تبليغاتX
کوتاه و خواندنی
کوتاه و خواندنی
 

 

هـيــــچ مـــوفـقـيــت پــايــداري بــدون احـسـاس صميميت و يگانگي با مردم به وجود نمي آيد. راه رسيـدن بـه موفقيت، تشكيل گروه موفق و ‌همكاري با يكديگر است. ‌

راه رسيدن به موفقيت اين است كه هدفمان را بدانيم، دست به عمل بزنيم، بدانيم كه به چه نتايجي دست يافته ايم و قدرت ‌انعطاف وتـغـيـيـر پـذيـري داشـتـه بـاشـيـم. يـعـنـي بـدانـيـم چـه مي خواهيم و براي رسيدن به آن وارد عمل شويم و با توجه به ‌موفقيت در رفتارمان ،تغييرات مهم را ايجاد كنيم.

در مورد اعتقادات و باورها نيز چنين است؛ بايد باورهايي را ‌بيابيم كه ما را دلگرم كند و به مقصودي كه مي خواهيم برساند. ‌اين 7 باور به ما يادآور مي شود كه هر قدر به چيزي معتقد باشيم ، باز هم لازم است دريچه‌هاي ذهن خود ‌را به روي عقايد و امكانات ديگر باز بگذاريم و هميشه براي يادگيري مطالب تازه تر آمادگي داشته باشيم.‌با پذيرفتن اين باور‌ها به موفقيت خواهيم رسيد ولي به ياد داشته باشيم كه تنها انجام اين 7 باور و عقيده نيست ‌كه باعث موفقيت مي شوند اما شروع خوبي است. ‌

بــاور اول:

هــر حـادثـه داراي دليل و مقصودي است كه به مصلحت ماست. ‌

تمام افراد موفق توانايي عجيبي دارند و درهر موقعيت به امكانات موجود و نتايجي كه ممكن است از آن حاصل ‌شود توجه مي كنند و سريع آن وضعيت را در جهت مثبت و به نفع خود به كارمي گيرند. از طرفي اعتقاد دارند ‌اگر به دنبال نتيجه مثبت هستند، بايد آن را عملاً انجام دهند. ‌

باور دوم:

چيزي به نام شكست وجود ندارد. ‌

شكسپير معتقد بود : ترديدها به ما خيانت مي كنند و ما را از كوشش برحذر مي دارند و از پيروزي‌هايي كه به ‌احتمال زياد نصيب ما خواهد شد محروم مي سازند. ‌هرآن چه بشر آموخته، از طريق آزمايش و خطا بوده است. بزرگ ترين عـــامـــل بـــازدارنــده مــردم، تــرس از شـكـســت ‌است.

انـســان هــا تـنـهـا از طـريـق اشـتـبـاه بـه مـوفـقـيـت مي رسند. ‌هر گاه در زندگي، كاري را انجام داده ايم اگر فكر كنيم كه تجربه اي به دست آورده ايم بهتر از آن است كه فكر ‌كنيم شكست خورده ايم.بايد به پديده هاي زندگي با ديد تجربه نگاه كنيم. ‌

باور سوم:

مسئوليت هر اتفاقي را به گردن بگيريد. ‌

يكي از صفات مشترك ميان رهبران بزرگ و افـــراد موفق اين است كـه فكر مي كننـد دنياي خودشان را خودشان ‌مي سازند. آن ها هميشه مي گويند: مسئوليت كاري را كه انجام مي دهم، مي پذيرم. ‌

باور چهارم:

براي بهره بردن از چيزي شناخت كامل آن لازم نيست. ‌

افراد موفق معتقدند براي اين كه چيزي را مورد استفاده قرار دهند لزومي ندارد همه چيز را درباره آن بدانند. ‌هميشه توجه دارند كه چه اندازه اطلاعات، مورد نياز آنهاست و هميشه مي دانند كه به چه چيزهايي احتياج ندارند ‌و بايد در وقت خسّت نشان بدهند و بدانند كه به دست آوردن اطلاعات كامل هيچ گاه امكان پذير نخواهد بود. ‌

باور پنجم:

بزرگ ترين سرمايه شما ديگرانند.

‌افرادي كه به بهره وري رسيده اند تقريباً بدون استثنا داراي حس قوي احترام و تحسين نسبت به ديگران هستند. ‌

هـيــــچ مـــوفـقـيــت پــايــداري بــدون احـسـاس صميميت و يگانگي با مردم به وجود نمي آيد. راه رسيـدن بـه موفقيت، تشكيل گروه موفق و ‌همكاري با يكديگر است. ‌

باور ششم: كار، نوعي تفريح است. ‌

مارك تواين - نويسنده آمريكايي‌- مي گويد: "راه رسيدن به موفقيت آن است كه شغل را جزء تفريحات خود قرار دهيد." افراد موفق همين كار را ‌مي كنند. آن ها ديوانه وار كار مي كنند. زيرا كار، آن ها را به شوق مي آورد. در زندگي كار را به بازي تبديل ‌كنيد. تا به حال بررسي كرده ايد كه چرا يك كودك از صبح تا شب بازي مي كند ولي خسته نمي شود. ‌

باور هفتم:

 هيچ توفيق پايداري، بدون پشتكار به دست نمي آيد. ‌

افراد موفق ، به نيروي پشتكار ايمان دارند.‌‌ اگر به افراد موفق بنگريد، مي بينيد كه آن ها لزوماً بهتر، باهوش تر، سريع تر و قوي تر از ديگران نبوده اند، ‌بـلـكــه پـشـتـكـار بيشتـري داشتـه انـد. ‌افـراد مـوفـق مي خواهند به هر قيمتي كه شده، موفق شوند.البته اين را بايد مد نظر داشت كه موفقيت به بهاي لطمه ‌زدن به ديگران نيست.



ارسال شده در: 88/05/30 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

درباره مضرات سيگار کشيدن بر سلامت تحقيقات بسياري انجام گرفته است و نتايج اين تحقيقات نشان دهنده تاثير منفي سيگار بر سلامت افراد و کاهش اميد به زندگي در سيگاري‌هاست.

دکتر هاشم کريم خواني، متخصص ريه،

 افراد سيگاري به دليل احساس خستگي و افسردگي مي‌خواهند سيگار را ترک کنند که اين احساس باعث کاهش اميد به زندگي در آنها مي شود.

 48 درصد از افراد سيگاري به کمک دارو، يک سوم به کمک برچسب‌هاي نيکوتين ، 22 درصد به کمک آدامس نيکوتين و 3 درصد از روش‌هاي ديگر براي ترک استفاده مي کنند.

تحقيقات نشان مي دهد سيگاري هايي که براي ترک سيگار از دارو استفاده مي کنند ، موفق تر از کساني هستند که خودسرانه و بدون مشورت با افراد متخصص وارد عمل مي شوند.

ایسنا



ارسال شده در: 88/05/30 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

به جرات میتوان گفت بالغ بر پنجاه درصد از مدیران پیش از شروع كار تحت آموزش قرار نمی‌گیرند. از این رو اشتباهات متداولی به كرات میان مدیران جدید مشاهده می‌شود كه در فهرستی فشرده به آنها می‌پردازیم.

چه بسا در نگاه اول مدیریت اندكی رعب‌آور باشد. به جرات میتوان گفت بالغ بر پنجاه درصد از مدیران پیش از شروع كار تحت آموزش قرار نمی‌گیرند. از این رو اشتباهات متداولی به كرات میان مدیران جدید مشاهده می‌شود كه در فهرستی فشرده به آنها می‌پردازیم.

1) باور وقوف بر تمامی امور

فرضا چنانچه مدیریت تولید به شما واگذار شده باشد ممكن است حس كنید همه چیز را در خصوص تولید می‌دانید. حتی در صورت صحبت این امر، یقین داشته باشید درباره مهمترین بخش مسئولیت جدیدتان یعنی مدیریت بر پرسنل بر همه چیز آگاه نیستید. به اطرافیانتان گوش سپرده و هر زمان اقتضاء می‌كند از اطلاعاتشان بهره ببرید.

2) تاكید دائم بر مدیریت خود

مطمئن باشید همه شما را به عنوان مدیر گروه می‌شناسند پس سعی نكنید مرتبا این موضوع را خاطر نشان كنید. شاخصه یك مدیر شایسته تمایز مثبت وی در جنبه عملكردی با دیگران است.

3) تلاش برای دگرگونی در همه امور

تا جایی اصرار بر تغییر امور داشته باشید كه از خطا اجتناب شود. فراموش نكنید صرفا به این علت كه روش انجام كاری، مورد پسند شما نیست، لزوما اشتباه محسوب نمی‌شود. درك تفاوت میان «افتراق» و «اشتباه» از مولفه‌های مهم مدیریت است.

4) هراس از انجام هر كار

شاید خواهان ترفیع شغلی نبوده و در قدرت پذیرش مسئولیت تازه دچار تردید باشید ولی اجازه ندهید این تفكر و عدم اعتماد به نفس شما را از به كارگیری تمام توانتان بازدارد. قطعا كارفرمایان شما را واجد صلاحیت لازم دیده‌اند. چون در غیر اینصورت برگزیده نمی‌شدید.

5) عدم اختصاص وقت به شناخت پرسنل

بعید نیست كه سال‌های متمادی در كنار پرسنل امور خود كار كرده باشید. ولی این بدان معنا نیست كه به تمامی جنبه‌های وجودیشان شناخت پیدا كرده باشید. پس در مقام یك مدیر اكنون اسباب تهیج آنان را كشف نموده دریابید كه به چه نحو می‌توان برانگیختشان، موجبات نگرانی را تشخیص داده و بكوشید آن را به عنوان یك فرد مستقل بشناسید چرا كه این یگانه شیوه اعمال مدیریت موثر بر نیروی انسانی است.

اختصاص وقت و توجه هرگز به ضررتان نخواهد بود زیرا این پرسنل است كه شما را در تلاش‌های مدیریتی مساعدت كرده یا گاه به ناكامی می‌كشاند.

6) عدم صرف وقت با كارفرما

طبعا از زمانی كه كارفرما شما را به پست مدیریت گمارده از میزان اشتغال شما آگاه است، از سوی دیگر پیش از اینكه مدیر باشید وظیفه شما كمك به كافرماست، بنابراین اختصاص وقت به وی چیزی نیست جز برقراری ارتباطی دو سویه جهت دادن اطلاعات و دریافت راهنمایی و آموزش.

7) عدم نگرانی نسبت به مشكلات و كارمندان مشكل‌دار

ازمشكلات گریزی نیست. در مواجه رویدادها تكلیف شما یافتن موثرترین راهكار و به اجرا درآوردن آن است. البته نه به آن معنا كه از گرفتن مساعدت دیگران غافل شوید بلكه معضل را یافته وتا زمان برطرف شدن، آن را تحت كنترل و نظارت داشته باشید.

8) خود سانسوری

این صحیح نیست تنها به این علت كه سرپرست گروه می‌باشید رخصت ابراز هیجانات و حتی یك لبخند را از خود دریغ نمائید یا سر زدن خطا را از خود امری غیر محتمل فرض كنید.

9) عدم حمایت از پرسنل خود

افراد گروه شما از هر سو تحت فشار قرار دارند. سایر قسمت‌ها بعضا به دلیل عملكرد ناموفق از آنان انتقاد كرده و كارفرما گاه امور ناخوشایندی به این گروه ارجاع می‌دهد، این وظیفه شماست تا استقامت كرده، اطمینان حاصل نمائید كه با پرسنل‌تان تا حد امكان منصفانه رفتار شده است. به زودی باز خورد این وفاداری را از سوی آنان دریافت خواهید كرد.

10) احتراز از مسئولیت پذیری در هر مورد

چه بخواهید و چه نه، شما به عنوان مدیر، مسئول همه امور واقع شده در گروه خود هستید. خواه شما آن را انجام داده باشید، خواه از آن آگاه باشید و یا حتی نباشید هر امری به شما منتج می‌شود، پس نه فقط سازماندهی ارتباطات بر عهده شماست بلكه باید مسئولیت‌های متعاقب آنرا بپذیرید.

 tafahomnews.com



ارسال شده در: 88/05/30 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

هيچ‌گاه در هنگام مواجهه با استرس نبايد تصميمات بزرگ گرفت و فراموش نكنيم گذشت زمان فاكتور تعيين كننده‌اي در انحلال استرس است.

