تبليغاتX
کوتاه و خواندنی
کوتاه و خواندنی
 
يک کشتي بود که در آن يک ناخداي جوان و باسواد و يک خدمه پير و بي سواد مشغول به کار بودند.

پيرمرد هر شب بعد از کار به کابين ناخدا ميرفت و به سخنان مرد جوان گوش ميداد. يک شب ناخداي جوان رو به پيرمرد کرد و گفت: آيا زمين شناسي خواندهاي؟

پيرمرد پاسخ داد: نه استاد من هيچ وقت به مدرسه و دانشگاه نرفتهام.

ناخدا: پيرمرد، تو يک چهارم عمرت را از دست دادهاي.

پيرمرد ناراحت و غمگين به اتاق خود بازگشت و با خود در اين فکر بود که مطمئناً ناخدا درست ميگفته و او يک چهارم عمر خود را از دست داده است.

شب بعد باز پيرمرد به اتاق ناخدا رفت.

ناخدا امشب پرسيد: -اي پيرمرد آيا اقيانوس شناسي خواندهاي؟

-اي استاد اقيانوس شناسي چيست؟ من که درسي نخواندهام.

- اي پيرمرد، پس تو نيمي از عمرت را از دست دادهاي.

پيرمرد باز هم غمگين و ناراحت به اتاق خود برگشت و باز در اين فکر بود که مطمئناً ناخدا درست ميگفته و او نيمي از عمر خود را از دست داده است.

در شب سوم پيرمرد به کابين ناخدا رفت و اين بار ناخدا پرسيد:

- آيا از علم هوا شناسي آگاهي داري؟

- استاد، هوا شناسي چيست؟ من که گفتم که هرگز به مدرسه نرفتهام.

- تو دانش زميني را که روي آن زندگي ميکني نميداني، دانش دريايي را که از آن امرار معاش ميکني نخواندهاي! دانش هوايي که هر روز با آن سر و کار داري نخواندهاي! پيرمرد تو سه چهارم عمرت را بر باد دادهاي.

پيرمرد با خود گفت: اين مرد دانشمند ميگويد که من سه چهارم عمرم را از دست دادهام. پس حتماً همينطور است.

باز هم پيرمرد ناراحت و نگران که تنها يک چهارم از عمر او باقي مانده شب را در اتاق خود غصه خورد.

اما صبح ناخدا صداي کوبيدن در اتاق خود را شنيد.

در را باز کرد و پيرمرد در مقابل در نفس زنان پرسيد:

- استاد. آيا از علم شنا شناسي چيزي ميدانيد؟

- شناشناسي؟ منظورت چسيت؟

- ميتوانيد شنا کنيد؟

- نه! من شنا بلد نيستم.

- جناب استاد، شما همه عمرتان را بر باد دادهايد! کشتي به يک صخره برخورد کرده و در حال غرق شدن است. آنهايي که ميتوانند شنا کنند، به ساحل نزديک ميرسند، اما آناني که بلد نيستند غرق ميشوند. خيلي متأسفم استاد. شما حتماً جان خود را از دست خواهيد داد.


عجب اتفاق جالبي بود. مرد جوان چقدر مغرورانه در مورد اون پيرمرد قضاوت ميکرد. ياد يک آيه از انجيل افتادم که اينطور ميگه: اگر فکر ميکنيد که استواريد، بهوش باشيد که نيافتيد!!!!

تمام زندگي مرد مغرور در برابر يک چهارم باقيمانده عمر پيرمرد.

خيلي وقتها هست که ما وقتمون رو صرف آموزش چيزهايي ميکنيم که به نظرمون ميآد خيلي با ارزش هستند و به اونها افتخار ميکنيم و پيش خودمون فکر ميکنيم که ديگه علامه دهر هستيم و زندگيمون رو روي همون آموختهها پايه گذاري ميکنيم. اما زمانيکه با چيزهاي ناشناخته روبرو ميشيم که شيوه حل کردن اونها رو نميدونيم، خودمون رو موجودات ضعيفي ميدونيم.


آلوين تافر در کتاب ((شوک آينده)) اينطور ميگه که: بي سوادان آينده آنهايي نيستند که خواندن و نوشتن بلد نيستند، بلکه کساني هستند که نميتوانند ياد بگيرند.



ارسال شده در: 88/03/14 :: :: توسط : سعید کلانتری
 

هرکس که نتونه به آرزوهاش برسه به تو میگه که تو هم نمی تونی ولی تو هیچ وقت نذار کسی بهت بگه نمی تونی کاری رو انجام بدی حتی اگه من باشم.



ارسال شده در: 88/03/14 :: :: توسط : سعید کلانتری
  "وبلاگ بزرگ زندگي شاد و موفق"

اگر كاري كه مي‌كنيد، هوشمندانه باشد، هيچ اشكالي ندارد كه ديگران شما را نادان بدانند.

