. اشکال از ما نیست. خانم ها سالهای زیادی را صرف این کرده اند که به چشم دیگران بیایند. آنها تجربه های زیادی از تلاش برای علاقه مند کردن آقایون به خودشان داشته اند. به عبارت دیگر: آنها تمرین داشته اند.خانم ها رمز و راز جاذبه را می دانند...
اما نکته خنده دار درمورد جاذبه این است که آقایون هم می توانند رمز و راز آنرا یاد بگیرند و به نتیجه ای که می خواهند دست پیدا کنند.
حالا 10 راز مهم جاذبه را برایتان عنوان می کنیم.
راز 1: بدانید که چه می خواهید
خیلی از مردها این مشکل را دارند که فقط به همان چیزی که عایدشان می شود راضی می شوند. اما خانم ها معمولاً خواستگاران بیشتری دارند به همین خاطر می توانند در انتخاب خود سخت گیر تر باشند.
وقتی بدانید که از طرف مقابل خود چه می خواهید، نه تنها کاندیدهای احتمالی را بررسی می کنید بلکه قطعیت بیشتری هم در کارتان دارید. با این کار نشان می دهید که ناامید و بیچاره نیستید. و این شما هستید که قدرت دارید و انتخاب به عهده شماست. و وقتی قدرت دست شما باشد، این طرف مقابلتان است که دنبالتان می افتد.
راز 2: باارزش باشید
اینکه کسی دنبالتان بیفتد یعنی در نظر دیگران ارزش خاصی دارید. آنها شما را می خواهند، به هر دلیلی و این دیگر کار آنهاست که تلاش کنند و شما را به دست بیاورند.
برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید ارزش خاصی برای خودتان قائل شوید. باید خودتان احساس کنید که ارزش این را دارید که دیگران دنبالتان بیفتند و با رفتارهایتان باید این مسئله را به دیگران بفهمانید. دخترها معمولاً خیلی مردها را دور و بر خود دارند که سعی می کنند او را تحت تاثیر قرار دهند. اما خودشان فقط می خواهند کسی را تحت تاثیر قرار دهند که مثل خودشان باشد.
راز 3: خوب لباس بپوشید
خانم ها اهمیت زیادی برای ظاهر خود قائل هستند. این یکی از دلایل مهمی است که می توانند خیلی راحت توجه هر مردی را به خود جلب کنند.
خانم ها این را می دانند که لباس پوشیدنشان می تواند باعث شود به چشم دیگران برسند. درواقع، چون خیلی از مد سر در می آورند راحت می توانند طریقه لباس پوشیدن شما را وارسی کنند. مردی که می داند چطور باید خوب لباس بپوشد معمولاً مورد توجه خانم ها قرار می گیرد. اما دلیل آن فقط این نیست که ظاهر خوبی دارد، بلکه بااین کار خود نشان می دهد که از اهمیت ظاهر برای خانم ها آگاه است.
راز 4: خوشبو باشید
بیشتر اوقات مردها حس بویایی را فراموش می کنند و یادشان می رود که از عطر و افترشیو استفاده کنند. اما خانم ها می دانند که اگر بخواهید کسی را به سمت خود جذب کنید، باید نظر همه حواس بدن را به خود جلب کنید.
به عطرهایی فکر کنید که خانم ها استفاده می کنند و شما را دیوانه می کند، آنوقت می فهمید که بو چقدر می تواند اهمیت داشته باشد. استفاده از عطرهای خوشبو در مواجهه با خانمها، حضور شما را پررنگ تر می کند.
راز 5: جالب توجه باشید
باوجود همه ویژگی های ظاهری که در جذب کردن دیگران موثر است، فقط ظاهر خوب خیلی زود تکراری خواهد شد. به همین خاطر است که داشتن شخصیتی جالب اهمیت زیادی دارد.
جالب بودن یعنی بدانید با چه کسی درمورد چه موضوعاتی حرف بزنید که نظر او را جلب کند. باید درمورد وقایع روز، موسیقی، هنر و فرهنگ و هر چیز دیگری که خانم ها را سرگرم کند اطلاعات داشته باشید. اما علاوه بر اینکه بدانید درمورد جه صحبت کنید، باید بتوانید به حرفهای طرف مقابل هم گوش دهید.
راز 6: کارهای غیرمنتظره انجام دهید
انجام کاری که از شما انتظار نمی رود می تواند در طرف مقابل هیجان ایجاد کند و باعث شود از کنار شما بودن لذت ببرند.
البته نباید کارهای غیرمنتظره مضحک انجام دهید. مثلاً یکدفعه بلند فحش بدهید یا کار مسخره دیگری مثل این انجام دهید. باید برخلاف انتظار دیگران باشید. مثلاً به جای اینکه از ظاهر یک خانم تعریف کنید، درمورد هوش و ذکاوتش تعریف کنید. مطمئناً افراد کمی تابحال دراین مورد از او تعریف کرده اند و این کارتان شما را از بقیه جدا میکند.
راز 7: هم گرم باشید هم سرد
برای جذب کردن باید احساسات را تحریک کنید. بدون احساس، جاذبه غیرممکن است.
اما زیاد بودن یک احساس درست به اندازه بی احساس بودن بد است. وقتی همیشه خوب باشید یا همیشه بد باشید، از کسی که می خواهید دورتان میکند.
وقتی احساسات گرم و سرد را به تناسب داشته باشید، یک ترن هوایی احساسی می سازید که همه چیز رابرای فرد مقابلتان جالب و جذاب می کند.
خانم ها خودشان همیشه همین کار را می کنند. یک روز آنقدر خوب رفتار می کنند که خودشان را به شما علاقه مند نشان می دهند که بهترین احساس را عایدتان می کند، یک روز هم نادیده تان می گیرند و باعث می شود حس بدی پیدا کنید. این ایجاد تغییر بین احساسات خوب و بد باعث می شود طرفشان به آنها جذب شود. مردها هم می توانند همین کار را بکنند.
راز 8: سخت تلاش کنید تا به دست آورید
هیچکس هیچوقت برای چیزی که آسان به دست بیاورد ارزش قائل نمی شود. خانم ها این را بهتر از هر کس دیگری می دانند. اگر خیلی راحت جلوه کنند این امکان وجود دارد که مرد خیلی زود آنها را ترک کند. وقتی تلاش کنید تا آنچه که می خواهید را به دست آورید باعث می شود برای نتیجه ای که عایدتان می شود ارزش بیشتری قائل باشید.
راز 9: ماجراجو باشید
ماجراجو بودن با انجام کارهای غیرمنتظره فرق دارد. ماجراجویی یعنی گذشتن از مرزها و انجام کارهای جدید و غیرعادی است.
زن های ماجراجو مردها را به سمت خود جذب می کنند. آنها باعث می شوند با بودن کنار آن دختر احساس سرزندگی بیشتری کنند. این برای مردها هم صدق می کند. یک مرد ماجراجو خیلی راحت می تواند دخترها را به سمت خود جلب کند.