دكتر قرباني 

 استرس پاسخ دروني انسان ها در موقعيتي است كه كنترل خود را مشكل و سخت مي‌يابند و هرگاه تنش و مشكلات در مقطعي از زندگي زياد شود مجموعه‌اي از تجارب بدني،رفتاري و‌ فكري در شخص ايجاد مي‌شود كه به اين حالت اصطلاحاً استرس يا فشار مي‌گويند.

 بخشي از تغييرات بدني قابل مشاهده هنگام استرس مربوط به واكنش‌هاي بخش خود مختار سيستم اعصاب است مانند؛ گشاد شدن مردمك‌هاي چشم،افزايش ضربان قلب و افزايش فشار خون.

 به طور كلي فشار رواني داراي دو منبع اصلي است، علل دورني كه به نوعي به خصوصيات شخصي انسان ها مربوط مي‌شود و علل بيروني كه به وجود حوادث ناراحت كننده در محيط زندگي شخص اشاره دارند،عوامل دروني استرس از ويژگي‌هاي شخصيتي،تجارب قبلي و شيوه‌هاي فكري افراد است و عوامل بيروني استرس‌زا هر گونه تغيير عمده در زندگي، فشارهاي زماني، مشكلات مالي،مسئوليت‌هاي بيش از حد،مرگ يك عزيز و تنهايي مي‌باشد.

روش‌هايي مانند خود آرام سازي، تغيير محيط در موقع لزوم، گفت وگو با خود، مشورت با ديگران و استفاده از مهارت‌هاي حل مسئله  از اركان مهم رويارويي با استرس است

 مراحل مهارت‌هاي حل مسئله 

 در مرحله اول بايد ايست كرده هيچ كاري انجام ندهيم و مرحله دوم به صحبت‌هاي افراد گوش دهيم، در مرحله سوم به راه‌هايي كه براي حل مشكل وجود دارد فكر كنيم و در مرحله چهارم بهترين فكر موجود را انتخاب كنيم و انجام دهيم.

اختلال استرس حاد،اختلال استرس پس از سانحه،اختلال سازگاري و سندرم فرسودگي شغلي را از اختلالات ناشي از استرس است.

باشگاه خبرنگاران



ارسال شده در: 88/05/30 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

اگر قرار باشد توقف کنی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی ... هرگز به مقصد نمی‌رسی



ارسال شده در: 88/05/30 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ باران بهاری

محبت از عدالت و انصاف بالاتر است.

اقسام محبّت در انسان‌ها شامل ارادي و غيرارادي است.

محبت ارادي شامل: زود آمده و زودگذر كه علت آن لذت است.

دير آمده و ديرگذر، كه علت آن منفعت‌رسانى است كه بيشتر مخصوص كهنسالان است.

دير آمده و زودگذر، كه علت آن خيررسانى است و بيشتر مخصوص افراد اهل خير است.

زود آمده و ديرگذر، كه علت آن مركب از اين سه (لذّت، خير و منفعت) است.

رابطه بين محبت و دوستي و عشق و مودّت به اين گونه است: محبّت و دوستي و مودّت و عشق به ترتيب هركدام گسترده‌تر از ديگرى هستند.



ارسال شده در: 88/05/28 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ مدیر جدید

در بسياري مواقع، خود سازنده غم‌ها و شادي‌هايمان در زندگي‌ هستيم.

در حالي از زندگي خود مي‌ناليم و هر روز مدام از سختي‌ها و رنج‌هاي زندگي شکايت مي کنيم که تمام شرايط حاکم بر زندگي‌مان حاصل کارها، فکرها و تصميم‌هاي خود ماست.

اين قانون الهي است که هيچ فردي غير از ما نبايد و نمي‌تواند براي ما تعيين تکليف کند. ما خود زندگي‌مان را درست مي کنيم.

 اگر از کيفيت آن ناراضي هستيد، به جاي مقصر شمردن سرنوشت‌تان تصميم قاطع بگيريد و آن را آن طور که مي خواهيد بسازيد و از آن لذت ببريد



ارسال شده در: 88/05/28 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ پرتگاه

کسي مي‌تواند به پيروزي برسد که خواهان آن باشد و در وجود خود توان رسيدن به آن را بيابد و خويش را لايق رسيدن به پيروزي بداند و نسبت به تحقق آن اميدوار باشد. اين امر نياز به روي آوردن به افکار مثبت و طرد افکار منفي دارد.

يکي از رموز پيروزي مردان بزرگ، اراده قوي و عزم راسخ آنها بوده است. کساني که از ميان موانع و مشکلات بگذرند و از تندباد حوادث به سلامتي عبور کنند، به اهداف متعالي خود خواهند رسيد.

پيروزي و پيروزي براي کساني است که در عرصه پيکار زندگي تسليم موانع نشده و با صبر و شکيبايي به راه خود ادامه دادهاند. صبر و ظفر هر دو دوستان قديمياند و بر اثر صبر نوبت ظفر آيد. مي‌گويند: "نجاري دراثناي ساختن يک صندلي که به يکي از قضات متعلق بود، اهتمامي‌زياد ظاهر مي‌ساخت و در استحکام آن سعي بليغي داشت. کسي به وي گفت: اين اندازه و موشکافي براي چيست؟ گفت: براي اين که مي‌خواهم روزي بر آن بنشينم. عاقبت نيز چنين شد. نجار مزبور، به خواندن علم حقوق شرع کرد و پس از مدتي به منصب قضاوت رسيد".

مي‌گويند: يک دانشآموز چيني که در رشته تحصيلي خود پيشرفتي به دست نياورده بود، از شدت يأس و نا اميدي کتاب‌هايش را جمع کرد و به دور افکند. در همان لحظه مشاهده کرد که زني مستمند قطعه فلزي را با سختي سوهان مي‌زند تا از آن سوزني درست کند. مشاهده اين صحنه به او درسي آموزنده آموخت. او تصميم گرفت به کلاس درس برگردد و به هر قيمتي که هست، با قاطعيت تمام به ادامه تحصيلات بپردازد. او در سايه شکيبايي در رديف دانشمندان شهير عصر خود قرار گرفت.

يکي از راههاي رسيدن به پيروزي، خودشناسي است. منظور از خودشناسي، شناسايي ذوق و استعداد و توانايي‌ها است.

 از اديسون پرسيدند: چرا اغلب جوانان موفق نمي‌شوند؟ گفت: براي اين که راه خود را نمي‌شناسند و در جاده ديگري گام بر مي‌دارند.



ارسال شده در: 88/05/28 :: :: توسط : سعید کلانتری

آیا شما توانایی انجام کارهای تان را ندارید و بلافاصله از انجام کارهای روزمره تان خسته می شوید؟ خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنیم

خواب ناکافی

یکی از شایع ترین دلایل خستگی،کم خوابی است.

راه حل: هر شب ۷ الی ۸ ساعت بخوابید

قطع تنفس در خواب (Sleep Apnea)

بعضی افراد با این که شبانه ۸ ساعت یا بیشتر هم می خوابند،باز هم در طول روز خسته اند. Sleep Apnea در واقع قطع موقتی تنفس در خواب است که مدت چندین ثانیه طول می کشد.هر بار که شما دچار این حالت می شوید برای لحظاتی از خواب بیدار می شوید و ممکن است خود شما هم از این بیدار شدن های کوتاه اطلاعی نداشته باشید.

راه حل: در صورت اضافه وزن، وزن خود را کم کنید، سیگار را ترک کنید

غذای ناکافی

تغذیه ناکافی هم یکی دیگر از دلایل خستگی است.همچنین خوردن غذاهای اشتباه! می تواند چنین مشکلی ایجاد کند.اگر شما روز خود را با خوردن شیرینیجات شروع می کنید،گلوکز خون شما به سرعت افزایش می یابد و به همان سرعت نیز پایین می آید در نتیجه شما پس از مدت کوتاهی احساس کسالت و خستگی می کنید.

راه حل: همیشه یک صبحانه کامل بخورید.سعی کنید صبحانه شما شامل پروتئین و کربوهیدرات های کمپلکس باشد مانند تخم مرغ و غلات.این ترکیب غذایی یک منیع انرژی است که به تدریج در اختیار سلول های بدن شما قرار می گیرد

کم خونی (Anemia)

آنمی یکی از دلایل خستگی در خانم هاست و زمانی اتفاق می افتد که اکسیژن کافی توسط گلبول های قرمز در اختیار سلول های بدن قرار نمی گیرد.آنمی با یک تست خون ساده قابل تشخیص است.

راه حل: درمان آنمی به علت ایجاد کننده آن بستگی دارد.مثلا آنمی کمبود آهن

(Iron Deficiency Anemia) با کمک مکمل غذایی آهن یا غذاهای دارای آهن مانند گوشت،جگر،لوبیا و … درمان می شود.
افسردگی

افسردگی علاوه بر اینکه بر روی روان اثرات سوء می گذارد،بلکه باعث اختلالات فیزیکی مانند خستگی، سردرد و بی میلی جنسی می شود.اگر به مدت ۲ هفته یا بیشتر به این علایم دچار شدید،احتمالا به افسردگی دچار شده اید.افسردگی به خوبی به روان درمانی و دارو پاسخ میدهد.برای درمان حتما به پزشک مراجعه کنید.

کم کاری تیروئید (Hypothyroidism)

تیروئید یکی از غدد درون ریز بدن است که در گردن و جلوی حنجره واقع شده است.این غده متابولیسم و سوخت و ساز بدن را کنترل می کند.هنگامی که فعالیت این غده کم می شود شما دچار خستگی و کسالت می شوید.

راه حل:یک تست خون می تواند کم بودن هورمون های تیروئید شما را تایید کند.هورمون های سنتتیک که توسط پزشک شما تجویز می شوند به راحتی متابولیسم بدن شما را به حالت عادی بر می گردانند

خوردن کافئین زیاد

همه ما می دانیم که خوردن کافئین باعث افزایش هوشیاری و تمرکز می شود.اما محققان به این نتیجه رسیده اند که خوردن مقادیر زیاد مواد غذایی حاوی کافئین ممکن است باعث ایجاد خستگی شود.

راه حل: از خوردن قهوه،چای،شکلات و داروهای حاوی کافئین به مقدار زیاد پرهیز کنید

عفونت پنهان مجرای ادرار

معمولا عفونت مجرای ادرار با علائمی چون سوزش ادرار و احساس ادرار فراوان داشتن شناخته می شود.اما این عفونت بعضی وقت ها هیچ علامتی غیر از خستگی ندارد.

راه حل:یک تست ادرار می تواند وجود یا عدم وجود این عفونت را تایید کند.با پزشک خود مشورت کنید.این عفونت و خستگی ناشی از آن به راحتی در عرض یک هفته از بین می رود

دیابت

در افراد دیابتی گلوکز در خون باقی می ماند و توسط سلول ها استفاده نمی شود و به انرژی تبدیل نمی شود.در نتیجه بدن به کمبود انرژی و خستگی دچار می شود.

راه حل: برای تایید ابتلا یا عدم ابتلا به دیابت به پزشک مراجعه کنید.این بیماری نیز قابل کنترل است

بیماری های قلبی

بیماری های قلبی خصوصا در سنین بالا باعث ایجاد خستگی حتی در حین انجام کارهای ساده روزانه می شوند.

راه حل: مشورت با پزشک و استفاده مرتب از داروهای تجویز شده و تغییراتی در سبک زندگی،باعث تحت کنترل در آمدن بیماری های قلبی می شوند

حساسیت های غذایی

بسیاری از پزشکان بر این عقیده اند که آلرژی به بعضی مواد غذایی می تواند باعث خواب آلودگی و خستگی شود.چنانچه پس از خوردن بعضی مواد غذایی خاص دچار کسالت میشوید،احتمال حساسیت به آن ماده غذایی را در نظر بگیرید.

راه حل: می توانید با پزشک خود مشورت کنید و یا اینکه از خوردن مواد غذایی که این حالت را در شما به وجود می آورند خودداری کنید

سندرم خستگی مزمن (Chronic Fatigue Syndrome)

چنانچه خستگی شما بیش از ۶ وجود داشته و شدت خستگی شما به حدی است که از عهده کارهای روزانه خود بر نمی آیید،احتمال ابتلا به این بیماری وجود دارد.شایع ترین علامت این بیماری، خستگی شدید و دائم بدون علت خاص است.