در انتخاب استراتژي بايد نگاهي بلندمدت داشت و اگر به استراتژي خود اطمينان داريد آن را با قدرت ادامه بدهيد و توجه چنداني به كساني كه اين استراتژي را درك نمي‌كنند و هرازگاهي در مقابل آن جبهه مي‌گيرند، نداشته باشيد.

دنيا به كام آناني است كه با خلاقيت مسائل را از زواياي جديدي ديده و حل مي‌كنند، نه كساني كه در همان شرايط از انجام چنين كاري عاجز هستند.



ارسال شده در: 88/03/14 :: :: توسط : سعید کلانتری
 

some of the Best Moments in Life:

بهترين لحظات زندگی :

To fall in love.

عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach.

انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.

بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد

To go for a vacation to some pretty place.

به يه جای زیبا بريد برای مسافرت

To listen to your favorite song in the radio.

به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد

To go to bed and to listen while it rains outside.

به رختخواب بريد و به صدای بارش بارون گوش بديد

To leave the! shower and find that the towel is warm.

از حموم که اومديد بيرون ببينيد حو لتون گرمه !

To clear your last exam.

آخرين امتحانتون رو پاس کنيد

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.

يه کسی که معمولا" زياد نميبينينش ولی دلتون می خواد ببينيد بهتون تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year .

توی يه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کرديد پول پيدا کنيد

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.:)))

برای خودتون تو آينه شکل در بياريد و بهش بخنديد

Calls at midnight that last for hours.:))

تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.

بدون دليل بخنديد

To accidentally hear somebody say something good about you.

بطور تصادفی بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف می کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a

couple of hours.

از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم می تونيد بخوابيد

To hear a song that makes you remember a special person.

آهنگی رو گوش کنيد که شخص خاصی رو به ياد شما می ياره

To be part of a team..

عضو يک تيم باشيد

To watch the sunset from the hill top.

از بالای تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد

To make new friends.

دوستای جديد پيدا کنيد

To feel butterflies! in the stomach every time that you see

that person.

وقتی "اونو" ميبينيد دلتون هری بريزه پايين !

To pass time with your best friends.

لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنيد

To see people that you like, feeling happy.

کسانی رو که دوستشون داريد رو خوشحال ببينيد

To use a sweater of the person that you like and find that it still

smells of their perfume..

پليورش رو بپوشيد و ببينيد هنوزم بوی عطرش رو ميده

See an old friend again and to feel that the things have not changed...

يه دوست قديمی رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.

عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد

To have somebody tell you that he/she loves you.

يکی رو داشته باشيد که بدونيد دوستتون داره

To laugh .......laugh. ......... and laugh ........ remembering stupid

things done with stupid friends.

يادتون بياد که با دوستای دیوونتون چه کارهای احمقانه ای کردید و بخنديد و

بخنديد و ......... بازم بخنديد

These are the best moments of life....

اينها بهترين لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them.

قدرشون رو بدونيم

Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"

زندگی يک مشکل نيست که حلش کرد بلکه يه هديه است که بايد ازش لذت برد



ارسال شده در: 88/03/13 :: :: توسط : سعید کلانتری
 وبلاگ مدیریت

حتما از تاثير اولين برخورد در طرف مقابل آگاه هستيد. اولين چيزي که به طرف مقابلتان نشان مي‌دهد کـه چـه نـوع آدمي ‌هسـتـيـد، نـحوه دست دادنتان است.

سـعي کنـيـد هـميـشه سـفـت و مـحکم دست بدهيد، اين باعث مي‌شـود کـه در اولين برخورد تاثير خوبي بگذاريد. دست دادن را مي‌توان به گروه‌هاي مختلف تقسيم‌بندي کرد که هر کدام نشان‌دهنده نوعي شخصيت است.

دست دادن شل و ول نشان‌دهنده ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلما اين خصوصيات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصيه مي‌کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعيف است، هنگام دست دادن کمي ‌نيرو صرف کنيد. مطمئنا دست دادن سفت و محکم تاثير بسيار بهتري در مخاطب مي‌گذارد.

مردم بايد عادت کنند دست دادن‌هاي عجيب و غريبشان را کنار بگذارند. نيازي به شعبده بازي نيست: يک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافي است.

درست است که دست دادن مساله‌اي پيش پا افتاده است، اما مي‌تواند عامل مهمي‌ در مصاحبه‌ها و جلسه‌هاي اجتماعي شود. سعي کنيد که خيلي راحت، اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنيد تا بهترين تاثير را در برخورد اول روي فرد مقابل بگذاريد.