راز 10: از جنسیت خود استفاده کنید
خانم ها می دانند که جذاب بودن و استفاده از جنسیتشان ابزاری بسیار مهم در جذب مردان است. اما مردها هیچوقت نمی دانند چطور باید س کسی باشند.
مردها تمایلات جنسی را با خانم ها در ارتباط می دانند چون فقط به این صورت است که مفهوم رابطه زناشویی را درک می کنند. اما مردها هم می توانند جذاب باشند و در این صورت هر زنی که بخواهند را می توانند به سمت خود جذب کنند.
تفاوت اینجا این است که اگر مردها بخواهند جذاب باشند باید مردانه رفتار کنند. باید بهترین خصوصیات مردانه را که خانم ها را تحریکمی کند از خود نشان دهند.
استفاده از جنسیتتان یعنی قوی باشید، شجاع باشید، خشن باشید و بگذارید که انرژی مردانه از شما منعکس شود. هرچه بیشتر بتوانید از جنسیتتان استفاده کنید، خانم ها بیشتر به شما جواب می دهند.
می پرسید ما از کجا این رازها را می دانیم؟ خیلی ساده است:
خانم ها خودشان همیشه اینها را برایمان می گویند
خوانندگان ما با ایمیل هایی که می زنند همه حرفهایشان را با ما درمیان می گذارند. خود خانم ها بارها و بارها این حرف ها را به ما گفته اند و ما اینها را یکجا جمع کرده ایم و در اختیار شما قرار داده ایم.
مطمئن باشید که این کارها بی بُر و برگرد جواب می دهد. هرچه که باشد خانم ها خیلی بیشتر از شما از قوانین جاذبه اطلاع دارند. چیزی برای از دست دادن ندارید. پس از همین امروز شروع کنید.
آیا می دانید چند سال عمر خواهید کرد ؟ بسیاری از افراد به دنبال پاسخ این سوال هستند پس خواندن این مطلب را توصیه می کنیم .
مرکز کنترل بیماری امریکا اعلام کرده که متوسط عمر زنان هم اکنون 80 سال و مردان 74 سال خواهد بود. این متوسط سنی برای هر دو گروه جنسی به مدد مراقبت های بهداشتی و درمانی که هم اکنون شکل و رونق گرفته،حاصل شده است. اگر چه هنوز کشور امریکا نتوانسته در این زمینه نشان برتری را به خود اختصاص دهد اما بهتر است از فارغ از حس برتری جویی به این سوال پاسخ دهیم که رمز رسیدن به طول عمر دلخواه چه می تواند باشد.
پاسخ بیش از یک جمله نیست! رژیم غذایی سالم، تمرین بدنی منظم و رعایت بهداشت در زندگی رمز رسیدن به این موفقیت می باشد. بهتر است کمی جزئی تر به این حقایق اشاره کنیم.
* تمرکز بر استفاده از اسیدهای چرب امگا 3 (موجود در ماهی سالمون و یا روغن کتان)
* انجام تمرین بدنی منظم و روزانه به مدت 30 دقیقه
* اجتناب از مصرف چربی های ترانس که منجر به افزایش کلسترول بد خون یعنی LDL می شوند.
* همان طور که می دانید توجه به این عادت ها کار چندان مشکلی نیست.بعلاوه فراموش نکنیم که زندگی فارغ از هر نوع استرس پیش زمینه تمام این موفقیت ها می باشد.
* به جرات می توان گفت که کمی تغییر در سبک زندگی و نگرش به آن می تواند تاثیری معجزه اسا بر کیفیت آن اعمال کند. پس تردید نکنید از همین امروز و همین ثانیه شروع کنید.
محققان علوم پزشکي اعلام کردند از بين دوازده عامل مرگ و مير ، سيگار کشيدن و بالا بودن فشار خون ، عوامل اصلي محسوب مي شوند.
گروهي از محققان علوم پزشکي در دانشگاه هاروارد تحت سرپرستي دکتر مجيد عزتي استاد بخش همه گير شناسي اين دانشگاه ، با بررسي عوامل دوازده گانه موسوم به شيوه زندگي ، عوامل قابل تنظيم غذايي و عوامل خطرزاي متابوليک ، به نتايج جالبي در اين زمينه دست يافتند.
دکتر گودرز دانايي از گروه محققان اين دانشگاه مي گويد : ما با بررسي قند خون بالا ، کلسترول بد ، فشار خون ، چاقي و اضافه وزن ، اسيدهاي ترانس بالا در خون و نمک ، اسيدهاي چرب غير اشباع ، اسيدهاي امگا سه و ميوه ها و سبزيجات ، فعاليت جسماني ، مصرف الکل و سيگار کشيدن ، در واقع عوامل اصلي مرگ و مير را بررسي کرديم
در اين مطالعه مشخص شد از بين عوامل دوازده گانه ياد شده ، فشار خون بالا و سيگار کشيدن ، بيشترين خطر مرگ و مير را براي انسان ها در پي دارند. آمار موجود از اوايل قرن نوزدهم نشان مي دهد که کشيدن سيگار ميان اقشار تحصيل کرده و مرفه بين سنين سي و پنج تا شصت و چهار سال مرسوم بوده است اما امروزه کشيدن سيگار ميان نوجوانان به خصوص آنها که از رفاه کامل برقرار نيستند رايج مي باشد. همچنين رشد مصرف سيگار از دهه هزار و نهصد و نود به بيش از پنجاه درصد رسيده است که عامل اصلي آن را تبليغات مي دانند.
آزمايش ها و شواهد پزشکي نشان داده است که تمامي محدوده هايي که در برخورد با دود سيگار در بدن قرار دارند مانند لب، دهان، گلو، حنجره، مري، ريه و ... در خطر ابتلا به سرطان مي باشند.
همچنين ارتباط بسيار نزديکي ميان کشيدن سيگار و سرطان لوزالمعده نيز وجود دارد. از ديگر خطرات مشخص شده که به سيگار مربوط مي باشد انواع غير سرطاني بيماري هاي ريوي و قلبي مي باشند. نکته بسيار مهم آن است که کشيدن مداوم تنها يک يا دو سيگار در طول روز احتمال مبتلا شدن به سرطان را در مقايسه با يک فرد عادي که سيگار نمي کشد تا دو برابر بيشتر مي کند. بدتر از آن اينکه کشيدن سه يا چهار سيگار در روز بصورت مداوم احتمال ابتلا به سرطان را به هشت برابر يک فرد عادي افزايش مي دهد. نگاه داشتن سيگار روي لب باعث تشديد خطرات آن مي شود. به خصوص هنگامي که دود سيگار در بزاق دهان حل مي شود و شما آنرا مي بلعيد، سموم و مواد سرطان زا با تمامي قسمت هاي جهاز هاضمه برخورد خواهد داشت. علاوه بر ابعاد که معمولا" سيگارهاي برگ بزرگتر هستند نوع و ميزان تنباکويي که در آنها بکار رفته نيز متفاوت مي باشد. سيگارهاي معمولي که معمولا" سايز واحدي دارند کمتر از يک گرم تنباکو را در خود دارند. در حالي که سيگار هاي برگ با توجه به ابعادشان مي توانند بين پنج تا هفده گرم تنباکو را در خود داشته باشند. کشيدن سيگار هاي برگ بزرگ ممکن است تا يک ساعت هم بطول انجامد اما سيگار هاي معمولي حدود ده دقيقه بيشتر عمر ندارند. اينکه کدام نوع از سيگارها خطر بيشتري دارد به ميزان مصرف و استنشاق دود و همچنين مقدار کشيدن دود به داخل ريه بستگي دارد. چرا که سموم و مواد سرطان زايي که در هر دو وجود دارند تقريبا" مشابه مي باشد.