راه حل: مشورت با پزشک و انجام دادن بعضی تمرینات بدنی خاص و تغییراتی در سبک زندگی باعث بهبودی می شود

راه حلی سریع برای خستگی های متوسط

چنانچه شما به خستگی متوسط که هیچ دلیل خاص پزشکی برای آن پیدا نشده است دچارید،ممکن است ورزش کردن یک راه حل خوب باشد.یک پیاده روی یا دوچرخه سواری ۲۰ دقیقه ای به مدت ۳ روز در هفته راه بسیار مناسبی برای غلبه بر خستگی است

پزشکان بدون مرز


ارسال شده در: 88/05/28 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ زهرا

آدم‌هاي خوب همان مکان و زماني که بايد باشند، هستند

يك آدم خوب علاوه بر همه ويژگي‌هايي که يك آدم خوب بايد داشته باشد، بايد اين را بفهمد که چه زماني به او احتياج هست و او همان موقع باشد. به عبارت ديگر، قبل از اينکه آدم دلخور بشود، يا مجبور بشودبه زبان بياورد، بايد متوجه بشود.

گاهي اوقات وقتي چيزي رو به زبون مي‌آوري و برآورده ميشه، لطفش رو از دست مي‌دهد. مزه‌اش به اينه که از قبل، فکري برايش بشود. اصلا آدم‌ها، اينطوري خوب محسوب مي‌شوند که درست همان مکان و زماني که بايد باشند، باشند...



ارسال شده در: 88/05/28 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

در این زمان این نورولوژیستها فعالیت نورونهای میمونها را در دو فضای مغزی شامل کورتکس جلوپیشانی (ناحیه هماهنگ کردن افکار و عملکردها) و گره های عصبی پایه (کنترل کننده حرکات) بررسی کردند.

نورولوژیستهای MIT دریافتند که مغز گفته مشهور "ما از اشتباهات خود می آموزیم" را نمی پذیرد و تنها می تواند از تجربیات درست درس بگیرد.

 این دانشمندان در این تحقیقات نشان دادند که مغز بیش از آنکه بتواند از خطاها و اشتباهات درس بگیرد از موفقیتها و تجربیات صحیح می آموزد.

نورولوژیستهای موسسه تکنولوژی ماساچوست که نتایج یافته های خود را در مجله علمی نورون منتشر کرده اند در این خصوص اظهار داشتند: "ما رفتار میمونها را مورد مطالعه قرار دادیم و مشاهده کردیم زمانی که حیوان به آزمایشاتی که برای آن تجویز شده است پاسخ صحیح می دهد در مغزش یک پیام شنیده می شود که می گوید: این کار را درست انجام دادی. در حقیقت پس از یک پاسخ مثبت، نورونها اطلاعات مربوطه را به روشی موثرتر و ماندگارتر ذخیره می کنند."

این دانشمندان برای گروهی از میمونها نوعی آزمایش بازیهای رایانه ای را تجویز کردند. در این آزمایش اگر یک شکل روی صفحه نمایشگر رایانه ظاهر می شد (تصویر یک مرد با پیپ) این حیوانات باید به سمت چپ می چرخیدند و اگر یک تصویر دیگر (یک چراغ راهنما) ظاهر می شد باید به طرف راست خم می شدند. تنها روش برای یادگیری جهت درست، امتحان و تکرار امتحان از طریق یکسری موفقیتها و اشتباهات بود.

در این زمان این نورولوژیستها فعالیت نورونهای میمونها را در دو فضای مغزی شامل کورتکس جلوپیشانی (ناحیه هماهنگ کردن افکار و عملکردها) و گره های عصبی پایه (کنترل کننده حرکات) بررسی کردند.

زمانی که میمونها به جهت اشتباه خم می شدند هیچ جایزه ای دریافت نمی کردند و در این زمان فعالیتهای نورونهای این مناطق مغزی تنها کمتر از یک ثانیه طول می کشید و تکرار این اشتباهات نیز موفقیت تلاشهای بعدی آنها را بهبود نمی بخشید. این در حالی بود که پاسخهای صحیح که همراه با دریافت جایزه بودند موجب می شدند که فعالیت سلولهای مغزی مدت زمان طولانی تری (در حدود 5 ثانیه) به طول انجامند. این مدت زمان برای رسیدن به سوال بعدی کافی بود.

مهر



ارسال شده در: 88/05/27 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

در روابط انسان‌‌ها، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي‌ است و متقابلا بوي بد، نااميد كننده و سبب افسردگي ‌است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "رسول خدا براي خريد عطر، بيشتر از خوراك خرج مي‌كرد."

آفتاب یزد: بهارطرب‌انگيز، طلوع خورشيد، صبح پر لطافت، آبشارهاي زيبا، گل‌‌هاي رنگارنگ، ازدواج و بسياري ديگراز ‌پديده‌‌هاي جهان، براي انسان شادي‌آور است. ‌غم نيز جزء زندگي انسان و همزاد اوست. بيماري، مرگ، پيري، تنگدستي و حوادث ديگر، خيمه ماتم را در دل ‌آدمي‌ بر پا مي‌كنند.‌انسان با اين دو واقعيت روبرو است: گاهي غم و زماني شادي. ‌

عوامل شادي‌آفرين

1-‌ ايمان‌:

 نگاه گذرا به تعاليم ديني نشان مي ‌دهد كه شادابي و سرزندگي از آثار ايمان به خدا و مذهب است، چرا كه مذهب ‌بر زمينه‌‌هاي پيدايش شادي سفارش كرده و نشانه‌‌هايش را ستوده است. ‌نداشتن نگراني و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبي، اساس هر نوع شادي است و اين ممكن نيست، مگر با ايمان ‌داشتن به قدرت مطلقي كه سرچشمه همه نيكي‌‌هاست.

2-‌ رضايت و شكيبايي‌:

در زندگي گاهي مشكلاتي به وجود مي‌آيد كه رفع آنها بيرون از توان انسان است. ما به ‌طور معمول از اين ‌مشكلات خشنود نيستيم و آنها را با ديد ظاهري، مـانـع اهـداف و اميـال خـود مـي‌دانيـم. بيشتـر ناخرسندي هاي ما ‌درهمين مواقع بروزمي ‌كنند، چون مي‌خواهيم به هر شكل ممكن، مشكلات فوق طاقت خود را رفع كنيم، در حالي ‌كه بهترين راه غلبه بر اين رخدادها، كنار آمدن با آنهاست. راضي بودن به رضاي خدا، به انسان آرامش مي‌بخشد و در سخت ترين حوادث، مددكار آدمي‌ مي‌شود. ‌

3-‌ پرهيز از گناه‌:

لذت و خوشي، فقط با عوامل مادي به دست نمي آيد، بلكه عوامل معنوي هم در ايجاد شادي موثر هستند. گاهي انجام ‌دادن كارهايي كه به نظر بايد لذت‌بخش باشند، هيچ لذتي به انسان نمي‌دهند، حتي عذاب وجدان هم مي‌آورند، زيرا ‌روح و وجدان، آماده لذت بردن نيستند. يك غذاي لذيذ يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع باشد، براي انسان ‌سالم و مومن، تلخ و ناگوار است. ‌

4-‌ مبارزه با نگراني‌:

شادي، نبودن اندوه است. اگر انسان بتواند نگراني‌‌ها و اندوه‌‌ها را از خود دور كند، شاد است. البته انسان‌‌هاي شاد ‌نيز گاهي غمگين مي‌شوند كه طبيعي است، چرا كه بعضي از غم‌‌ها لازمه زندگي است، اما بسياري از آنها ‌برخاسته از نگراني‌‌ها و نااميدي‌‌هاست. ‌اين نگراني‌‌ها منشاء مشكلات بسيار ديگري از جمله بيماري است. آري! كساني كه دچار دلهره و نگراني باشند، ‌از هيچ يك از امكانات زندگي لذت نمي‌برند. ‌

5-‌ تبسم و خنده‌:

گرمي ‌تبسم و لبخند، كينه‌‌ها را از بين مي‌برد و به روابط انساني تعادل مي‌بخشد. وقتي مي‌خنديم، همه چيز به نفع ‌جسم و روح ما پيش مي‌رود. هنر شاد بودن، مـسـتـلـزم تـوانـايـي خـنـديـدن بـه مشكلات در كوتاه‌ترين زمان ممكن است. ‌

6-‌ شوخ طبعي‌:

شوخ طبعي و خوشرويي را مي‌توان ساده‌ترين راه آفرينش شادي دانست. شوخي، روح را شاد مي‌كند و با ‌آفرينش لبخند، به انسان و محيط شادابي و خرمي ‌مي‌بخشد. ‌خنده حتي لبخند و حتي خيال خنده، شگفتي مطبوعي به روح انسان مي‌بخشد كه اغلب با آرامش اعصاب و سبكي ‌ذهن همراه است. ‌

7-‌ بوي خوش‌:

در روابط انسان‌‌ها، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي‌ است و متقابلا بوي بد، نااميد كننده و سبب افسردگي ‌است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "رسول خدا براي خريد عطر، بيشتر از خوراك خرج مي‌كرد."‌

8-‌ پوشيدن لباس‌هاي روشن:

رنگ‌‌ها، عـكـس الـعـمل‌‌هاي گوناگوني را در انسان برمي‌انگيزند. رنگ روشن، شادي‌آفرين است. در دين نيز به ‌پوشيدن لباس‌هاي روشن، توجه زيادي شده است. پيامبر(ص) فرمودند: "جامه سفيد بپوشيد كه نيكوترين ‌رنگ‌‌هاست."‌

9-‌ خودآرايي‌:

آراستگي ظاهري انسان، عامل مهمي ‌در جذب افراد به كردارهاي پـسـنــديــده اســـت. روان‌شــنــاســان اجـتمـاعـي، آراستگي ‌شكل ظاهري را عامل موثري در كارآيي پيام‌دهي مي‌دانند. ‌

10-‌ تلاش كردن و پرهيز از تنبلي‌:

 كار، جوهر آدمي‌ و نشان حيات اوست. كسي كه تلاش نمي‌كند و به تنبلي خو كرده، بهره‌اش از زندگي اندك است ‌و سلامت او در خطر و شــــادابــــي‌اش بـــر بـــاد اســـت. كـــار و تـــلاش، استعدادهاي آدمي‌ را شكوفا مي‌سازد، از انحراف و ‌لغزش او جلوگيري مي‌كند وبر سرزندگي و نشاط او مي‌افزايد. ‌

11-‌ سير و سفر‌:

گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره‌‌هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملل، غير از فايده‌‌هاي بي‌شمار مادي و ‌معنوي كه دارد، آدمي ‌را از افسردگي مي‌رهاند و به سلامت جسم و روان او كمك مي‌كند. ‌

12-‌ اميد به زندگي‌:

در فرهنگ نيايش پيشوايان معصوم(ع) ، تقاضاي عمر طولاني از خداوند، ذكر شده است و همين را به دوستان ‌خويش نيز آموخته‌اند. از اين رو در ماه مبارك رمضان كه بهترين زمان براي سخن گفتن با خداست، اين دعا هر ‌روز تكرار مي‌شود: "بار خدايا! از تو مي‌خواهم كه يكي از مقدرات شب قدر را عمر طولاني‌ام قـرار دهـي."‌يكي از فلسفه‌هاي انتظار در مكتب تشيع نيز، اميد و توجه دائمي انسان‌ها به زندگي و آينده برتر است



ارسال شده در: 88/05/27 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

مطلوب‌تر این است تا در یک محیط به‌طور کامل آرام در کنار شادی و رضایت کامل از ذات عمل، نوع انجام عمل و نیز فرآیند و نتیجه‌ی حاصله، به اهداف از پیش تعیین‌شده‌ی خود دسترسی پیدا نماییم.