ارسال شده در: 88/03/13 :: :: توسط : سعید کلانتری

 پژوهشگران آمریکایی فرضیه ای را مطرح کردند که براساس آن نبوغ آلبرت انیشتین می تواند در مغز این دانشمند ردپایی از خود به جا گذاشته باشد.

محققان با بررسی و مطالعه تصاویر ماده مغزی انیشتین به نتایج جالبی در خصوص نبوغ این دانشمند بزرگ دست یافته اند.

نتایج این تحقیقات نشان می دهد که "لب آهیانه" به طور طبیعی با قابلیتهای ریاضی و شناخت فضایی و بصری ارتباط دارد. این در حالی است که در سطح "لب آهیانه" مغز انیشتین نسبت به حالت عادی 12 نوع تغییر وجود دارد.

این کشف می تواند استانداردهای جدیدی را در خصوص تواناییهای هوشی نابغه ها عرضه کند.

 انیشتین در آوریل سال 1955 در سن 76 سالگی در بیمارستان پرینستون درگذشت. پس از درگذشت انیشتین آخرین فرمولهایی که می توانستند منجر به پیدایش یک تئوری کامل شوند روی میز کنار تخت وی پیدا شد.

تاکنون فرضیه های بسیاری در خصوص نبوغ این دانشمند برجسته ارائه شده است برای مثال دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در سال 1985 با بررسی چند اسلاید از مغز این نابغه نشان دادند که در مغز وی تعداد سلولهای مغزی بیش از حالت عادی است.



ارسال شده در: 88/03/13 :: :: توسط : سعید کلانتری
 یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

 یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید :

 آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!راوی جواب داد:

نه، آخرین حرف مرد این بود که

«عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد:

همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود



ارسال شده در: 88/03/13 :: :: توسط : سعید کلانتری
 ۱-كفن تورين

كفن تورين يك تكه پارچه كتان است كه تصوير يك مرد در آن نقش بسته درحالي كه به صليب كشيده شده است.

بيشتر كاتوليك‌ها معتقدند اين پارچه، كفن عيسي مسيح مي‌باشد. اين كفن هم‌اكنون در كليساي «سنت جان تعميردهنده» در شهر تورين ايتاليا نگهداري مي‌شود. با وجود بررسي‌هاي زياد هنوز هيچ‌كس نتوانسته توضيح قابل قبولي بر چگونگي چاپ اين تصوير ارائه دهد و تاكنون كسي قادر نبوده از روي آن كپي بردارد. آزمايشات راديوكربن نشان مي‌دهد كه اين تكه پارچه متعلق به قرون وسطي است ولي مدافعان اين كفن، چنين نظريه‌اي را قبول ندارند.

باستان‌شناسان معتقدند اين پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه ديگري نيز موجود است كه مي‌گويند سر عيسي‌مسيح با آن پوشيده شده بود. پروفسور مارك گاسكين پژوهشگر اسپانيايي در سال 1999 در مورد ارتباط اين دو پارچه با يكديگر تحقيقات مفصل علمي انجام داد. اين تحقيقات كه بر پايه تاريخ، آسيب‌شناسي، تجزيه خون و لكه‌هاي روي پارچه‌ها انجام گرفته بود، نشان مي‌داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولي نزديك به هم سر يك نفررا پوشانده بوده‌اند. اين نتيجه‌گيري توسط دانشمندان ديگري نيز مورد تاييد قرارگرفت.

2 - جاده بيميني

حتما شما هم مثل بسياري از مردم دنيا درباره شهر گمشده «آتلانتيس» چيزهايي شنيده‌ايد ولي «جاده بيميني» كجاست؟

 در سال 1968 غواصان، صخره‌اي عجيب و زيردريايي را كشف كردند كه در نزديكي جزيره بيميني شمالي در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند كساني كه معتقدند سنگ‌هاي اين صخره به طور طبيعي ساخته شده‌ ولي به خاطر نوع نظم غيرمعمول اين سنگ‌ها، بسياري فكر مي‌كنند كه بخشي از شهر گمشده آتلانتيس مي‌باشند. شايد عاملي كه بيشتر باعث اسرارآميز شدن اين جاده شده «ادگار كايس» پيشگو در سال 1938 است كه مي‌گفت: «در سال‌هاي 1968 الي 1969 بخشي از يك معبد كه هنوز كشف نشده است در درياهاي نزديك بيميني عيان خواهد شد.»