اغلب افرادي که به سيگار معمولي اعتياد دارند، هر روز و به مقدار زياد آنرا مصرف مي کنند در حالي که آمار نشان مي دهد افرادي که سيگار برگ مي کشند بصورت گاه و بيگاه آنرا مصرف کرده و نيز کمتر از افراد معتاد به سيگار معمولي دود آنرا به درون ريه خود مي کشانند بنابراين معمولا" افرادي که سيگار برگ مي کشند در معرض خطر کمتري هستند.
در هر صورت چه دود سيگار را به درون ريه خود بکشانيم چه نه، لب، زبان، دهان، گلو و حنجره در معرض خطر سرطان خواهند بود.
مرکز کنترل بیماری امریکا اعلام کرده که متوسط عمر زنان هم اکنون 80 سال و مردان 74 سال خواهد بود.
این متوسط سنی برای هر دو گروه جنسی به مدد مراقبت های بهداشتی و درمانی که هم اکنون شکل و رونق گرفته ، حاصل شده است. اگر چه هنوز کشور امریکا نتوانسته در این زمینه نشان برتری را به خود اختصاص دهد اما بهتر است از فارغ از حس برتری جویی به این سوال پاسخ دهیم که رمز رسیدن به طول عمر دلخواه چه می تواند باشد.
پاسخ بیش از یک جمله نیست!
رژیم غذایی سالم، تمرین بدنی منظم و رعایت بهداشت در زندگی رمز رسیدن به این موفقیت می باشد. بهتر است کمی جزئی تر به این حقایق اشاره کنیم.
-تمرکز بر استفاده از اسیدهای چرب امگا 3 (موجود در ماهی سالمون و یا روغن کتان) - انجام تمرین بدنی منظم و روزانه به مدت 30 دقیقه - اجتناب از مصرف چربی های ترانس که منجر به افزایش کلسترول بد خون یعنی LDL می شوند.
همان طور که می دانید توجه به این عادت ها کار چندان مشکلی نیست. بعلاوه فراموش نکنیم که زندگی فارغ از هر نوع استرس پیش زمینه تمام این موفقیت ها می باشد. به جرات می توان گفت که کمی تغییر در سبک زندگی و نگرش به آن می تواند تاثیری معجزه اسا بر کیفیت آن اعمال کند. پس تردید نکنید از همین امروز و همین ثانیه شروع کنید.
بر اساس تحقیقات سیستم ایمنی بدن افرادی که دچار شکستهای عاطفی میشوند ضعیفتر میشود.
تحقیقات نشان میدهد افرادی که دچار شکستهای عاطفی میشوند میزان فشار خونشان افزایش پیدا میکند، ضربان قلب آنها تندتر میزند و سیستم ایمنی بدنشان ضعیفتر میشود.
دانشمندان استرالیایی بعد از انجام تحقیقات متوجه شدند مشکلات عاطفی و در حقیقت قلب شکسته حتی میتواند باعث مرگ انسانها شود. این تیم تحقیقاتی از دانشگاه پزشکی سیدنی 80 فرد بالغ را که اخیراً دچار شکستهای عاطفی شدند مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیقات آنها نشان داد بعد از شکستهای عاطفی بسیاری از افراد دچار ناامیدی و افسردگی میشوند، خواب آنها دچار اختلال میشود و اشتهای خود را از دست میدهند. همچنین در طی این مدت تغییرات خاصی در ساختار فیزیولوژیکی بدن صورت میگیرد که میتواند خطر حملات قلبی را افزایش دهد. دانشمندان با بررسی سلامت افرادی که به تازگی یکی از نزدیکان خود را به واسطه طلاق و مانند آن از دست دادهاند، متوجه شدند این افراد نسبت به دیگران فشار خون بسیار بالاتری دارندو نبض آنها بسیار تندتر میزند و سیستم ایمنی بدن آنها و سیستم لخته شدن خون در آنها دچار تغییرات بسیار زیادی میشود. این تغییرات معمولاً در طی شش ماه اول شکستهای عاطفی رخ میدهد. دانشمندان معتقدند یکی از دلایلی که بعضی از انسانها بعد از این که همسرشان فوت میکند به فاصله چند ماه بعد از فوت او میمیرند یا به بیماریهای سخت و حملات قلبی دچار میشوند. البته وجود رابطه بین وضعیت احساسی و روحی انسانها و سلامت فیزیکی آنها موضوع جدیدی نیست. محققان دهها سال است که در حال تحقیق روی این موضوع هستند تا به تغییراتی که بعد از بروز مشکلات عاطفی برای انسانها رخ میدهد، پی ببرند. بسیاری از کارشناسان معتقدند وضعیت روحی و احساسی انسانها میتواند معیار بسیار مناسبی برای تخمین وضعیت سلامت انسانها در آینده و پیشبینی این موضوع است که آیا ممکن است در آینده آنها دچار بیماری خاصی شوند یا خیر. بر همین اساس در حدود 40 سال پیش دانشمندان تعدادی از رویدادهای زندگی و تأثیر آن روی سلامت افراد را معین کردند و بر اساس شدت تأثیر آنها روی سلامت و وضعیت روحی انسانها، آنها را نمرهگذاری کردند. در پایینترین سطوح میتوان به تعطیلات یا جریمه شدن به دلیل سرعت زیاد در رانندگی اشاره کرد که به ترتیب از لحاظ قدرت تأثیرگذاری روی سلامت انسانها نمره 13 و 11 کسب کردند. در بالاترین سطوح وقایعی مانند احساس بیمصرف بودن، طلاق و مرگ همسر قرار داشت که به ترتیب نمرههای 47، 73 و 100 را کسب کردند. دانشمندان معتقدند در صورتی که شما مجموع نمراتی که به دلیل این رویدادها در طی دو سال گذشته برایتان اتفاق افتاده است را جمع بزنید، میتوانید با دقت خوبی احتمال بیمار شدن در آینده را تخمین بزنید. برای مثال در صورتی که بعد از جمع این نمرات شما نمرهای بین 0 تا 150 دریافت کنید احتمال بیماری در شما پایین است. نمره بین 151 تا 299 نشاندهنده احتمال متوسط و نمره بالاتر از 300 نشاندهنده احتمال زیاد برای مبتلا شدن به بیماریهای مختلف مانند سکتههای قلبی و مانند آناست. البته این مطالعات بدان معنا نیست که در صورتی که فردی حتماً امتیاز بالای 300 کسب کرد به طور حتم به بیماری دچار میشود یا فردی که امتیاز پایینی کسب کرد به طور حتم از ابتلا به بیماری در امان است، اما تحقیقات نشان میدهد این آزمایشات میتواند معیار خوبی برای سنجش وضعیت روحی و احساسی انسانها و سلامت ذهنی و جسمی آنها باشد. یکی دیگر از موضوعاتی که اخیراً توجهات زیادی را به خود جلب کرده است رابطه بین زندگی پر استرس و سرطان است. بررسیها نشان میدهد زندگی پر استرس میتواند باعث ضعف شدید سیستم ایمنی بدن شود که این عامل هم به نوبه خود میتواند خطر ابتلا به سرطان را به طور قابل توجهی افزایش دهد. تحقیقاتی که توسط مرکز سرطان انگلستان به چاپ رسیده است، نشان میدهد استرس ناشی از خشونتهای خانوادگی، شرط بندی، از دست دادن یکی از نزدیکان به دلیل طلاق یا مرگ و شکستهای عاطفی میتواند خطر ابتلا به سرطان را افزایش داده و در بیمارانی که قبلاً دچار سرطان شدهاند باعث بازگشت بیماری شود.