اجتماعی‌ترین و پذیراترین مجموعه‌ی خلقت، وقتی قرار باشد با هم و برای هم، دست در دست هم، در تلاشی زیبا و پایدار، راه تعالی و برتری‌جویی را طی طریق نمایند و حال را زیبا و آینده را امیدوارانه، ‌شاد و روشن پی‌ریزی نمایند، می‌پذیرند تا در فرآیندی منظم، قانونمند و تابع معقولات علمی و عملی با توجه به توانایی‌های ذاتی، علمی و شرایط حاکم بر جوامع بشری، برخی بر برخی، در محیط کار، تحصیل و... ‌خواسته یا ناخواسته، بسته به نوع و درجه‌ی اهمیت مورد بحث، برتری داشته باشند و به عبارت ساده‌تر، جمعی اندک بر جمعی فراوان، حکمرانی نموده و استیلای معنوی و عملی، حال دلخواه و شایسته و یا بی‌جا و برخلاف خواست و پذیرش دیگران، داشته باشند.

یک مجموعه‌ مدیریتی ‌با هر نوع فرآیند علمی یا عملی، ‌به‌ناچار تابع تقسیم‌بندی براساس تفکرات حاکم بر آن مجموعه می‌باشد یعنی در چهارچوبی معین، مدون و خط‌کشی‌شده، حال سخت‌گیرانه یا ساده‌انگارانه، در حرکت و تلاش می‌باشد و جز این نیز نباید باشد و کسی هم منکر این اصول و قواعد نبوده و نیست.

بحث بر نوع برخورد با سازمان‌ها و مجامعی است که در هر حالت، روابط رئیس و مرئوسی در آن‌جا حاکم می‌باشد. اگر با خوشبینانه‌ترین شکل ممکن هم نگریسته شود، از محالات غیرمعقول است‌ که بیندیشیم تمام بالادست‌های دستور‌دهنده، از زیردست‌های دستور‌گیرنده، شایسته‌تر و لایق‌تر باشند.‌ به هر حال، بنا به هر شرایطی‌، ‌هستند رئیسان و مدیرانی که کوچک‌ترین برتری علمی و عملی بر زیردست خود ندارند اما عوامل و اتفاقات بر این مدار است که نالایق، رئیس باشد و لایق، مرئوس. این، روی بدبینانه‌ی سکه است اما در غالب موارد، این رابطه مبتنی بر چهارچوبی به‌طور کامل مدون و استوار بر مسیر قانون و قانونمندی می‌باشد؛ حال چه این برتری براساس استثناء بدبینانه‌ی ما استوار باشد چه براساس شایسته‌مداری، آن‌که در هر مرتبه‌ای، مرئوس قرارمی‌گیرد، چه رفتاری را باید پیشه‌ی خود سا‌زد تا هم در محیطی سرشار از شادی و طراوت، به کارهای محوله بپردازد و هم روزبه‌روز بر لیاقت و شایستگی خود افزوده و مدارج برتری و موفقیت را با سرعت هرچه تمام‌تر با رعایت تمامی اصول و قوانین پذیرفتنی موجود، بپیماید؟

فرمولی بسیار ساده در عین حال کارآمد وجود دارد و آن، این‌که: «مهربانانه برتری دیگران را بپذیریم

وقت، روحیه و درون خود را معطوف نمودن به اندیشیدن بر این باور که «چرا من باید این‌جا باشم و دیگری آن‌جا»،‌ یا این‌که «چون فرد بالادست من به نظر من ‌حق نشستن بر این جایگاهی که فعلاً نشسته را ندارد، پس من چنین می‌کنم و ‌چنان نمی‌کنم»، ‌یعنی اتلاف وقت، انرژی، قدرت تفکر و خلاقیت و هزار آفت و مشکل دیگر. منظور‌ این نیست که سر در لاک خویش فرو‌برده و با سکوت خود، باعث توقف رفتار‌ی و عملی شده و به تمام دروازه‌های موفقیت پشت‌کنیم، ‌بلکه باید ابتدا، قدرت پذیرش خود را در مواجهه با برتر از خود، بدون توجه به این‌که لایق است یا نه، به سر‌حد تحمل و توان رسانده و در سایه‌ی این حس که‌ من کار محوله را به بهترین شکل، انجام داده و سعی‌می‌کنم در مجموعه‌ی فعلی، بهترین باشم، کم‌کم مسیر میان‌بر برای پیمودن جاده‌ی ترقی و پیروزی را بر خود آشکار و هموار سازیم.

پذیرفتن وضعیت موجود، یعنی استحکام‌بخشیدن مواضع فعلی برای نیل به اهداف و مواضع عالی در فرصت‌های پیش رو در کمال شادی و آرامش. قبول کنیم که به‌دست آوردن مطلوب‌های ذهنی در یک جوّ مسموم و استرس‌آور، توأم با ناراحتی‌های روحی- روانی، به هیچ‌وجه ممکن، روح و روان انحصارطلب و خودخواهِ هیچ بی‌منطقی را هم آرام و راضی نخواهد کرد چه رسد به این‌که فرد مورد‌نظر، در محیطی به‌طور کامل اصولی و مبتنی بر آراء و عقاید همه‌پذیر و معقول، رشد و تعالی نموده باشد. مطلوب‌تر این است تا در یک محیط به‌طور کامل آرام در کنار شادی و رضایت کامل از ذات عمل، نوع انجام عمل و نیز فرآیند و نتیجه‌ی حاصله، به اهداف از پیش تعیین‌شده‌ی خود دسترسی پیدا نماییم.

با توجه به مطالب ‌بیان ‌شده، وقتی برتری دیگران را مهربانانه پذیرا باشیم، با نهایت دلگرمی و تلاشی که در سایه‌ی این دلگرمیِ خود‌‌ساخته انجام می‌دهیم، هم بهتر امور محوله را انجام می‌دهیم و هم ذهن خود را اسیر سیاهی‌های بی‌ثمر ننموده و می‌توانیم بیندیشیم، برنامه‌ریزی کنیم و براساس این اندیشه و برنامه‌ریزی، خود را در مسیر ترقی و تجلی درونیاتِ کاملاً شایسته و محق‌ خود قراردهیم و دیگران را که برا‌ی من چنین تصمیمی گرفته‌اند، مجاب نماییم که جایگاهی والاتر ‌برای صاحب این‌ اندیشه‌ی شاد و فکور درنظر بگیرند.

حال که قراراست پیشرفت کرده و‌ مدارج ترقی را طی‌کنیم، چرا نگاه‌مان را تنها و تنها معطوف به پله یا پله‌های بعدی نماییم؟ با اعتمادبه‌نفس و قدرت درونی خارق‌العاده‌ای که خود می‌تواند حاصل آرامش و نیک‌اندیشی درونی باشد، بالاهای بالاتر را درنظر گرفته و با تلاشی در‌خور، در سایه‌ی اندیشه‌های آرام و متین، درون خود را آماده‌ی پذیرش پیروزی‌های چشم‌گیر و در‌خور نماییم.

پس برای رسیدن به اهداف بلندمرتبه و عالی، آرامش و آسایش درونی، به‌کارگیری ذهن خلاق و مبتکر و نیز برای رسیدن به مدارج بالای تلاش و ترقی بهتر است:

«مهربانانه برتری دیگران را بپذیریم

منبع: ماهنامه شادکامی و موفقیت



ارسال شده در: 88/05/27 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

ابوالفضل عباسي روانشناس 

 نوشتن افكار و اطمينان از حمايت خانواده كمك زيادي به درمان افسردگي مي‌كند.

 زنان دو برابر مردان در معرض خطر افسردگي هستند.

 افسردگي زماني به وجود مي‌آيد كه شخص به مدت 2 هفته علائمي ‌نظير كاهش يا افزايش اشتها، اختلال خواب (بي‌خوابي يا خواب بيش از حد)، كاهش انرژي، احساس خستگي و عدم توانايي كار كردن داشته باشد.

براي فرد افسرده فعاليت‌هايي كه قبلا لذت بخش بوده ديگر لذتي ندارد، احساس بي‌ارزشي مي‌كند،‌ خودسرزنشي دارد، توانايي تفكر و تمركز وي كاهش پيدا مي‌كند و افكار مرگ و خودكشي در ذهنش تداعي مي‌شود.

درمان افسردگي

 در مرحله اول فرد بايد موقعيت‌هايي كه سبب بروز افسردگي شده از قبيل طلاق، از دست دادن عزيز،‌ شكست خوردن در امتحان و... را بپذيرد، به عبارت ديگر شخص افسرده بايد موقعيت‌هاي ناخوشايندي كه خارج از كنترلش است را بپذيرد و همچنين روابط خود را با افراد ديگر تقويت كند.

 افكار اشتباه و ارزيابي‌هاي غلط باعث افسردگي شخص شده است. شخص افسرده بايد افكار خود را زير سوال برده و افكار غلط را اصلاح كند، چرا كه اين افكار است كه او را عذاب مي‌دهد بدين معنا كه افكاري مانند «من توانايي كار كردن ندارم، هيچ كس دوستم ندارد و ...» را روي كاغذ نوشته و با آنها مقابله نمايد و از سوي ديگر افكار مثبت و واقع بينانه را جايگزين آنها كند.

حمايت خانواده، جامعه، اطرافيان و محبت كردن به فرد افسرده و ورزش كردن ردر درمان بسيار كمك‌كننده است . مشكلات و تنش‌ها براي همه اشخاص بوجود مي‌آيد. براي پيشگيري از بروز افسردگي، افراد بايد مهارت‌هاي زندگي را بياموزند، برخورد واقع بينانه و منطقي با مشكلات را ياد بگيرند، ‌تفريح مناسب، دوستان خوب داشتن، تغذيه و ورزش كردن هم به پيشگيري از اين بيماري كمك مي‌كند

جام جم انلاین



ارسال شده در: 88/05/27 :: :: توسط : سعید کلانتری

انسان‌ها تنها موجوداتی هستند که توانایی خندیدن به معنای واقعی را دارند

البته حالاتی شبیه لبخند و خنده انسانی در میمون‌های انسان‌نما در حین باز‌ی‌های اجتماعی دیده شده است.

این نوع پاسخ رفتاری به عنوان پیامی به گروه عمل می‌کند که احساسات مثبت را منتقل می‌کند، استرس را کاهش می‌دهد، و انسجام گروهی را افرایش می‌دهد.

طنزهای برانگیزاننده خنده در انسان‌ها در چند مرحله عمل می‌کنند. هنگامی که به یک جوک گوش می‌دهید،‌ اولین چیزی که ذهن شما جلب می‌کند،‌ شاه‌بیت آن است که معمولا به صورت یک پایان‌بندی خلاف‌قاعده و ناجور است. بعد ذهن شما شروع به مشکل‌‌گشایی می‌کند تا این عدم تناسب یا غافلگیری را تفسیر کند.

نهایتا مغز می‌تواند این مراحل ذهنی را بازشناسی کند، و در مجموع، فرآیند طنز در ذهن شما شکل می‌گیرد و پاسخی از خنده را باعث می‌شود.

واسطه عصبی دوپامین (یک ماده شیمیایی در مغز) مسئول است که امکان رخ دادن این مراحل را در مغز را فراهم می‌کند. دوپاین به ما امکان می‌دهد که هنگامی که می‌خندیم، احساس لذت کنیم.

برخی از بررسی‌ها نشان داده‌اند که سلامتی بیماران دچار بیماری مزمن که در معرض تحریک‌های سرگرم‌کننده قرار می‌گیرند، بهبود پیدا می‌کند. ضرب‌المثل "خنده بر هر درد بی‌درمان دواست" ظاهرا حظی از حقیقت در خود دارد

همشهری انلاین



ارسال شده در: 88/05/27 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ من اجتماعی

انسان‌ها در زندگي فعاليت‌هاي زيادي انجام مي‌دهند تا از مواجهه‌ي با خود و مواجهه با تنهايي ِ خود بگريزند.

كار، عشق، تفريح، پول، تلويزيون، دور هم نشستن و ساعت‌ها حرف زدن و ... همگي كارهايي هستند كه ما براي فرار از مواجهه با خودمان انجام مي‌دهيم و اين وابستگي به چيزهاي بيروني باعث آسيب پذيري و شكنندگي روح و شخصيت آدمي‌مي‌شود. چرا كه هيچ كدام از آن‌ها نمي‌توانند مخاطب هستي ِ حقيقي آدمي‌ باشند. به قول‌هايدگر در وجود آدمي‌ «من»ي هست كه همواره مي‌كوشد از آنچه هست فراتر برود. ما همواره از آنچه هستيم فراتر مي‌رويم.