دكتر «گرگ ليتل» باستان‌شناس آماتور در تحقيقات اخير خود صخره جاده مانند ديگري درست شبيه صخره اولي را در زير آن پيدا كرد. او معتقد است اين صخره‌ها قسمت بالايي يك ديوار قديمي يا يك اسكله مي‌باشند. به هر حال اين صخره‌ها هر چه كه باشند چندان محتمل به نظر نمي‌رسد كه دست طبيعت خود به خود سنگ‌ها، شن‌ها و صدف‌ها را اين طور منظم در كنار هم قرار داده باشد.

3 - مثلث برمودا

مثلث برمودا، منطقه‌اي در آب‌هاي اقيانوس اطلس شمالي واقع شده است كه تاكنون شمار زيادي از هواپيماها و قايق‌ها در آن ناپديد شده‌اند.

 در طي سال‌هاي بسيار دلايل مختلفي براي اين ناپديد شدن‌هاي اسرارآميز ارائه شده كه از جمله آنها بدي آب و هوا، حمله فضايي‌ها، جابجا شدن زمان و برخي قوانين فيزيك بوده‌اند. هر چند كه در بسياري از گزارشات اين اتفاقات پر از اغراق بوده ولي حقيقت اين است افراد و اشياي بسياري در اين منطقه مثلث شكل ناپديد شده‌اند و هيچ دليل محكمي از آن در دست نمي‌باشد، اما نزديك به 15 سال است كه ديگر برمودا خبرساز نشده است.

4 - مهاجران رونوك

در سال 1584 سر والتر رالي به دستور ملكه اليزابت اول به ساحل شرقي آمريكاي شرقي رفت تا به وضع مهاجران انگليسي سامان دهد. بين سال‌هاي 1585 تا 1587 دو گروه از مهاجران در دو منطقه جاي گرفتند و تشكيل مستعمره دادند.

 يكي از اين گروه‌ها به جنگ با قبايل بومي آمريكا پرداخت و پس از مدتي از آنجا كه ديگر مواد غذايي و نيروي جنگيدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضي از قبايل طرح دوستي ريختند ولي اين سياست هم نتيجه‌اي نداشت و بسياري از آنها كشته شدند.

سرانجام اين مهاجران شخصي به نام «جان وايت» را مامور كردند تا به انگلستان برود و كمك بياورد. «وايت» به هنگام ترك آنجا ديد كه نود مرد، هفده زن و يازده بچه در آن مستعمره زندگي مي‌كردند ولي وقتي در سال 1590 وايت دوباره به آمريكا برگشت هيچ اثري از آنها نبود، حتي اثري از دعوا و جنگ هم به چشم نمي‌خورد. اين گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز كسي از ساكنين آن خبري ندارد.

5 - زمزمه تائوس

«زمزمه تائوس» يا «زمزمه طبيعت» در بسياري از نقاط دنيا شنيده مي‌شود.

 اين صدا اغلب در محيط‌هاي ساكت به گوش مي‌رسد و شبيه صداي موتوري است كه از فاصله دور مي‌آيد و بيشتر در ايالات متحده، انگلستان و كشورهاي شمال اروپا رخ مي‌دهد. هر چند كه تاكنون پژوهش‌هاي بسياري براي پيدا كردن منبع اين صدا و ضبط آن انجام شده ولي هنوز هيچ‌كس نتوانسته به نتيجه‌اي دست يابد.

بلندترين زمزمه تاكنون در شهر كوچك «تائوس» در نيومكزيكو شنيده شده است. در سال 1997 كنگره آمريكا گروهي از دانشمندان انستيتوهاي علمي معتبر اين كشور را مامور تحقيق در اين زمينه كرد ولي تا به امروز هيچ‌كس علت اين صداي زوزه مانند را كشف نكرده است.

6 - كنت سن ژرمن

كنت سن ژرمن (به گفته برخي زمان مرگش 27 فوريه 1784 بود) نجيب‌زاده‌اي ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ويلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردي اسرارآميز بود.

او در زمينه علم كيمياگري هم مهارت‌هايي داشت و مردم او را «مرد شگفت‌انگيز» مي‌ناميدند. هيچ كس نفهميد او از كجا آمده بود وي بدون هيچ ردپايي هم ناپديد شد، اما پس از آن چندين سازمان پنهاني و اسرارآميز او را الگوي خود مي‌دانستند. در سال‌هاي اخير هم چندين نفر ادعا كرده‌اند كنت سن ژرمن هستند.

7 - كتاب دست‌نويس وينيچ

كتاب وينيچ، كتابي دست‌نويس متعلق به قرون وسطي است كه مشخص نيست با چه خط و زباني نوشته شده است. بيش از صد سال است كه كارشناسان سعي در شكستن رمز اين خط داشته‌اند، تصاويري كه در ورق‌هاي باقيمانده از اين كتاب ديده مي‌شود نشان مي‌دهد كه كتاب در زمينه داروسازي و درمان بيماري‌ها مي‌باشد.