محققان از گذشته آگاه بودند که رفتارهایی خاص می تواند بر روی پوست آثار تخریبی داشته باشد اما تا زمانی که مطالعه بر روی دوقلوها را آغاز نکردند از چگونگی و میزان این تاثیر آگاه نشدند.
محقق ایرانی مرکز پزشکی کیس در اوهایو با مطالعه بر روی 186 جفت دوقلوی همسان دلایل رفتاری بروز سالخوردگی و تخریب پوست را در انسانها ارائه کرد و گفت: انطباق با شیوه ای سالم از زندگی می تواند سرعت بروز نشانه های سالخوردگی را به راحتی کاهش دهد.
به گزارش مهر، پزشک ایرانی مرکز پزشکی کیس در اوهایو با مطالعه بر روی 186 جفت دو قلوی همسان به بررسی تاثیرات رفتارهای اجتماعی بر روی بروز نشانه های سالخوردگی و تخریب پوست افراد پرداخته است.
به گفته بهمن گویورون با مقایسه رفتارهای اجتماعی متفاوت دوقلوهای همسان می توان پی برد چه عواملی باعث ایجاد تفاوت در ظاهر آنها شده است زیرا دوقلوهای همسان از ساختارهای فیزیکی یکسانی برخوردارند و با بررسی تفاوتهای رفتاری در آنها می توان به ریشه بروز تفاوتهای فیزیکی دست یافت.
سیگار عاملی برای خشکاندن پوست
در مطالعه گویورون در بسیاری از موارد تفاوتهای آشکاری در تصاویر به ثبت رسیده از دوقلوهای به چشم می خورد. برای مثال در مقایسه میان دو خواهر دو قلو که یکی از آنها سیگار می کشد آشکار می شود که خواهر سیگاری خطوط بلند، افقی و باریکی به دور لب و خطوط عمیقتر و بلندتری به دور چشم دارد. به گفته وی این به آن دلیل است که مصرف سیگار عروق باریک خونی موجود در صورت را منقبض کرده و به همین دلیل توانایی تغذیه پوست از بین خواهد رفت. در واقع این عمل باعث خشکاندن پوست صورت خواهد شد. قرارگیری در برابر نور خورشید عامل دیگری برای خشن شدن پوست
از دیگر مواردی که در شکستگی چهره و سالخوردگی دو خواهر مورد مطالعه کشف شده است قرارگیری در برابر نور خورشید عنوان شده است به طوری که خواهری که بیشتر در معرض نور خورشید قرار گرفته است از پوستی خشن برخوردار بوده و چینهای عمیق اطراف گونه ها و چشمهای وی را پوشانده اند.
طلاق و فشار عصبی عاملی برای نابودی پوست
موضوع دیگر مورد مطالعه گویورون تاثیر طلاق و فشار عصبی بر روی پوست و سالخوردگی افراد است. به گفته گویورون نتایج مقایسه ها نشان می دهد فشار عصبی باعث ایجاد کبودی زیر چشمها و ایجاد خطوط در اطراف لب افراد خواهد شد.
محققان از گذشته آگاه بودند که رفتارهایی خاص می تواند بر روی پوست آثار تخریبی داشته باشد اما تا زمانی که مطالعه بر روی دوقلوها را آغاز نکردند از چگونگی و میزان این تاثیر آگاه نشدند.
به گفته بهمن گویورون نکته مثبت در این مطالعه ارائه روشی عملی برای جلوگیری از بروز سالخوردگی و تخریب پوست است.
بر اساس گزارش ای بی سی نیوز، به گفته گویورون با تغییر دادن در شیوه زندگی می توان مانع از وارد آمدن آسیب به پوست شده و در عین حال برخی از آسیبهای وارد شده را نیز برطرف کرد. وی می گوید: با انطباق با شیوه ای سالم از زندگی می توان سرعت بروز نشانه های سالخوردگی را به راحتی کاهش داد.
آنها که خشم خود را سرکوب نمیکنند و میآموزند که آن را به شکل مناسبی بیان کنند، اعتماد به نفس بیشتری در درازمدت پیدا میکنند
آنها که خشم خود را سرکوب نمیکنند و میآموزند که آن را به شکل مناسبی بیان کنند، اعتماد به نفس بیشتری در درازمدت پیدا میکنند
جنبه مثبت عصبانیت این است که باعث افزایش اعتماد به نفس و پیشرفت شما میشود.
محققان میگویند عصبانیت آن طور که تا به حال تصور میکردیم، برای سلامتی فقط ضرر ندارد؛ بلکه فایدههایی هم دارد. به گزارش بیبیسی، تازهترین مطالعات نشان داده که آنها که خشم خود را سرکوب نمیکنند و میآموزند که آن را به شکل مناسبی بیان کنند، اعتماد به نفس بیشتری در درازمدت پیدا میکنند و همین سبب پیشرفت شغلیشان میشود.
بر اساس این مطالعه که در دانشگاه هاروارد انجام شده، مشخص شده که آنها که علت اصلی خشمشان را هم، با انفجار عصبانیت، فرومیخورند و بیان نمیکنند، 3 برابر بیشتر از سایرین احتمال دارد که در موقعیت شغلی خود بمانند و پیشرفت نکنند. البته این محققان توصیه نمیکنند که آتش خشمتان را هرجا و هر طور که پیش آمد، بر سر دیگران فروبریزید. آنها میگویند عصبانیت در صورتی میتواند حاوی چنین جنبه مثبتی برای زندگی انسان باشد که تحت کنترل او باقی بماند و به اصطلاح، از دستش در نرود!