نه عشق و نه پول هيچكدام نمي‌توانند آن دغدغه بنيادين آدمي‌را پاسخ بدهند. شور و هيجان هر كدام از آنها پس از مدتي ته نشست مي‌كند و ميل به فراتر رفتن از آن‌ها در وجود ِ آدمي‌شعله مي‌كشد.

و اينجاست كه باز ما ناچارا مجبوريم كه با خودمان روبرو شويم و چيز ديگري را جايگزين كنيم.

پس به نظر مي‌رسد كه نخست بايد با بزرگترين ترس وجوديمان روبرو گرديم و آن همانا مواجه شدن با خود است.

بايد بازگرديم به خودمان و براي نخستين بار با تنهايي ِ خودمان روبرو شويم.

بايد آنقدر قوي باشيم كه بتوانيم بدون وابستگي به چيزي آرام باشيم.

اگر با همه وجود به اين فهم برسيم كه انسان ذاتا تنها است، از آن زمان به بعد دوست داشتن ديگري، كار، فعاليت براي داشتن رفاه و پول بيشتر و تلاش براي كسب موقعيت اجتماعي بهتر و... هيچكدام براي فرار از تنهايي مان نخواهند بود.

در آن لحظه است كه مي‌توانيم حقيقتا ديگري را به خاطر خودش دوست بداريم و عشقي پايدار به وجود آوريم، از پرستش خدا وجودمان گرم و آرام شود و از زندگي در اين جهان با تمامي‌مشكلات و مسائلش خسته نشويم و همچنان آرام و اميدوار باشيم و اين زندگي در سطح بالاتري است.



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

من خودم را به پیشرفت های شخصی عادت داده ام ، من برای بالا بردن خلاقیتم سخت کار کردم داشتم. و از این كه توانستم به خوبی خودم را تا حد زیادی اصلاح كنم خوشحالم...

من در انجام هدف هایم یك آماتور بودم. من برای سال ها مثل یك آدم بی اراده كه هیچ خلاقیتی از خود ندارد ,بودم. ولی حالا خلاقیت من در بعضی چیز ها شکوفا شده است. به خلاقیت كه فكر می كنم یك تعریف از آن به دست می آورم " دارا بودن نمایش ابتكار و هنر یا عقل در اختراعات" چه كسی این وضعیت را می خواهد؟

من خودم را به پیشرفت های شخصی عادت داده ام ، من برای بالا بردن خلاقیتم كار سختی داشتم. و از این كه توانستم به خوبی خودم را تا حد زیادی اصلاح كنم خوشحالم. من به سختی به چیزی فكر نمی كنم. چگونه این كار را انجام می دهم؟ در این جا من بعضی از راز هایی را كه من برای كمك به شما آورده ام می آید..

1- ورزش منظم ماهیچه ی خلاق

مطالعات زیادی روی مغز انسان ها انجام شده است و از نتایج آن این گونه مشاهده شده كه مغز هایمان به ماهیچه ها شباهت زیادی دارند.، كه این معنی می دهد كه هرچه ما از آن بیشتر استفاده كنیم قوی تر می شود. زمانی كه شما فرصت هایی را برای استفاده ی این ماهیچه فراهم كنید، مخصوصا زمانی كه فقط برای خنده خلاقیتتان بالا می رود.

بعضی از كار هایی كه در این باره می توانید انجام دهید:

    •  انجام بازی های فكری مثل شطرنج
    •  گفتگو درباره ی مسائل به جای نوشتن آن ها در یك لیست و تلاش برای به كار بردن تصاوری و علائم
    • درست كردن و كار روی پازل های سخت و اذیت كننده
    • به جای خواندن یك كتاب، از عروسك های بچه هایتان یكی را انتخاب كرده و در مورد آن ها هنگام خوابشان یك داستان تعریف كنید.

2- شناخت خلاقیت هایتان در محیط اطراف و برنامه ریزی برای زمان

آیا شما می دانید كه در كجا بهترین فكر را دارید؟ بهترین عقیده های من در 3 محل ایجاد می شود: زمانی كه دوش می گیرم، در پیاده روی های طولانی و در ماشین. در این مكان ها تنهایی و استراحت كیفیت فعالیت های من را بالا می برد و ذهن من برای مشكلات راه حل بهتری پیدا می كند. بنابراین وظیفه ی شما این است كه هر كجا كه خلاقیت تان در محیط بهتر است زمان بندی كنید تا زمانی زیادی را در وقتتان را در آنجا بگذراید.

شما برای شناسای میط اطراف خود باید هوشیاری زیادی داشته باشد تا برای شما هی چیز ضایع نشود. به اطراف به صورت ویژه و مخصوص نگاه كنید، گویی كه برای این كار به شما جایزه می دهند. من به پیاده روی نیاز دارم چون به وسیله ی آن خلاقیتم بالا می رود. یاد بگیرید تا در استراحت هم خلاقیت داشته باشید.

3- در روش خود قبول كنید كه بیشتر شاد باشید

كتاب ها كمك زیادی به گسترش خلاقیت های من كرده است. " یك ضربه به پهلو" نام یك كتاب خنده دار كوچك است ومن آن را به شما پیشنهاد می كنم. در آن درباره ی گفتن "جواب درست" و "دومین جواب درست" و جواب بعدی درست بحث شده است. آن برپایه این نكته كه در زمانی ما مدرسه می رفتیم برای جواب هر تست یك جواب درست وجود داشت اما این دیدگاه در مسیر زندگی متفاوت است.

یك جواب درست به بالا بردن خلاقیت ما كمك می كند، ما بار ها شده است كه یك جواب درست به یادمان می آید. بنابراین با دادن یك جواب هم راه پیشرفت را داریم و می توانید جواب های دیگر را نیز مطرح كنیم. آن روش كه فقط یك جوتاب درست وجود دارد ظالمانه است. بیشتر اختراعات مهم در قدم اول غیر ممكن و مضحك به نظر می آمدند.

زمانی كه شما در طوفان ذهنی هستید نمی توانید وضعیت را به خوبی درك كنید. و این باعث عقب افتادن شما می شود. زمانی كه شما از پیشنهاد های من استفاده كنید مطمئنا خلاقیتتان بهبود پیدا می كند. من در حال حاضر از خلاقیت هایم در كار ها لذت می برم. حالا من در برابر موانع و مشكلات راحت تصمیم می گیرم و با آن ها راحت تر برخورد می كنم.

سیمرغ



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر ب- یک موزه ج-یک هتل د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره ب- در ج- بالکن د- تونل زیر زمینی

وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.

4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی می‌شوید..........

6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟

الف-به اندازه یک آکواریوم

ب-به اندازه یک اتاق معمولی

ج-به اندازه یک جنگل

د-به اندازه اقیانوس آرام

7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟

الف-قرمز ب-سیاه و سفید ج- ارغوانی د-زرد یا پرتقالی و-رنگ های رنگین کمان

یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...

8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

9.یک میوه را انتخاب کنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...

10.نام او را بنویسید.

11.شما میوه را برمی‌دارید و.........

الف-بلافاصله آن را می‌خورید.

ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.

ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید

د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید

از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل

12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..


جواب:

1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.

قصر:ثروت موزه:حرفه و شغل هتل:خانه و عشق

مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست

2.نشان دهنده نوع زندگی است که به دنبال آن هستید.

پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز

در:زندگی آرام و امن

بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه

تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت

3.فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می‌توانید کاملاً به او اعتماد کنید.

4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده

5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

6.اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

7.رنگ اتاق شخصیت شماست:

قرمز:احساساتی و پر شور سیاه و سفید:منطقی ارغوانی:ماجراجو

زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید

8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.

مربع:ثابت و منصفانه

گرد:شما می‌خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید

مثلث:شما می‌خواهید مبتکر و اصلی باشید

بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می‌روید

9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.

10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.

11.چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می‌کنید.

الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی‌گیرید

ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می‌پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید

ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید

د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

12. 5 حیوان:

دلفین:شغل و حرفه فیل:خانواده

اسب:عشق موش:انتظار و احترام

آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.

allpersians.com



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

آیا تاکنون فکر کرده اید که ورای تپش های متمادی قلب چه حقایق جالبی نهفته است؟...

آیا تاکنون فکر کرده اید که ورای تپش های متمادی قلب چه حقایق جالبی نهفته است؟ عملکرد قلب و ارتباط آن با سلامت روح از دیگر شگفتی های این ارگان حیاتی است.

1- نحوه عملکرد قلب انسان

هر روز قلب شما در حدود 100000 هزار مرتبه می‌تپد و به این ترتیب 2000 هزار گالن خون در تمام نقاط بدن توزیع می‌شود. می‌توان گفت که قلب مسئولیت ایجاد جریان خون در حدود 64 کیلومتر رگ های خونی را به عهده دارد تا از این طریق ارگان ها و بافت های بدن را تغذیه شوند.هر نوع آسیب به قلب یا دریچه های آن باعث کاهش قدرت پمپ قلب، افزایش فشار و عملکرد آن برای تامین نیازهای بدن می شود.

با این وصف می‌توان گفت که تنها راه حفظ سلامت قلب ، حفظ سلامت تمام ارگان ها است که از طریق تغذیه سالم، وعده های غذایی متعادل و انجام تمرینات بدنی منظم حاصل می‌شود.

2- علائم حمله قلبی در زنان و مردان متفاوت است.

زمانی که صحبت از قلب می‌شود نمی‌توان گفت که زنان و مردان از این حیث در تساوی به سر می‌برند.برای مثال وزن قلب مردان 283 گرم است درحالی که این مقدار برای زنان 226 گرم می‌باشد. نه تنها از نظر اندازه قلب زنان و مردان متفاوت می‌باشد، بلکه علائم وجود مشکلات قلبی زنان نسبت به مردان ناشناخته تر و نامحسوس تر می باشد.اغلب زنان در هنگام بروز حملات قلبی دچار علائمی نظیر تهوع، سوء هاضمه و درد شانه می شوند. یعنی می توان گفت که لزوما درد قفسه سینه تنها علامت بروز حمله قلبی نیست.

بیماری قلبی بزرگترین عامل مرگ و میر زنان و مردان می‌باشد و هر دو جنس باید توصیه های زیر را جدی بگیرند.

    • عدم استعال دخانیات
    • کنترل فشار خون و کلسترول
    • توجه به علائم ناشی از بروز مشکلات قلبی

3- خنده بهترین دارو برای قلب است.

خنده از ته دل باعث افزایش جریان خون(20%) به تمام نقاط بدن می شود. به همین خاطر است که می‌گویند خنده بهترین پادزهر در مقابل استرس می‌باشد. در هنگام خنده دیواره رگ های خونی به حالت اتساع و استراحت در می‌اید.

4- استرس و حمله قلبی در صبح دوشنبه!(شنبه)

احتمال بروز حملات قلبی در صبح دوشنبه بیشتر سایر زمان ها در طول هفته است. از مدت های دور پزشکان می‌دانستند که صبح هنگام زمان ابتدایی حمله قلبی است. این زمان را زمان مسحور کننده می‌نامند.زیرا سطح هورمون استرس(کورتیزول) در ابتدای روز در حداکثر میزان خود است. در این وضعیت پلاک های کلسترول که در دیواره عروق جای گرفته از محل خود جدا شده و باعث بلوک شدن مسیر جریان خون به قلب می‌شود. افزایش فشارخون و عملکرد قلب در نتیجه کارهای روزمره آخر هفته، قلب را آماده حمله در اوایل هفته می کند. به همین خاطر کاهش استرس در این راستا بسیار مفید است. روش هایی مثل یوگا، مدیتیشن، ورزش ، خنده و بودن در کنار سایر افراد خانواده همگی می‌تواند به کاهش استرس منجر شود.

5- نقش امیزش جنسی در سلامت قلب

زندگی زناشویی فعال و پر شور احتمال مرگ ناشی از حملات و بیماری های قلبی در مردان را به نصف کاهش می‌دهد.رسیدن به اوج لذت (سه تا چهار مرتبه در هفته) نقش بارزی در پیشگیری از حملات قلبی و سکته مغزی دارد.