ارسال شده در: 88/03/12 :: :: توسط : سعید کلانتری
 «اسحاق نيوتن» كه يكي از نوابغ دوران خويش بود، در پاسخ سؤالي كه در مورد فراواني و بسياري اكتشافاتش از او مي‌پرسند، مي‌گويد

-‌ من يك موضوع را برابر خود گذاشته و آنقدر درباره آن فكر مي‌كنم، تا پرتو آن مانند فجر بتابد و كم‌كم مثل روز روشن گردد.

نيوتن مشهور نشد، مگر به واسطه كوشش و مواظبت ؛ اگر از آموختن علمي خسته مي‌شد، تفريح و رفع خستگي خود را در اشتغال به علم ديگر جستجو مي‌كرد.

برگرفته از كتاب حكايتها و لطيفه‌هاي تربيتي



ارسال شده در: 88/03/12 :: :: توسط : سعید کلانتری
 وبلاگ "شاناي"

برخي از افراد دامنه اعتماد به نفس‌شان از مرز‌هاي اين کشور که هيچ، کلا از کره زمين فراتر رفته و به وسعت کهکشان راه شيري نيز رسيده است! در نتيجه با چنين اعتماد به نفسي نيز به خود اجازه مي‌دهند درباره هر موضوعي سخنراني کرده و اظهار نظر کنند.

يکي از اين موضوعات که در فضاي بي در و پيکر اينترنت دست مايه نويسندگان سردبير وبلاگ قرار مي‌گيرد و به هر بهانه‌اي آن را موضوع بحث‌هاي عجيب و غريب خود قرار مي‌دهند، شغل روزنامه‌نگاري است. من نمي‌دانم واقعا چه کسي گفته هر کسي صاحب يک وبلاگ شد و توانست چهار تا کلمه را در اينترنت کنار هم قرار بدهد، لزوما خود را نويسنده و روزنامه‌نگار معرفي کند؟

موضوع ديگر توسل جستن به گزاره‌هاي کلي براي بحث از سوي چنين افرادي است. انتخاب چنين گزاره‌هايي که هر موضوعي را در دايره همه يا هيچ مي‌گنجاند به نظر من کاملا غير علمي ‌است و استفاده از آن نشان‌دهنده آبکي بودن نگاه نويسنده است. به عنوان مثال اينکه گفته شود روزنامه‌نگاري در کشور ما ضعيف است يا اينکه گفته شود روزنامه‌نگاران ما نويسندگان ناتواني هستند، گزاره‌هايي غيرعلمي ‌هستند. کلي‌گرايي چنين اشخاصي بيماري مزمني است که يک دليلش را مي‌توان ناتواني ذهني چنين افرادي براي درک عميق موضوعات گوناگون دانست.

به هر حال اينترنت فضاي گشوده‌اي است و هر شخصي قادر است در آن هرگونه نظري را بيان کند. برخي نيز با بيان يک گزاره تکراري ديگر مبني بر اين که حق اظهارنظر آزاد است به خود اجازه مي‌هند درباره هر موضوعي صحبت کنند.

من نمي‌دانم چرا عده‌اي از ما فکر مي‌کنيم که بايد درباره هر موضوعي صحبت کنيم؟ اگر اين حق را براي خود قائل باشيم بايد به سويه ديگر آن نيز فکر کنيم. اين سويه نيز چيزي نيست جز انتظار براي شنيدن پاسخ. خوب اگر شخصي در پاسخ به يک اظهارنظر نسنجيده پاسخ کوبنده‌اي به طرف مقابل داد چنين فردي نبايد ديگر حق اظهار نظر آزادانه درباره هر موضوعي را براي خود به حقي ويژه تبديل کند.

فکر مي‌کنم ما بيش از آنکه نيازمند اظهارنظر باشيم، نيازمند خواندن و شنيدن بدون اظهارنظر نيز هستيم. به همان اندازه که داشتن اعتماد به نفس در موفقيت انسان موثر است، داشتن يک جور فروتني نيز امري لازم است.

نظرات خلق‌الساعه اين ايراد را دارند که مي‌توانند در دام انتخاب گزاره‌هاي کلي گرفتار شوند. اظهارات کيلويي، پيش از هر چيز نشان‌دهنده کوتاهي فکر و انديشه سبک است. آن‌کس که زياد سخن مي‌گويد حق شنيدن را در خود از بين مي‌برد. نوشتن نيز، هر کسي را به نويسنده تبديل نمي‌کند.