پیش از این مطالعات زیادی انجام شده بودند که همگی از نقش منفی عصبانیت و بداخلاقی بر سلامت جسمی و روانی خبر داده بودند. به عنوان مثال، چند هفته گذشته، نتایج مطالعه محققان دانشگاه ییل منتشر شد که نشان میداد عصبانیت به صورت مزمن در بیماران قلبی می تواند احتمال بروز حمله مجدد را در آنها افزایش دهد. همچنین برخی مطالعات نشان دادهاند که خشم میتواند روند ترمیم زخمها را کند کند. بر همین اساس، در مطالعه محققان دانشگاه اوهایو که سال گذشته در همین روزها منتشر شد، مشخص شده عصبانیت با آزاد کردن نوعی واسطههای شیمیایی و هورمونی، میتواند روند ترمیم زخمها را به تعویق بیندازد.
مطالعه دیگر نشان داد که زمینه بروز احتمالی بیماریهای قلبی در افراد عصبانی بیشتر است. در این مطالعه که در شماره ژانویه 2008 نشریه «اپیدمیولوژی آمریکا» منتشر شد، مشخص شد در افراد بداخلاق و عصبانی، میزان برخی از آنتیاکسیدانهای خون کمتر از سایرین است و همین میتوان زمینه را برای ابتلای بیشتر آنها به بیماریهای قلبی فراهم کند.
سرکوب عصبانیت یا مدیریت آن؟ محققان هنوز هم بر نقش منفی خشمگین شدن، به ویژه به صورت مکرر، تاکید دارند. با این حال آنها معتقدند که نباید برای جلوگیری از انفجار خشم خود، علت را به طور کلی نفی کنید و با جملات مثبت و توخالی، خود را از واقعیت موجود، هرچند تلخ و ناگوار، دور نگه دارید.(جملاتی با ظاهر زیبا و بیتناسب با موقعیت دردناک و آزاردهنده مانند این که «همه چیز خوب است»، «هیچ اتفاق بدی نیفتاده است» یا «امروز بهترین روز زندگی من خواهد بود»)
آنها میگویند ضمن این که باید بیاموزید که واکنشهای خود را نسبت به موضوعات آزاردهنده کنترل کنید، باید خودتان را طوری تربیت کنید که بتوانید در موقع مناسب، از حق خود هم دفاع کنید و نظرات مخالف خود را، حتی در برابر مقام مافوق اداریتان، با صراحت و البته به شیوه موثر، بیان کنید. به این ترتیب، علاوه بر مهارت «مدیریت عصبانیت» (anger management) به مهارت جراتورزی یا assertiveness هم دست پیدا کردهاید.
به این ترتیب محققان روانپزشکی، به خصوص روانپزشکی شغلی، به طور مشخص تاکید میکنند که میتوان از احساسات و عواطف منفی هم، برای رشد و بهبود سلامت روان به خوبی بهره برد.
استرس ميتواند تاثيرات مهمي روي سلامت جسم و روان و احساسات افراد داشته باشد و به همين خاطر كنترل آن مهارت مهمي به شمار مي آيد.
متخصصان كلينيك كليولند براي افزودن به مهارت كنترل استرس و كمك به افراد در زندگي پرتنش امروزي چندين توصيه كارآمد ارائه كرده اند كه در پي ميآيد.
اين متخصصان تاكيد مي كنند كه سيگار و الكل را ترك كنيد و به يك رژيم غذايي سالم روي بياوريد.
بيش از توان خود كاري را به عهده نگيريد و از "نه" گفتن به ديگران نترسيد مهم نيست چه كسي از شما تقاضا ميكند اگر نميتوانيد كار او را انجام دهيد مودبانه تقاضاي او را رد كنيد.
نكته سوم اين كه ورزش يكي از مهمترين ابزار تسكين دهنده و كاهش دهنده استرس است كه به شما كمك مي كند احساس بهتري داشته باشد.
به علاوه تكنيكهاي روزانه آرام سازي يا به اصطلاح ريلكسيشن را نيز تمرين كنيد.
زندگي خود را سازماندهي كرده و روي آن كنترل داشته باشيد. چيزهايي را كه از كنترل شما خارج هستند شناسايي كرده و فقط كارهاي را كه در توانتان است انجام دهيد. سعي كنيد عواملي را كه در شما باعث بروز استرس مي شوند شناسايي كرده و به حداقل برسانيد. واقع بين باشيد و بپذيريد كه نبايد همه كارها را انجام دهيد بلكه در عوض كارهايي را كه خوب انجام مي دهيد به ياد بياوريد تا آرامش بيابيد. isna
نشریه لایو ساینس در گزارشی به بررسی افسانه هایی که در رابطه با تاثیر ماه کامل بر انسان پرداخته است و با ارائه نتایج مطالعات متعدد، وجود چنین تاثیری بر انسان را رد می کند.
ماه در تاریخ فرهنگ بشر همیشه به عنوان مکانی مرموز به شمار می رفته است، بنابراین تعجبی ندارد که بسیاری از افسانه ها از جمله تبدیل شدن به گرگ، جنون، ابتلا به صرع و تشنج تحت تاثیر القا اثرات ماه بر تصور انسان ساخته شده است. از نمونه های بارز این القا عبارت "ماه باید کامل شده باشد" است که معمولا در زمان روی دادن واقعه ای ناشناخته گفته می شود.
در واقع از سالها پیش مطالعات فراوانی به منظور بررسی ارتباط میان ماه کامل و رفتارها و بیولوژی انسانی انجام گرفته است که اکثر این مطالعات موفق به اثبات هیچ ارتباطی نشده است و برخی از آنها نیز روابط کوچکی را کشف کرده اند که اثبات آنها نیازمند پشتیبانی و مطالعات بیشتر است.
مطالعات قابل استناد بر روی رابطه فازهای قمری و تولد، حمله قلبی، مرگ، خودکشی، خشونت، بستری شدن در بیمارستان روانی و صرع انجام گرفته و تا کنون کوچکترین ارتباطی میان این پدیده ها کشف نشده است. تنها نظریه قابل بررسی ارائه شده احتمال تاثیر نور ماه کامل در شب بر روی بی خوابی مردمان عصر قبل از دوره مدرن و تاثیر این بی خوابی بر روی پدیده های جانبی روانی است که این نظریه نیز نیازمند ایده های پشتیبانی کننده است. در ادامه به بررسی برخی از مطالعاتی که در مورد ارتباط ماه کامل و پدیده های انسانی انجام گرفته است پرداخته می شود.