این نوع تاثیر در زنان ناشناخته است اما به طور کلی می‌توان گفت که داشتن شور جنسی و ارتباط زناشویی سرشار از عشق برای حفظ سلامت کل بدن لازم است. این فرایند بهترین ورزش ممکن است که باعث مصرف 85 کالری در نیم ساعت می‌شود.اگر انجام آمیزش به سختی صورت می‌گیرد می‌تواند علامت جدی در مورد مشکلات قلبی باشد.برای مثال محققان معتقدند که عدم توانایی نعوظ احتمال بروز حملات قلبی را افزایش می‌دهد.

 asriran.com



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

بدن ما از لحاظ فیزیولوژیکی،روحی،روانی و معنوی با گریه کردن التیام می یابد

سایت«Readers digest» به مطلبی درباره اشک و پدیده ای به نام «گریه» پرداخته است که اشک علاوه بر توصیف هایی که برای آن شده برای سلامت فوایدی دارد که عبارت است از:

۱ - به دید چشم کمک می کند؛

عملکرد اصلی اشک این است که به ما قدرت دید می بخشد.اشک نه تنها حدقه چشم و پلک ها را نرم می کند بلکه مانع خشکی غشاءهای مختلف مخاطی می شود.

۲ - اشک باکتری ها را از بین می برد؛

اشک عامل ضدباکتریایی و ضد ویروسی است و تمامی میکروب ها را که از رایانه،دستشویی های عمومی،چرخ دستی فروشگاه ها و... به خود جذب می کنیم،از بین می برد.اشک حاوی مایعی به نام «Lysozyme» است که در عرض ۵ تا ۱۰ دقیقه ۹۰ تا ۹۵ درصد باکتری ها را از بین می برد!

۳ - سموم را دفع می کند؛

بررسی های طولانی نشان می دهد،ترکیب اشک هایی که بر اثر غم یا افسردگی ریخته می شود نسبت به اشکی که بر اثر عامل تحریکی (مانند پوست کردن پیاز) ایجاد می شود،فرق می کند.

آیا اشک سمی است؟ نه!در واقع سمومی که بر اثر استرس در بدن تجمع می یابد،با اشک دفع می شود.اشک ریختن نوعی درمان طبیعی است که هزینه کمتری می برد.

۴ - به روحیه فرد نشاط می بخشد؛

آیا از میزان منگنز بدن خود آگاهی دارید؟ احتمالا زیاد مطلع نیستید.اما بدانید که میزان پایین آن بهتر است،زیرا میزان بالای منگنز اضطراب،خستگی مفرط،دلهره،پرخاشگری،اختلال عاطفی و... ایجاد می کند.گریه کردن میزان منگنز فرد را کاهش می دهد.

۵ - میزان استرس را پایین می آورد؛

اشک مانند عرق بدن است،ورزش و گریه کردن هر ۲ استرس را از بین می برد.در حالی که جلوگیری از اشک ریختن میزان استرس را افزایش می دهد و باعث بروز بیماری هایی مانند فشار خون بالا،بیماری قلبی و زخم گوارشی می شود.

۶ - گریه کردن باعث بروز احساسات می شود؛

حتی اگر تجربه تلخی نداشتید یا دچار افسردگی شدیدی نشده اید،طی روز،درگیری ها و دلخوری هایی پیش می آید که در قسمتی از مغز و قلب انباشته می شود و گریه کردن می تواند راهی برای تخلیه این ناراحتی و مانع آسیب رسیدن به سیستم عصبی و قلبی عروقی بدن شود.

khorasannews.com



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

من ياد گرفته ام:

مهم نيست که در زندگي چه داري، بلکه مهم اينست که چه کسي را داري.



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ من اجتماعی

انسان‌ها در زندگي فعاليت‌هاي زيادي انجام مي‌دهند تا از مواجهه‌ي با خود و مواجهه با تنهايي ِ خود بگريزند.

كار، عشق، تفريح، پول، تلويزيون، دور هم نشستن و ساعت‌ها حرف زدن و ... همگي كارهايي هستند كه ما براي فرار از مواجهه با خودمان انجام مي‌دهيم و اين وابستگي به چيزهاي بيروني باعث آسيب پذيري و شكنندگي روح و شخصيت آدمي‌مي‌شود. چرا كه هيچ كدام از آن‌ها نمي‌توانند مخاطب هستي ِ حقيقي آدمي‌ باشند. به قول‌هايدگر در وجود آدمي‌ «من»ي هست كه همواره مي‌كوشد از آنچه هست فراتر برود. ما همواره از آنچه هستيم فراتر مي‌رويم.

نه عشق و نه پول هيچكدام نمي‌توانند آن دغدغه بنيادين آدمي‌را پاسخ بدهند. شور و هيجان هر كدام از آنها پس از مدتي ته نشست مي‌كند و ميل به فراتر رفتن از آن‌ها در وجود ِ آدمي‌شعله مي‌كشد.

و اينجاست كه باز ما ناچارا مجبوريم كه با خودمان روبرو شويم و چيز ديگري را جايگزين كنيم.

پس به نظر مي‌رسد كه نخست بايد با بزرگترين ترس وجوديمان روبرو گرديم و آن همانا مواجه شدن با خود است.

بايد بازگرديم به خودمان و براي نخستين بار با تنهايي ِ خودمان روبرو شويم.

بايد آنقدر قوي باشيم كه بتوانيم بدون وابستگي به چيزي آرام باشيم.

اگر با همه وجود به اين فهم برسيم كه انسان ذاتا تنها است، از آن زمان به بعد دوست داشتن ديگري، كار، فعاليت براي داشتن رفاه و پول بيشتر و تلاش براي كسب موقعيت اجتماعي بهتر و... هيچكدام براي فرار از تنهايي مان نخواهند بود.

در آن لحظه است كه مي‌توانيم حقيقتا ديگري را به خاطر خودش دوست بداريم و عشقي پايدار به وجود آوريم، از پرستش خدا وجودمان گرم و آرام شود و از زندگي در اين جهان با تمامي‌مشكلات و مسائلش خسته نشويم و همچنان آرام و اميدوار باشيم و اين زندگي در سطح بالاتري است.



ارسال شده در: 88/05/26 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

يه روز يه مسافر خسته با اسب و سگش از مسير دشتي بدون آب و علف مي گذشت. از آغاز سفر خيلي گذشته بود و مسافر و حيووناش بسيار گرسنه و تشنه بودن. در چشم انداز دشت، يه باغ محصور و سرسبز که درش نهر روون و درختاي پرميوه پيدا بود، به چشم مي خورد. مسافر که به در باغ رسيد، ديد يه نگهبان بر سر در باغ ايستاده و يه تابلو بالاي در نصب شده و روش نوشته: "بهشت"

مسافر پرسيد: اينجا کجاست و نگهبان پاسخ داد: اينجا بهشته. مسافر ازش خواست که براي نوشيدن آب و يه استراحت کوتاه اونو راه بده. نگهبان گفت: برو داخل.

وقتي مسافر خواست با حيووناش داخل بشه نگهبان مانع شد و گفت ورود حيوانات به داخل بهشت ممنوعه. مسافر گفت: اونا تمام چيزاي منن، تمام راهو با من بودن، اونا يه بخشي از زندگي منن. و نگهبان مانع شد. مسافر همچنان خسته و تشنه به راهش ادامه داد.

فرسخي جلوتر مسافر با صحنه مشابهي مواجه شد. باغي و نگهباني و تابلوي بالاي دري که روش نوشته بود بهشت. از نگهبان خواست براي رفع عطش و خستگي با حيووناش وارد بهشت شن و نگهبان اجازه داد.

بعد نيمروزي که مسافر براي ادامه راه از باغ خارج مي شد، به نگهبان گفت: پايين تپه باغي هست که اونجا هم بهشته، اگر اون بهشت جعليه چرا جلوشو نميگيريد؟ نگهبان پاسخ داد: اونجا جهنمه و اتفاقا کار ما روهم راحت مي کنه. هر ي حاضر باشه از چيزايي که دوست داره، از چيزايي که براش مهمن و براش آرمانن، بگذره وارد اونجا ميشه و مشترياي ما کمتر ميشن.

اما اگرکسي حاضر نباشه از مهمترين چيزاي زندگيش بگذره، به اينجا مياد.

از کتاب "شيطان و دوشيزه پريم"

پائولو کوئیلو



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

آرزوهای نیامده

دو چالش فراروی جوانان است و آنان را دچار افکار پریشان، دلسردی و ناامیدی می سازد و جلوی هرگونه پیشرفت آنان را می گیرد: ناکامی ها و آینده ی مبهم و تاریک. جوان باید فکر گذشته و آینده را از صفحه ی دل بزداید و بداند که افسوس بر گذشته بی اثر و خسارت بار است و آینده ی نیامده را نیز نادیده انگارد و با تمام نیرو از فرصت های موجود برای جبران گذشته و موفقیت آینده استفاده کند و در تمام مراحل از خود بپرسد که حالا چه باید کرد؟

علی علیه السلام می فرماید: «لا تشعر قلبک الهمّش علی مافات فیشغلک عن الاستعداد عمّا هواتٍ(1)

غصه های گذشته را بر قلب خود باز نکن، زیرا تو را از آینده و آماده شدن برای زندگی نو مشغول می سازد.

امام صادق علیه السلام در یک پند زیبا می فرماید: «الایّام ثلاثةٌ فیومٌ مضی لا یدرک و یومٌ النّاسُ فیه فینبغی ان یغتنموه و غداً انّما هو فی ایدیهم امله»(2) روزهای زندگی سه قسم است: روزی که گذشته و دیگر به دست نمی آید و آینده که فقط آرزویش هست و روزی که اکنون انسان ها در آن هستند که باید آن را مغنتم شمارند و بهره ی کافی از آن ببرند.

پس آینده را با امید روشن کن، و گذشته را با عقل فراموش نما و تجربه های آن را سرمایه آینده قرار ده.

انسان نباید وقت خود را با افسوس و غصه های بیهوده یا آرزوهای نیامده صرف کند. دنیا پر است از شکست ها و پیروزی ها، ناکامی ها و کامیابی ها و فرازها و نشیب ها. جوان ممکن است بارها ناکام شود، شکست بخورد و به آرزوی خود نرسد؛ ولی این ها نباید او را از ادامه ی کار و تلاش و انتخاب راهی دیگر مأیوس کند. به جای تأسف بیهوده، باید کمر همت بست و پشتکار داشت. آینده را تلاش یا تنبلی امروز ما روشن می کند.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «من جدَّ وجد»(3) جوینده، یابنده است. خداوند در قرآن کریم، پیامبر را به صبر و مقاومت در برابر مشکل ها دعوت می کند و نوید موفقیت می دهد. توصیه ی ما به جوانان عزیز این است که هرگز خود را نبازند، احساس شکست نکنند و دل سردی و ناامیدی به خود راه ندهند و با هر شکستی تلاش خود را بیشتر نمایند تا به موفقیت دست یابند. تأکید قرآن کریم و انبیای الهی علیهم السلام به انسان ها در سختی ها، توکل و امید است. قرآن کریم، به مردم مؤمن دستور داده است به خدا توکل کنند: و علی الله توکّلوا ان کنتم مؤمنین(4)

دریای آرام

به محض آرام شدن دریا ، کشتیهای انسان از راه می رسند. گذشته و آینده سارقان زمان هستند. و باید گذشته را متبرک کنیم. و آن را به فراموشی بسپاریم و آینده را نیز با این اطمینان که برای ما شادمانیهای بی پایان در آستین دارد ، متبرک گردانیده. کاملا در حال زندگی کنیم.

اگر با ایمان هستید بر خدا توکل کنید. خداوند در قرآن فرمود: و علی الله فلیتوکّل المؤمنون(5). اگر قرار است به کسی اعتماد شود این تنها خداوند است که باید به او توکل کرد. روح توکل همان امید داشتن، تکیه گاه داشتن و ناامید نشدن است. یعنی اگر تمام درها بر روی انسان بسته شود انسان باید باز هم امیدوار باشد که در دیگری باز شود و راه نجات پیدا کند. بنابراین، غصه برگذشته و افسوس خوردن فقط اتلاف وقت است. می توان از شکست های گذشته درس عبرت آموخت و با کسب تجربه و عدم تکرار اشتباه های گذشته، آینده را ساخت.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

«اصبروا علی الدّنیا فانّ ما هی ساعةٌ فما مضی منه فلا تجد له الماً و لا سروراً و ما لم یجیء فلا تدری ما هو و انّ ما هی ساعتک الّتی انت فیها فاصبر علی طاعة الله واصبرفیها عن معصیة الله»(6)

اگر تمام درها بر روی انسان بسته شود انسان باید باز هم امیدوار باشد که در دیگری باز شود و راه نجات پیدا کند.