ارسال شده در: 88/03/12 :: :: توسط : سعید کلانتری

تحقيقات بسياري نشان داده‌اند كه مردان متاهل عمر طولاني‌تري نسبت به مردان مجرد و آنها كه هيچ‌وقت ازدواج نمي‌كنند دارند

تلاش‌هاي بسياري براي دستيابي به دلايل اين امر انجام گرفته كه سوالات زير را در برداشته است:

آيا ازدواج بر سيستم حفاظتي و ايمني بدن تاثير مستقيم دارد و به خاطر داشتن فوايد مربوط به سلامتي، خطرمرگ و مير را كاهش مي‌دهد؟ يا افزايش طول عمر نشان‌دهنده اين است كه افراد سالم گرايش بيشتري به ازدواج دارند و افراد متاهل از همان ابتداي ازدواج، سالمتر هستند؟

اين سوالات اشاره بر اين دارد كه رابطه بين طول عمر و متاهل بودن فقط با «ايمني» حاصل از ازدواج يا «انتخاب مثبت» در ازدواج به خاطر سلامتي، توجيه مي‌شود. البته نكته ديگري نيز در رابطه بين ازدواج و سلامتي دخيل است. اگر ازدواج كردن يكي از راه‌هاي به دست آوردن ايمني در برابر بيماري ها و مرگ است، پس افراد بيمار و ناسالم به خاطر همين مساله گرايش بيشتري به ازدواج پيدا خواهند كرد؟
اين طرز فكر را مي‌توان «انتخاب منفي» در ازدواج خواند كه مي‌تواند به اندازه انتخاب مثبت مهم باشد. با اين كه معمولا تصور مي‌شود كه انتخاب قسمتي از فوايد ازدواج است، اما تحقيقات تجربي سابق معمولا روي انتخاب مثبت متمركز بود و اين امكان را در نظر نمي‌گرفت كه انتخاب منفي نيز مي‌تواند به همان اندازه مهم باشد.

تحقيقات اخير در مورد طول عمر در يكي از مراكز تحقيقاتي در تلاش براي پركردن اين فاصله بوده است. محققان از نوعي بانك اطلاعاتي براي بررسي بيش از 4000 مرد در مدت زمان 22 سال استفاده كرده‌اند. اين تحقيقات تغييرات ايجاد شده در سلامتي مردها را در طول دوره تحولات ايجاد شده در زندگي زناشويي، تاريخچه ازدواج، طلاق، مرگ همسر و تجديد فراش تجزيه و تحليل مي‌كند. يافته‌هاي اين تحقيقات نشان مي‌دهد كه هر دو نكته يعني هم مساله ايمني و هم انتخاب در اين زمينه نقش داشته است. از يك طرف، سلامتي خطر مرگ و مير را كاهش مي‌دهد و در شرايط به خصوص ازدواج در حفظ سلامتي تاثيرگذار است. از طرف ديگر وضعيت سلامتي افراد مي‌تواند در انتخاب آنها براي متاهل شدن، تاثيرگذار باشد.

تاثيرات وضعيت تاهل بر سلامتي‌

تجزيه و تحليل اين‌كه آيا ازدواج به‌طور مستقيم بر سلامتي تاثير مي‌گذارد يا خير، نتايج مختلفي در بر داشته است.
مقايسات انجام شده بين مردان متاهل و مرداني كه هيچگاه ازدواج نكرده‌اند نشان مي‌دهد با اين‌كه گروه اول به‌طور كلي سالم‌تر هستند، اما نمي‌توان اين را فقط به‌خاطر تاثيرات محافظتي و ايمني ازدواج دانست.
گزارشات دريافتي از وضعيت سلامت مردان نشان مي‌دهد كه ازدواج براي بار اول هيچ فايده قابل‌توجهي نداشته است. مقايسات انجام شده بين متاهلان سن بالاتر و مردان طلاق‌گرفته اشاره بر اين دارد كه سطح سلامتي نسبي مردان گروه دوم با بالارفتن سن به طور قابل توجهي نزول مي‌كند. وقتي اين مردان مطلقه به سن 50 مي‌رسند، بايد انتظار داشته باشند كه وضعيت سلامتي‌شان بسيار زودتر از افراد متاهل به خطر بيفتد. براي اين گروه از افراد، ‌ازدواج مجدد بسيار پرفايده خواهد بود و سطح سلامتي آنها نيز به‌خوبي متاهلان خواهد رسيد.

تاثيرات تا‌ك‌هل بر مرگ و مير

با بالارفتن سن در مردان، وضعيت سلامتي رو به زوال رفته و احتمال مرگ بالاتر مي‌رود. درصد مرگ و مير مردان متاهل در سنين 50 تا 60 و 70 بسيار كمتر از مردان مجرد است. اين مرگ و مير در مردان مطلقه با ضعف وضعيت سلامتي‌شان توجيه مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه قسمتي از فوايد ازدواج از همزيستي با شريك زندگي يا افراد ديگر مي‌باشد. آن مرداني كه هيچگاه ازدواج نكرده‌اند، ترجيح مي‌دهند كه تنها زندگي ‌كنند و از فوايد زندگي جمعي و ارتباطات اجتماعي بي‌نصيب مي‌مانند.