ماه، جزر و مد و انسان: 75 درصد بدن انسان از آب تشکیل شده است و به همین دلیل این سئوال معمولا پیش می آید که آیا پدیده جزر و مد بر روی بدن انسان تاثیری دارد یا خیر؟ ماه به همراه خورشید عامل شکل گیری جزر و مد در اقیانوسها به شمار می روند و تاثیر این پدیده بر روی زمین به حدی است که پوسته زمین تحت تاثیر آن روزانه دچار کشش می شود.
اما جزر و مد پدیده ای است که در مقیاسی بسیار بزرگ و به دلیل تفاوت گرانشی دو جرم در کنار یکدیگر صورت می گیرد و ماه تفاوت گرانشی قابل اندازه گیری نسبت به بدن انسان ندارد. حتی تاثیر جزر و مد بر روی بزرگترین دریاچه های زمین نیز بسیار کوچک اندازه گیری شده است. بنابراین پدیده جزر و مد نمی تواند کوچکترین تاثیری در مقیاسهای کوچکی مانند بدن انسان داشته باشد.
محققان محاسبه کرده اند زمانی که مادری فرزندش را در آغوش می گیرد، فشاری که به بدن کودک وارد می شود 12 میلیون بار از فشاری که ماه برای ایجاد جزر و مد می تواند به بدن کودک وارد کند بیشتر است. همچنین در صورتی که ماه کوچکترین تاثیر گرانشی بر روی بدن انسان داشت یکی از نتایج عینی آن از دست رفتن تعادل انسانها بر روی زمین برای دوبار در روز بود.
مطالعه بر روی تاثیرات ماه کامل: در این بخش به برخی از مطالعات مشهور که در رسانه ها منتشر شده اند و یافتن ارتباط میان ماه و پدیده های انسانی را رد کرده اند اشاره می شود.
صرع: گزارش سال 2004 نشریه Epilepsy & Behavior نشان می دهد با وجود اینکه برخی از بیماران معتقدند صرع تحت تاثیر طلوع ماه کامل به وجود می آید، هیچ ارتباطی میان حملات صرعی و ماه کامل وجود ندارد. محققان اعلام کردند صرع از بیماری هایی است که ابتلا به آن به جادوگران و شیاطین نسبت داده می شود که این ساختار فکری با گرایش دیرین انسان برای یافتن دلایل افسانه ای به جای یافتن توضیحات علمی برای توضیح پدیده ها در ارتباط است.
ملاقات با روانپزشک: مطالعه ای که در سال 2005 توسط محققان کلینیک مایو صورت گرفت تعداد بیمارانی را که طی چندین سال در محدوده زمانی 6 عصر تا 6 بامداد به روانپزشک مراجعه می کنند را تعیین کرده و تفاوت میان مراجعه افراد در شبهای مهتابی نسبت به شبهای عادی را آشکار کرد.
نتیجه جراحی: برخی معتقدند جراحان و پرستاران در شبهایی که ماه کامل است تسلط خود را در هنگام جراحی از دست می دهند که این نظریه بر اساس مطالعه ای که در سال جاری منتشر شده است به کلی غیر قابل پذیرش است. در واقع نتیجه این مطالعه نشان می دهد ریسک انجام جراحی در هر زمانی از روز، فصل سال یا ماه برای بیمار برابر است.
وحشی شدن حیوانات: مطالعاتی دوگانه در سال 2001 نشان می دهد حمله جانوران به انسانها در شبهایی که قرص کامل ماه در آسمان قرار دارد بیشتر از شبهای دیگر است که این نتیجه فضای بیشتری را برای مطالعات تکمیلی باز کرد. اما مطالعه ای دیگر توسط محققان استرالیایی نشان داد میزان حمله سگها به انسان در تمامی شبها با یکدیگر برابر است.
بی خوابی: محققان در سال 1999 اعلام کردند قبل از آغاز نورپردازی های شهری مدرن نور ماه یکی از موثرترین منابع نور بوده است که چرخه خواب و بیداری انسانها را تحت تاثیر قرار می داده است. به این شکل در شبهایی که ماه کامل بوده و نور آن شدت بیشتری داشته است، می توانسته مانع از خواب برخی از افراد شود که این بی خوابی نیز در ادامه تاثیراتی بر روان انسانها داشته است. با این حال این ایده تا به حال مورد مطالعه بیشتر قرار نگرفته است.
به گزارش مهر، با وجود تمامی مطالعاتی که در رد کردن تاثیرات افسانه ای ماه بر روی انسان صورت گرفته است اعتقاد به این افسانه ها در نقاط مختلف زمین همچنان وجود دارد. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان دلیل وجود این دیدگاه می تواند به همزمانی وقوع پدیده ای عجیب با حضور ماه کامل در آسمان ارتباط داشته باشد.
زمانی که در حضور ماه کامل حادثه ای عجیب رخ می دهد از نظر شاهدان واقعه، ماه بزرگتر و مرموزتر از همیشه درخشیده و ارتباطی میان حادثه و ماه به وجود می آید. اما در صورتی که همان حادثه در شبی بدون ماه رخ دهد تنها حادثه ای مرموز رخ داده است و دلیل فراطبیعی برای آن در نظر گرفته نمی شود.
به گفته بنجامین رادفورد نویسنده ستون "علوم بد" در نشریه لایو ساینس "انتظارات ما بر روی ادراک ما تاثیر می گذارد و ما برای تایید باورهایمان به دنبال شواهدی قابل قبول می گردیم."
شايد او هيچوقت خودش را با اين موضوع وفق نداد كه چطور ناگهان زندگي متفاوتي به دور از فقر و تنهايي پيدا كرد و نتوانست درك كند چه اتفاقي درحال وقوع است كه او را از يك مدل به خواننده و بعد هم ملكه هنرپيشگان تبديل ميكند.
ازدواج دوم او با يكي از معروفترين بازيكنان بيسبال آمريكا " جو ديماجيو" او را چندين مرحله جلوتر برد. هر چند كه پيش از اين با پسر همسايهاش جيمز داگرتي ازدواج كرده بود واتفاقا جيمز به عنوان يك آدم معمولي در زندگي مرلين، تنها كسي بود كه باعث شد راه سينما براي او باز شود؛ ازدواج اول او با جيمز طولي نكشيد چون شوهرش به دليل ادامهي جنگ مجبور شد در كشتي كار كند و مرلين مونرو هم كه آن زمان نام واقعي خودش نورما جين بيكر را داشت، در غياب شوهرش در يك كارخانه مشغول به كار شد.
همان زمان بود كه روزنامههاي آمريكا براي تشويق زنهايي كه در نبود مردان خود جاي خالي آنها را در كارخانهها گرفته بودند، شروع به عكاسي و تهيه گزارش كردند. عكاسي كه به كارخانهي محل كار مرلين در لسآنجلس رفته بود، متوجهي زيبايي خيرهكنندهي او شد و عكساش را به يك مجلهي پرتيراژ داد و منتشر شد. انتشار اين عكس سرنوشت مرلين را تغيير داد و مديران بنگاههاي تبليغاتي سراغ او رفتند تا در عكسهاي تبليغ كالا مدل آنها شود.