دنیا را دست کم بگیرید، و بر آن و مشکل هایش صبور باشید که آن یک ساعت بیشتر نیست؛ زیرا گذشته است؛ نه خوشی آن مانده نه تلخی آن، و آینده نیز هنوز نیامده و نمی دانی چه خواهد شد، پس تو هستی و روزی که در آن قرار گرفتی. بر طاعت خدا محکم باش و از معصیت او دوری کن.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «ما فاتک منها فلا تأس علیه جزعاً(7) برگذشته و خبرهای از دست رفته غصه نخور و ناله مکن.

نیز می فرماید: «فلا تحمل همّ سنتک علی همّ یومک کفاک کلّ یومٍ ما فیه»(8) غصه ی سال را اضافه بر روزت مکن، غصه ی هر روز تو را بس است.

 تبیان



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

در روابط انسان‌‌ها، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي‌ است و متقابلا بوي بد، نااميد كننده و سبب افسردگي ‌است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "رسول خدا براي خريد عطر، بيشتر از خوراك خرج مي‌كرد."

بهارطرب‌انگيز، طلوع خورشيد، صبح پر لطافت، آبشارهاي زيبا، گل‌‌هاي رنگارنگ، ازدواج و بسياري ديگراز ‌پديده‌‌هاي جهان، براي انسان شادي‌آور است. ‌غم نيز جزء زندگي انسان و همزاد اوست. بيماري، مرگ، پيري، تنگدستي و حوادث ديگر، خيمه ماتم را در دل ‌آدمي‌ بر پا مي‌كنند.‌انسان با اين دو واقعيت روبرو است: گاهي غم و زماني شادي. ‌

عوامل شادي‌آفرين

1-‌ ايمان‌:

نگاه گذرا به تعاليم ديني نشان مي ‌دهد كه شادابي و سرزندگي از آثار ايمان به خدا و مذهب است، چرا كه مذهب ‌بر زمينه‌‌هاي پيدايش شادي سفارش كرده و نشانه‌‌هايش را ستوده است. ‌نداشتن نگراني و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبي، اساس هر نوع شادي است و اين ممكن نيست، مگر با ايمان ‌داشتن به قدرت مطلقي كه سرچشمه همه نيكي‌‌هاست.

2-‌ رضايت و شكيبايي‌:

در زندگي گاهي مشكلاتي به وجود مي‌آيد كه رفع آنها بيرون از توان انسان است. ما به ‌طور معمول از اين ‌مشكلات خشنود نيستيم و آنها را با ديد ظاهري، مـانـع اهـداف و اميـال خـود مـي‌دانيـم. بيشتـر ناخرسندي هاي ما ‌درهمين مواقع بروزمي ‌كنند، چون مي‌خواهيم به هر شكل ممكن، مشكلات فوق طاقت خود را رفع كنيم، در حالي ‌كه بهترين راه غلبه بر اين رخدادها، كنار آمدن با آنهاست. راضي بودن به رضاي خدا، به انسان آرامش مي‌بخشد و در سخت ترين حوادث، مددكار آدمي‌ مي‌شود. ‌

3-‌ پرهيز از گناه‌:

لذت و خوشي، فقط با عوامل مادي به دست نمي آيد، بلكه عوامل معنوي هم در ايجاد شادي موثر هستند. گاهي انجام ‌دادن كارهايي كه به نظر بايد لذت‌بخش باشند، هيچ لذتي به انسان نمي‌دهند، حتي عذاب وجدان هم مي‌آورند، زيرا ‌روح و وجدان، آماده لذت بردن نيستند. يك غذاي لذيذ يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع باشد، براي انسان ‌سالم و مومن، تلخ و ناگوار است. ‌

4-‌ مبارزه با نگراني‌:

شادي، نبودن اندوه است. اگر انسان بتواند نگراني‌‌ها و اندوه‌‌ها را از خود دور كند، شاد است. البته انسان‌‌هاي شاد ‌نيز گاهي غمگين مي‌شوند كه طبيعي است، چرا كه بعضي از غم‌‌ها لازمه زندگي است، اما بسياري از آنها ‌برخاسته از نگراني‌‌ها و نااميدي‌‌هاست. ‌اين نگراني‌‌ها منشاء مشكلات بسيار ديگري از جمله بيماري است. آري! كساني كه دچار دلهره و نگراني باشند، ‌از هيچ يك از امكانات زندگي لذت نمي‌برند. ‌

5-‌ تبسم و خنده‌:

گرمي ‌تبسم و لبخند، كينه‌‌ها را از بين مي‌برد و به روابط انساني تعادل مي‌بخشد. وقتي مي‌خنديم، همه چيز به نفع ‌جسم و روح ما پيش مي‌رود. هنر شاد بودن، مـسـتـلـزم تـوانـايـي خـنـديـدن بـه مشكلات در كوتاه‌ترين زمان ممكن است.

6-‌ شوخ طبعي‌:

شوخ طبعي و خوشرويي را مي‌توان ساده‌ترين راه آفرينش شادي دانست. شوخي، روح را شاد مي‌كند و با ‌آفرينش لبخند، به انسان و محيط شادابي و خرمي ‌مي‌بخشد. ‌خنده حتي لبخند و حتي خيال خنده، شگفتي مطبوعي به روح انسان مي‌بخشد كه اغلب با آرامش اعصاب و سبكي ‌ذهن همراه است. ‌

7-‌ بوي خوش‌:

در روابط انسان‌‌ها، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي‌ است و متقابلا بوي بد، نااميد كننده و سبب افسردگي ‌است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "رسول خدا براي خريد عطر، بيشتر از خوراك خرج مي‌كرد."

8-‌ پوشيدن لباس‌هاي روشن:

رنگ‌‌ها، عـكـس الـعـمل‌‌هاي گوناگوني را در انسان برمي‌انگيزند. رنگ روشن، شادي‌آفرين است. در دين نيز به ‌پوشيدن لباس‌هاي روشن، توجه زيادي شده است. پيامبر(ص) فرمودند: "جامه سفيد بپوشيد كه نيكوترين ‌رنگ‌‌هاست."‌

9-‌ خودآرايي‌:

آراستگي ظاهري انسان، عامل مهمي ‌در جذب افراد به كردارهاي پـسـنــديــده اســـت. روان‌شــنــاســان اجـتمـاعـي، آراستگي ‌شكل ظاهري را عامل موثري در كارآيي پيام‌دهي مي‌دانند.

10-‌ تلاش كردن و پرهيز از تنبلي‌:

كار، جوهر آدمي‌ و نشان حيات اوست. كسي كه تلاش نمي‌كند و به تنبلي خو كرده، بهره‌اش از زندگي اندك است ‌و سلامت او در خطر و شــــادابــــي‌اش بـــر بـــاد اســـت. كـــار و تـــلاش، استعدادهاي آدمي‌ را شكوفا مي‌سازد، از انحراف و ‌لغزش او جلوگيري مي‌كند وبر سرزندگي و نشاط او مي‌افزايد.

11-‌ سير و سفر‌:

گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره‌‌هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملل، غير از فايده‌‌هاي بي‌شمار مادي و ‌معنوي كه دارد، آدمي ‌را از افسردگي مي‌رهاند و به سلامت جسم و روان او كمك مي‌كند. ‌

12-‌ اميد به زندگي‌:

در فرهنگ نيايش پيشوايان معصوم(ع) ، تقاضاي عمر طولاني از خداوند، ذكر شده است و همين را به دوستان ‌خويش نيز آموخته‌اند. از اين رو در ماه مبارك رمضان كه بهترين زمان براي سخن گفتن با خداست، اين دعا هر ‌روز تكرار مي‌شود: "بار خدايا! از تو مي‌خواهم كه يكي از مقدرات شب قدر را عمر طولاني‌ام قـرار دهـي."‌يكي از فلسفه‌هاي انتظار در مكتب تشيع نيز، اميد و توجه دائمي انسان‌ها به زندگي و آينده برتر است



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

جواني

پيشرفت، پويايي، نشاط و سرافرازي جامعه در گرو تلاش جوانان است. جوانان، فردا را مي سازند. تمام کشورها، به ويژه کشورهاي پيشرفته، روي جوانان سرمايه گذاري مي کنند و از همان آغاز زندگي، به جوانان ياد مي دهند که چگونه فردا را بسازند. تکامل صنايع، اقتصاد، فرهنگ و هنر به خلاقيت و تکامل جوانانش بستگي دارد.

هان، اي جوانان بيدار و انقلابي! به هوش باشيد! در تمام صحنه ها در برابر اين توطئه بايستيد و خود را به سلاح ايمان، تقوي، علم و عقيده مسلح کنيد.

ارزش جوان و نوجوان

نوجوانان و جوانان گل هاي جامعه اند. اگر باغبان خوبي بالاي سرشان باشد و آنان را درست تربيت کند، بهترين ميوه را به ثمر خواهد رساند . تأثيرپذيري جوان و نوجوان بسيار سريع تر از بزرگترهاست. از اين رو در روايات اسلامي، به جوان ارزش فراوان داده شده است. پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه واله بهاي بسياري به جوانان مي داد و کارهاي بزرگ را به آنان واگذار مي کرد؛ آن حضرت پس از فتح مکه، عتاب ابن اسيد را که 21 سال بيش تر نداشت مأمور رسيدگي به امور مکه نمود و او اولين کسي بود که نماز جماعت را در مکه اقامه کرد. پيامبر به او فرمود: عتاب مي داني چرا مسئوليت مکه را به تو سپرده ام؟ زيرا تو شايسته بودي؛ اگر شايسته تر از تو مي يافتم او را مسئول مي نمودم.(1)

پيامبر(ص) فرمود: من خوبي کردن به جوانان را سفارش مي کنم، زيرا هنگامي که مبعوث شدم، جوانان مرا ياري کردند در حالي که بزرگان به مخالفت برخاستند.(4)

هنگامي که اين رفتار پيامبر صلي الله عليه واله مورد اعتراض پيرمردان قرار گرفت، آن حضرت صلي الله عليه واله فرمود: «سن زياد دليل بر فضيلت نيست، بلکه فضيلت دليل بر بزرگي است.»(2) برخي صحابه به پيامبر صلي الله عليه واله ايراد گرفتند که چرا يک جوان را بر مهاجر و انصار برتري داده؟ آن حضرت به خشم آمد و برفراز منبر رفت و پس از حمد خداوند فرمود: شما همان هايي هستيد که بر فرماندهي پدرش (زيد) پيش از اين ايراد گرفتيد، با اين که آن روز پدر (زيد) لايق فرماندهي بود، و امروز پسر لايق است.(3)

جامعه بايد قدر جوانان پاک و لايق را بداند و زمينه ي رشد و تعالي را براي آنان آماده سازد. موانع رشد را از سر راهشان بردارد، راه تحقيق را به آنان نشان بدهد، ابزار کار و امکانات را در اختيارشان قرار دهد و زمينه ي خلاقيت آنان را فراهم سازد.اگر جوانان اميدوار به آينده باشند و دغدغه ي مشکلات را نداشته باشند و راه تحقيق و کار روي آنان باز باشد، مي توانند اين کشور را به قله ي رفيع ترقي برسانند.

فصل جواني

عمر يکي از نعمت هاي بزرگ خداوند است که مي توان از هر لحظه ي آن بيشترين بهره را برد، و از ميان آن، فصل جواني که بهار عمر محسوب مي شود ارزش ويژه اي دارد. بذر تمام کمالات در جواني کشت مي شود. در اين فصل، انسان آماده ي پذيرش علم و هنر و خوبي و زيبايي است. فصل جواني در ميان دو ناتواني قرار گرفته: ناتواني خردسالي و ناتواني پيري. قرآن مي فرمايد: خداوند شما را از ناتواني آفريد، و پس از ناتواني شما را به نقطه ي قوت رساند، و پس از آن باز هم به ناتواني و پيري خواهيد رسيد.(5)

جواني، نقطه ي قوت عمر انسان است که دو طرف آن را ضعف و سستي پوشانده است. خوشا به حال کسي که ارزش اين نقطه ي قوت را بداند و از آن بيش ترين محصول را برداشت کند.