خلاصه و نتيجه‌گيري‌

ارتباط بين ازدواج و طول عمر بسيار پيچيده‌تر از آن است كه معمولا تصور مي‌شود. آشكار است كه نمي‌توان طول عمر بيشتر مردان متاهل را فقط با خاصيت حفاظتي و ايمني‌بخشي در مقابل بيماري‌ها يا انتخاب ازدواج به خاطر بهبود سلامتي دانست. آنچه يافته‌‌هاي اين تحقيقات براي بار اول به اثبات رساند اين بود كه وضعيت سلامت مردان روي انتخاب‌هاي ازدواج تاثيرگذار است، اما نه در آن حالت كه نظريه انتخاب مثبت را تاييد كند. از آنجا كه سلامتي بالا فرد را براي ازدواج سست مي‌كند و بيماري و ضعف سلامت فرد را به ازدواج ترغيب مي‌كند، ارتباط بين ازدواج و سلامتي را مي‌توان در عادت‌ها و اولويت‌هاي شخصي مشاهده كرد كه باعث ارتقاي ازدواج و سلامتي مي‌شوند.


علاوه بر اين، شواهد نشان مي‌دهند با اين‌كه وضعيت تاهل بر مرگ و مير تاثيرگذار است عوامل تعيين‌كننده اين تاثير هميشه مشخص نيستند. مرداني كه در سنين پيري مطلقه شده‌اند اين مساله باعث شده كه سلامتي كمتر و عمر كوتاه‌تري داشته باشند. آن مرداني كه هيچ‌وقت ازدواج نكرده‌اند با اين‌كه وضعيت سلامتي‌شان با افراد متاهل تفاوتي نمي‌كند، اما عمر كوتاه‌تري نسبت به آنها دارند. بنابراين در حالي كه سلامت مردان متاهل مي‌تواند توجيهي براي طول عمر بيشتر آنها باشد، اما هنوز نياز به تحقيقات بيشتري است. 

مترجم: رزيتا شاهرخ
جام جم



ارسال شده در: 88/03/12 :: :: توسط : سعید کلانتری

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد.

اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.
در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود.
پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند.

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟ حيرت آور است! من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟
چطور ميتواني؟ من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد!
در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست!
به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!
فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: " ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم."
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.



ارسال شده در: 88/03/12 :: :: توسط : سعید کلانتری
 وبلاگ معجزه

‌بسياري از ما در زندگيمون واژه‌هاي "كاش" و "اگر" را زياد به‌كار برديم و مي‌بريم ...

كاش فلان طور شده بود،‌ كاش فلان تصميم رو نگرفته بودم، كاش همون چندسال قبل فلان كار رو كرده بودم و گاهي هم مي‌گوييم اگر فلان روز فلان تصميم رو گرفته بودم، الان اينطوري نشده بود. اگر بهش قرض نداده بودم، الان صاحب پولم بودم و اگر... راستي چرا اين همه كاش و اگر و اما تو زندگي‌هامون زياد شده است؟

كاش و اگر و اما و شايدهايي كه "امروز" و در حسرت "ديروز" به زبان مي‌آوريم شايد "فردا" نيز تكرار بشه كه مي‌شه... به نظرم بايد "امروز" كه "ديروز" و " فردا"هاي ماست، در تصميم گيري‌هامون دقت و تامل و بررسي كنيم تا "فردا" بار ديگه كاش و اما و اگرها، واژه‌هاي تكراريمون نشه... حداقلش اينه اگه تصميمي ‌هم بگيريم كه بعدها مارو از مسيرمون كمي‌ دور كنه، دلمون نمي‌سوزه، چون در اتخاذش دقت كرديم... "كاش"هميشه دقت كنيم...

اغلب آدم‌ها موقع شادي و خنده جذابتر و زيباتر از اوقات عصبانيت و اخمشون به نظر مي‌رسند... وقتي فردي يه تبسم كوچولو يا خنده‌اي محبت‌آميز در گوشه لبش نقش مي‌بنده، دوست داشتني‌تر به نظر مي‌رسد... اغلب افراد اينطوري هستند ... چرا اخم؟ وقتي مي‌شه با لبخندي ولو كوچك موج مثبتي به ديگران بدهيم و تازه جذابتر بشيم، چرا نه؟ چرا نخنديم؟... ايمان دارم كه دنيا با خنده قشنگ‌تر به نظر مي‌رسد...