دستمزدها آنقدر بالا بود كه مرلين پذيرفت عكسش روي جلد مجلاتي مثل پلي بوي هم در حالتي نيمه برهنه چاپ شود. او بعدها گفت :" گرسنه بودم و انتخاب ديگري نداشتم." چيزي نگذشت كه مورد توجه فيلمسازهاي سينمايي هم قرار گرفت و با آگهيهاي تبليغاتي تلويزيوني جلوي دوربين رفت.
سال ۱۹۴۵، سالي كه جنگ تمام شد، شوهر مرلين به خانه برگشت، ولي با مرلين تازهاي روبهرو شد و همانزمان بود كه به آساني از مرلين جدا شد.
او خيلي زود با فنون نمايش و بازيگري آشنا شد و در سال ۱۹۴۶ با كمپاني توليد فيلم سينمايي «قرن بيستويك» قرارداد امضا كرد و طولي نكشيد كه با بازيكن محبوب بيسبال آمريكا ازدواج كرد. كمي بعد متوجه شد بايد استوديو فيلمسازي خودش را داير كند. بنابراين به نيويورك رفت و به شكل مستقل شروع به تهيه فيلم كرد.
از شوهر دومش هم كه جدا شدبيشتر به توليد فيلم و بازيگري در سينما توجه كرد و فهميد بايد به ضعف خودش در نوشتن فيلمنامه فائق شود. طولي نكشيد كه پيشنهاد ازدواج «آرتور ميلر» نمايشنامهنويس معروف را پذيرفت و بخش مربوط به فيلمنامهنويسي كمپانياش را به همسر سپرد. آرتور ميلر بعد از پنجسال پذيرفت كه از او جدا شود اما همچنان در مصاحبههاي مختلف به اين سوال خبرنگاران هميشه جواب مثبت داد: «وقتي از او جدا ميشديد هنوز عاشق مرلين بوديد؟».
مرلين كه به تنهايي زندگي خودش را ادامه ميداد و جوايز هنري را پشت سرهم درو ميكرد، تجربه بازيگري در فيلمهاي مختلف را با وجود انواع جنجالهاي حاشيهاي ، پشت سر ميگذاشت؛" همه چيز درباره ايو (جوزف ال منكيه ويچ)، جنگل آسفالت( جان هيوستون)، چگونه مي توان با يك ميليونر ازدواج كرد( ژان نگولسكو)، آقايان موطلائيها را ترجيح ميدهند(هاوارد هاوكس)، رودخانه بدون بازگشت(اتو پره مينجر)، خارش هفتساله( بيلي وايلدر)، بعضيها داغشو دوست دارند( بيلي وايلدر)، بيا عشق بورزيم ( جورج كيوكر)، ناجورها(جان هيوستون)و..." بعضي از معروفترين فيلمهايي است كه او بازي كرده است.
هرچند گفته ميشد تعدادي از كارگردانها از شيوه بازي او راضي نيستند و معتقدند فقط زيبايي است كه او را در دنياي سينما نگه داتشه، اما لي استراسبرگ بازيگر و كارگردان صحنه در مورد مرلين ميگويد:" او مثل يك افسانه بود. در تمام روزهاي بازيگرياش موفق شد اسطورهاي از زني را بسازد كه از فقر آمده و با پسزمينهاي از فقر و بيكسي موفق شد به عنوان سمبل زنانگي، جاودانه بماند."
مونرو در جايي گفته :"يك بازيگر، ماشين نيست اما خيلي ها اين را به تو ميقبولانند كه بايد ماشين باشي؛ يك ماشين پولساز.با همه اينها من فقط ميخواستم فوقالعاده باشم نه پولساز."
حضور مريلين مونرو در جشن تولد جان اف كندى رييس جمهور آمريكا در ماه مه سال ۱۹۶۲ و خواندن تولدت مبارك آقاي رئيس جمهور، به شايعاتي در مورد روابط اين دو دامن زد. گفته ميشد كه مونرو جوان هميشه افسردگي شديد داشته و با اينكه زندگي او روي پرده يك زندگي رؤيايي بود، كه سينما آن را ساخته بود، اما در دنياي واقعي مشكلات و تفاوتهايي داشت كه مردم از مرلين مونرو محبوبشان انتظار نداشتند
هنوزهم در آماري كه در مورد زيباترين و جذابترين زنان سينماي دنيا گرفته ميشود، مرلين مونرو نقش تعيينكنندهاي دارد. نام او در فهرست صد ستاره سكسي سينما مجله امپاير در سال 1995 به عنوان يكي از محبوبترينها ذكر شده و مجله پلي بوي از او به عنوان نخستين ستاره سكسي در قرن بيستم ياد ميكند.
مرلين مونرو در جايي گفته است: « هاليوود جاييست كه هزاران دلار به دختري ميدهند تا طبق انتظارها نمايش داده شود. هزاران دلار براي يك بوسه و پنجاه سنت براي روح آن دختر. من هزاران دلار گرفتهام اما هنوز از پنجاه سنت خبري نيست
محققان علوم پزشکي در ژاپن اعلام کردند ، خوش بيني بيش از حد ، ممکن است تلاش افراد براي کاهش وزنشان را با شکست روبرو سازد.
به گزارش پايگاه خبري يورک الرت در اينترنت ، دکتر هيتومي سايتو و همکارانش در دانشگاه دوشيشا در ژاپن اعلام کردند با بررسي يکصد و يک فرد چاق که در کلينيک پزشکي کانزاس تحت درمان شش ماهه قرار گرفته بودند به نتايج جالبي در باره کاهش وزن رسيده اند.
وضع رواني همه افراد مورد مطالعه ، قبل و بعد از درمان ، با استفاده از پرسشنامه هاي روان سنجي ، تحت بررسي قرار گرفت. محققان در اين بررسي دريافتند بيماراني که قادر بودند از طريق مشاوره ، خود آگاهي خود را بهبود بخشند ، بهتر از کساني که اين توانايي را نداشتند در کاهش وزن موفق بودند. در واقع بيماراني که در ابتداي درمان ، ميزان خود شناسي و خوش بيني بالاتري داشتند ، کمتر موفق شدند وزن کم کنند در حالي که ديگر بيماران ، اين کار را راحت تر انجام دادند و به کاهش وزن مناسبي دست يافتند. به گقته محققان ، اين بررسي نشان مي دهد يافته هاي قبلي که نشان مي داد هيجان منفي ، تاثيري مثبت بر کاهش وزن دارد صحيح است زيرا افرادي که نگرشي منفي دارند ، و بيش از حد خوش بين نيستند ، بهتر مي توانند وزن خود را کم کنند. محققان همچنين اعلام کردند مهم است که ميزان خود تاثيري و نيز خود کنترلي بيماران افزايش يابد تا استرس هاي روان کمتر شوند و بيمار بتواند ، وزن خود را کنترل کند.