در احاديث، به استفاده ي بهينه از جواني سفارش شده است. از دست دادن دوران جواني، غم و اندوه و پشيماني هاي بسيار در پي دارد. امام علي عليه السلام مي فرمايد: دو چيز است که کسي قدر آنها را نمي شناسد مگر آن گاه که آنها را از دست بدهد: جواني و تندرستي.(6) جواني به قدري ارزشمند است که رسول خدا صلي الله عليه واله فرمود: در روز قيامت، پيش از آن که انسان قدم از قدم بردارد، از چهار چيز از او سؤال مي شود: ... درباره ي جواني او مي پرسند که چگونه آن را فرسوده ساخت؟(7) نيز فرمودند: پنج چيز را پيش از آن که از دست برود قدر بدان:... جواني ات را پيش از اين که پير شوي.(8)

اي کاش

نيز فرمود: خداوند فرشته اي دارد که هر شب فرود مي آيد و ندا مي کند: اي بيست ساله ها جديت کنيد و براي آخرت خويش تلاش نماييد.(9) کمتر کسي است که در دوران پيري تأسف بر جواني از دست رفته نخورد. اميد است جوانان عزيز پيش از آن که گرفتار تأسف بيهوده شوند، تا فرصت دارند از نيرو و استعدادهاي سرشار خود بهتر و در جهت صحيح بهره گيرند؛ زيرا در فصل جواني، زمينه ي پيشرفت آماده است و اتلاف وقت، از دست دادن فرصتها و به کار نگرفتن توانمندي ها و استعدادها، خسارت جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت. کاميابي و موفقيت در زندگي و عزت و سربلندي هميشگي، در گرو استفاده ي خوب از جواني است. پس ضرورت دارد که جوانان هر از چند گاهي به اوضاع کنوني خود نظر بياندازند و اهداف، تفکرات و انديشه هاي خود را مورد بازنگري قرار دهند.



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

قبل از جواب دادن فكر كن

هیچكس را تمسخر مكن

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

خود برای خود، زن انتخاب كن

به شرر و دشمنی كسی راضی مشو

تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما

كسی را فریب مده تا دردمندنشوی

از هركس و هرچیز مطمئن مباش

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی

دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی

مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

روح خود را به خشم و كین آلوده مساز

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند

اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده

دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیك دروغگو منشین

چالاك باش تا هوشیار باشی

سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی

اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند

 choogh.com



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

وبلاگ مدیریت توسعه

با جريان طبيعي زندگي پيش برويد

تقريباً همه قبول دارند که صداقت بهترين سياست است. اما بعضي وقت‌ها خيلي از افراد براي جلوگيري از جريحه‌دار کردن احساسات کسي يا دلايل ديگر، دروغ‌هاي کوچک مي‌گويند.

مهم نيست که فکر کنيد آن دروغ مصلحت‌آميزي که گفته‌ايد چقدر روي رابطه‌تان بي‌تاثير است، اما انرژي يک دروغ کوچک و مصلحت‌آميز بين شما و طرف مقابلتان رخنه مي‌کند. شايد فکر کنيد که دروغ‌هاي مصلحت‌آميز کوچک ضرري ندارند، اما اين دروغ‌ها مثل شکاف‌هاي کوچکي مي‌مانند که ساختار کلي را در درازمدت ضعيف مي‌کند. حتي تعريف و تمجيد دروغين از کسي ممکن است در آينده که برخوردهايتان صادقانه خواهد بود، مشکلاتي ايجاد کند. همين دروغ‌هاي مصلحت‌آميز کوچک رفته رفته بنيان يک رابطه خوب را تخريب مي‌کند. همچنين باعث مي‌شود در آينده نيز انرژي زيادي را صرف پنهان کردن مسائل ديگر و به خاطر سپردن دروغ‌هاي کوچکي که گفته‌ايد و ترس از برملا شدن دروغ‌هايتان بکنيد. آن وقت است که رابطه برايتان بسيار خسته‌کننده خواهد شد.

براي گفتن و زندگي کردن با حقيقت بايد ريسک کنيد. اما وقتي به خودتان اجازه مي‌دهيد که جريان صادقانه زندگي را دنبال کنيد، آن وقت با قانون جهاني علت و معلول حمايت مي‌شويد. آن وقت مي‌توانيد انرژيتان را براي سلامت فيزيکي، احساسي و معنوي خود صرف کنيد و براي رسيدن به آمال و آرزوهايتان تلاش مضاعف داشته باشيد.

وقتي حقيقت را به زبان مي‌آوريد، آنچه که واقعيت دارد را تصديق مي‌کنيد. در اين حالت با جريان طبيعي جهان که به همان سمت مي‌رود، حرکت مي‌کنيد و نيازي به صرف انرژي بيش از اندازه نيست و درنتيجه مي‌توانيد انرژيتان را براي کارها و امور ديگر استفاده کنيد. از لحاظ انرژي، دروغگويي و عدم صداقت انرژي شما را به سمت خلاف اين جريان طبيعي هدايت مي‌کند و تلاش شما بايد بيشتر شود. علاوه بر اين، دروغگويي واقعيت کاذب ديگري مي‌سازد که انرژي بيشتري هم براي حفظ آن لازم است.

بنابراين مي‌بينيد که بهترين راهکار اين است که با جريان طبيعي زندگي پيش برويد. هر لحظه که بخواهيد مي‌توانيد از شر سنگيني بار اين دروغگويي خلاص شويد. فکر کنيد که امروز اولين روز زندگي شماست. از امروز شروع کنيد و در همه رابطه‌هايتان صداقت داشته باشيد. آوردن انرژي بي‌پايان جهان به زندگيتان نتايج مثبت بسيار خوبي را برايتان به دنبال خواهد داشت.



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

 

طولانی می شه واسه اونایی که غصه دارن ...

کوتاه می شه واسه اونایی که شادن ...

دیر می گذره واسه اونایی که منتظرن ...

زود میگذره واسه اونایی که عجله دارن ...

اما ابدی می شه واسه اونایی که عاشقن



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

انواع و اقسام پرسشنامه‌های شخصیتی معتبر وجود دارند كه می‌توانند ته‌وتوی شخصیت شما را بریزند روی كاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان یاری دهند. اما جالبی پرسشنامه‌ زیر به این است كه علاوه بر رو كردن برخی ویژگی‌های شخصیتی‌ شما، می‌تواند پیش‌بینی كند كه آیا شما مستعد بیماری‌های قلبی هستید یا نه! چرا؟ اول تست را بزنید؛ تا بعد!

كافی است در مقابل هر یك از 25 عبارتی كه در زیر می‌خوانید، موافقت یا مخالفت خودتان را با «بله/خیر» مشخص كنید. تا جایی كه می‌توانید، از «نمی‌دانم» اجتناب كنید. ناسلامتی شما می‌خواهید شخصیت خودتان را بشناسید!

1. آیا در مكالمات روزمره‌ی خود روی برخی كلمات تاكید می‌كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

2. آیا سریع غذا می‌خورید و سریع حرف می‌زنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

3. به نظر شما باید به كودكان آموزش داد تا همیشه بهترین باشند؟

بلی خیر نمی‌دانم

4. آیا وقتی كسی كند و آهسته كار می‌كند، بی‌حوصلگی نشان می‌دهید؟

بلی خیر نمی‌دانم

5. آیا وقتی دیگران حرف می‌زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن می‌كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

6.آیا وقتی احساس می‌كنید محدود شده‌اید یا باید در رستوران، منتظر خالی‌شدن میز باشید، از فرط عصبانیت دیوانه می‌شوید؟

بلی خیر نمی‌دانم

7. آیا وقتی كسی برای شما حرف می‌زند، همچنان افكار شخصی خودتان را دنبال می‌كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

8. آیا سعی می‌كنید در حال اصلاح صورت یا آرایش، صبحانه هم بخورید؟

بلی خیر نمی‌دانم

9. آیا اتفاق می‌افتد كه در تعطیلات نوروزی یا تابستانی كار كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

10. آیا همیشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه‌ی خودتان را دنبال می‌كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

11. آیا اگر وقت‌گذرانی كنید، خودتان را گنهكار می‌دانید؟

بلی خیر نمی‌دانم

12. آیا آن قدر مشغول كار هستید كه متوجه اطراف خودتان یا مثلا متوجه تغییر دكوراسیون خانه نمی‌شوید؟

بلی خیر نمی‌دانم

13. آیا با مادیات بیشتر از مسایل اجتماعی درگیر هستید؟

بلی خیر نمی‌دانم

14. آیا سعی می‌كنید فعالیت‌های خود را در كمترین زمان برنامه‌ریزی كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

15. آیا همیشه به‌موقع سر قرار حاضر می‌شوید؟

بلی خیر نمی‌دانم

16. آیا اتفاق افتاده است كه برای بیان نظر خودتان مشت گره كنید یا مشت بزنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

17. آیا موفقیت‌های خود را به توانایی سریع كار كردنتان نسبت می‌دهید؟

بلی خیر نمی‌دانم

18. آیا احساس می‌كنید كارها باید همین حالا و خیلی سریع انجام گیرد؟

بلی خیر نمی‌دانم

19. آیا برای انجام‌دادن كارهای خود، همیشه سعی می‌كنید ابزارهایی را به كار ببرید كه بیشترین بازده را دارند؟

بلی خیر نمی‌دانم

20. آیا هنگام بازی، آن‌چه برایتان بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، این است كه برنده بازی باشید؟

بلی خیر نمی‌دانم

21. آیا معمولا حرف دیگران را قطع می‌كنید؟

بلی خیر نمی‌دانم

22. آیا وقتی دیگران تاخیر می‌كنند، عصبانی می‌شوید؟

بلی خیر نمی‌دانم

23. آیا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر میز یا از سر سفره بلند می‌شوید؟

بلی خیر نمی‌دانم

24. آیا همیشه احساس می‌كنید عجله دارید؟

بلی خیر نمی‌دانم

25. آیا از عملكرد فعلی خود ناراضی هستید؟

بلی خیر نمی‌دانم


تفسیر آزمون

حالا با توجه به جدول ذیل نوع شخصیت خود را پیدا كنید.

تعداد بله=بیشتر از 20 تیپ شخصیتی=A

ویژگی‌های اخلاقی=خیلی مبارزه‌جو، رقابت‌طلب، بی‌حوصله، پرخاشگر، خصومت‌جو، تحمل ندارید دیگری كار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نیستید

 

مستعد بیماری قلبی و عروقی

تعداد بله=كمتر از 5 تیپ شخصیتی=B

آرام، آسان‌گیر، كیفیت زندگی برای شما مهم‌تر از كمیت آن است

در معرض بیماری قلبی نیستید

تعداد بله= 20-13 متمایل به تیپ A

تعداد بله= 13-5 متمایل به تیپ B

--------------------------------------------------------------------------------

این را هم درگوشی از ما داشته باشید كه اگر شما مثل آدم‌های تیپ A فكر می‌كنید اما مثل افراد تیپ B رفتار می‌كنید، روان‌شناسان به شما می‌گویند تیپC. یعنی این‌كه شما دوست دارید مثل تیپ A رفتار كنید اما حرص می‌خورید و به قول معروف، می‌ریزید توی خودتان. شما مستعد بیماری سرطانید. پس بهتر است شما هم سری به یك روان‌شناس بزنید.

برگرفته شده از سایت

سایت علمی دانشجویان ایران



ارسال شده در: 88/05/23 :: :: توسط : سعید کلانتری

   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

نویسنده وبلاگ

سخن هفته :

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .

عناوین مطالب وبلاگ آی آر نی نی
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
پيوندها

دیلی جالب غذاها ومیوه ها سرویس خبری ایدز جک و اس ام اس آنفلوانزای خوکی
 
عناوین مطالب وبلاگ