مطالعات نشان ميدهد مردهاي ميانسال سيگاري با كلسترول و فشار خون بالا به طور متوسط10 سال زودتر از همترازان خود كه هيچيك از اين عوامل خطرناك بيماريهاي قلبي را ندارند، ميميرند.
تاكنون مطالعات بسياري نشان داده است كه سيگار نكشيدن، داشتن تغذيه سالم و ورزش كردن مداوم باعث تقليل ميزان بيماريهاي قلبي ميشود اما برخي ديگر با اين مساله به شكل ديگري برخورد كرده و از زاويهاي ديگر به آن مينگرند و آن اين است كه عمر متوسط كوتاه شده بر اثر عوامل خطرناك بيماريهاي قلبي تا چه اندازه ميتواند تمديد شود؟
براي يافتن اين موضوع محققاني از دانشگاه آكسفورد به سرپرستي رابرت كلارك شروع به بازبيني و بررسي اطلاعات مربوط به آزمايش 19000 كارمند انگليسي كه در اواخر دهه 1960كه بين 40 تا61 سال داشتند، پرداختند.
شركت كنندگان در اين آزمايش اطلاعات و جزئيات دقيقي از سابقه پزشكي، نوع زندگي و ميزان مصرف سيگار در اختيار متخصصان قرار دادند.
بعلاوه متخصصان وزن، فشار خون، سلامت ريه و ميزان كلسترول و قند خون آنها را ثبت كردند.
سال 1997 يعني 27 سال پس از اولين آزمايش بيش از 7000 نفر از افراد مزبور مجددا مورد ارزيابيهاي تخصصي قرار گرفتند. نتايج نشان ميداد احتمال مرگ افراد بر اثر مشكلات قلبي كه در آغاز با يكي از عوامل خطرناك بيماري هاي قلبي مواجه بودند 2 تا 3 برابر بيشتر از آنهايي بود كه دچار هيچيك از اين 3 عامل (مصرف سيگار، كلسترول بالا و فشار خون) خطرناك نبودند.
به طور متوسط عمر افراد مبتلا به اين عوامل حدود 10 سال كمتر از نفرات همتراز خود بود. در بسياري از كشورهاي ثروتمند و توسعهيافته در طول دهه گذشته درصد افرادي كه دچار حمله يا سكته قلبي كشنده شدهاند، حدود 25 درصد كاهش داشته است اما ميزان شيوع عوامل خطرناك شناختهشده افت محسوس و سريعي نسبت به قبل نداشته است.
به عنوان مثال در آمريكا طبق گزارشها، از سال 1999 فشارخون كنترل نشده 16 درصد، كلسترول بالا 19 درصد و مصرف سيگار تنها 15 درصد كاهش داشته است.
منشأ ديگر عوامل خطرناك ثابت بوده و در برخي موارد افزايش هم داشته است. مثلا امروزه افراد نسبت به 10 سال قبل كمتر ورزش ميكنند، چرا كه چاقي بويژه در ميان كودكان روند صعودي داشته است.
مردان سیگاری میانسال با کلسترول و فشار خون بالا، به طور میانگین یک دهه زودتر از همسالانشان بدون این عادات خطرساز برای بیماری قلبی میمیرند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه بسیاری از بررسیها نشان دادهاند که سیگارنکشیدن،خوردن غذای سالم و ورزش کردن میتواند میزان بیماری قلبی را کاهش دهد.
اما تعداد کمی از تحقیقات قضیه را از آن سو مورد بررسی قرار دادهاند: تا چه حدی متوسط طول عمر در نتیجه داشتن این عوامل خطرساز برای بیماری قلبی کاهش مییابد؟
پژوهشگران دانشگاه آکسفورد برای دریافتن این موضوع، دادههای به دست آمده از 19000 کارمند کشوری را د راواخر دهه 1960 هنگامی که این افراد 40 تا 69 سال داشتند، مورد بررسی قرار دادند.
شرکتکنندگان اطلاعات مشروحی درباره سابقه پزشکی، سبک زندگی و عادات زندگی آنها ارائه داده بودند،و پزشکان وزن بدن، فشار خون، کارکرد ریه، میزان کلسترول و قند خون آنها را ثبت کرده بودند.
بیش از 7000 نفر از این افراد در بررسی دوباره در سال 1997، 28 سال بعد از معاینه اولیه زنده مانده بودند.
این بررسی که نتایج آن در "جورنال پزشکی بریتانیا" (BMJ) منتشر شده است، نشان داد که مردانی که سه عامل خطرساز بیماری قلبی در آغاز داشتند، دو تا سه بار با احتمال بیشتر به علت مشکلات مربوط به قلب نسبت به مردانی که عاری از هر سه این عوامل خطرساز بودند، درگذشته بودند.
این بررسی نشان داد که به طور میانگین طول عمر این افراد به اندازه یک دهه کوتاه شده است.
مردان سیگاری میانسال با کلسترول و فشار خون بالا، به طور میانگین یک دهه زودتر از همسالانشان بدون این عادات خطرساز برای بیماری قلبی میمیرند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه بسیاری از بررسیها نشان دادهاند که سیگارنکشیدن،خوردن غذای سالم و ورزش کردن میتواند میزان بیماری قلبی را کاهش دهد.
اما تعداد کمی از تحقیقات قضیه را از آن سو مورد بررسی قرار دادهاند: تا چه حدی متوسط طول عمر در نتیجه داشتن این عوامل خطرساز برای بیماری قلبی کاهش مییابد؟
پژوهشگران دانشگاه آکسفورد برای دریافتن این موضوع، دادههای به دست آمده از 19000 کارمند کشوری را د راواخر دهه 1960 هنگامی که این افراد 40 تا 69 سال داشتند، مورد بررسی قرار دادند.
شرکتکنندگان اطلاعات مشروحی درباره سابقه پزشکی، سبک زندگی و عادات زندگی آنها ارائه داده بودند،و پزشکان وزن بدن، فشار خون، کارکرد ریه، میزان کلسترول و قند خون آنها را ثبت کرده بودند.
بیش از 7000 نفر از این افراد در بررسی دوباره در سال 1997، 28 سال بعد از معاینه اولیه زنده مانده بودند.
این بررسی که نتایج آن در "جورنال پزشکی بریتانیا" (BMJ) منتشر شده است، نشان داد که مردانی که سه عامل خطرساز بیماری قلبی در آغاز داشتند، دو تا سه بار با احتمال بیشتر به علت مشکلات مربوط به قلب نسبت به مردانی که عاری از هر سه این عوامل خطرساز بودند، درگذشته بودند.
این بررسی نشان داد که به طور میانگین طول عمر این افراد به اندازه یک دهه کوتاه شده است.