ارسال شده در: 88/03/10 :: :: توسط : سعید کلانتری

بر طبق فرهنگ لغت عسل ماده‌ای شیرین و زرد رنگ است كه زنبورهای مختلف از شهد گل‌ها تهیه می‌كنند

اما جدا از اینكه عسل به عنوان یك ماده غذایی به شمار می‌آید، آیا می‌دانستید كه عسل یكی از قدیمی‌ترین و موثرترین مواد برای كمك به زیبایی است؟

عسل شامل موم و شكر و مواد معدنی است و یك مرطوب كننده طبیعی به شمار می‌آید و همانند یك ماده ضد سوزش برای پوست‌های حساس عمل می‌كند.

عسل می‌تواند در خیلی از محصولات زیبایی یافت شود، شما می‌توانید این محصولات را در مغازه‌های محلی یا مغازه‌هایی كه دارای محصولات زیبایی مطلوب هستند بیابید. جالب اینكه خیلی از این محصولات می‌توانند بسیار گران قیمت باشند اما تعدادی از این محصولات هم می‌توانند در منزل ساخته شوند.

اگر می‌خواهید به راز و رمز زیباسازی عسل پی ببرید مواردی كه درباره عسل می‌گوییم را امتحان كنید. اما قبل از استفاده عسل روی پوستتان مطمئن شوید كه به آن حساسیت ندارید.

1- ماسك عسل:

عسل خالص را روی صورت‌تان بمالید و اجازه دهید كه مدتی روی پوست‌تان باشد تا زمانیكه خشك شود. تقریبا پانزده دقیقه برای خشك شدن عسل برروی پوستتان كافی است. وقتی كه خشك شد صورتتان را با آب گرم بشویید.

2- پوستی روشن با حمام عسل:

برای رطوبت، نرمی و داشتن پوستی روشن، در حمام بعدی‌تان از یك شیشه عسل استفاده كنید. عسل را به پوستتان بمالید و برای مطمئن شدن از خشك شدن عسل برروی پوست از دست‌تان كمك بگیرید، در این حالت با اینكه عسل پوست شما را چسبناك كرده است اما به نرمی و راحتی دست شما روی پوست‌تان حركت می‌كند. سپس بدنتان را با آب بشویید. نتیجه این كار گردش خون عالی، زیبایی و روشنی پوست خواهد بود.

3- وان عسل:

برای خوش بویی و نرمی پوست‌تان، یك چهارم تا یك دوم فنجان عسل به آب وان اضافه كنید.

4- ماساژعسل:

یك قاشق چای خوری عسل به همراه كمی پودر بادام را در كف دستان مخلوط كنید و به آرامی روی صورت‌تان بمالید. سپس این معجون عسل و بادام را با آب گرم بشویید.

5- تمیز‌كننده روزانه صورت:

مخلوطی از یك قاشق چای خوری عسل با پودر شیر تهیه كنید، از این محلول به عنوان تمیزكننده مواد آرایش و زدودن كثیفی پوست صورت می‌توانید استفاده كنید و بعد با آب گرم صورت‌تان را بشویید.

6- موهای درخشان:

برای براق كردن موهایتان می‌توانید مخلوطی از یك قاشق چای خوری عسل به همراه آبلیموی تازه فشرده شده و یك لیتر آب گرم تهیه كنید. طبق معمول با شامپوی همیشگی موهایتان را بشوید و بعد از مخلوط عسل برروی موهایتان بریزید. اجازه دهید موهایتان به صورت نرمال خشك شود، نیازی به شستن مخلوط عسل از روی موهایتان نیست.

7- نرم‌كننده مو:

برای داشتن موها و پوست سری سالم می‌توانید از مخلوط یك دوم فنجان عسل و دو قاشق سوپخوری روغن زیتون استفاده كنید. موهایتان را با مخلوط عسل آغشته كنید، سپس پوششی روی سرتان بگذارید و اجازه دهید برای سی دقیقه روی سرتان بماند. بعد از سی دقیقه شامپو بزنید و طبق معمول موهایتان را بشویید.

8- جوهرپوست:

برای سفتی، نرمی و مرطوب بودن پوست‌تان می‌توانید مخلوطی از هسته پوست گرفته شده یك سیب و یك قاشق سوپخوری عسل كه در ماشین مخلوط كن تهیه كرده‌اید استفاده كنید.

آنقدر مخلوط عسل را هم بزنید تا نرم شود و به آرامی روی پوست صورت بمالید و اجازه دهید برای پانزده دقیقه باقی بماند. بعد پانزده دقیقه مخلوط عسل روی صورتتان را با آب گرم بشویید.

با نكات زیبایی گفته شده در بالا می‌توانید محصولات زیبایی سودمندی را در منزل تهیه كنید. عسل یك محصول فوق‌العاده در زیبایی است چراكه شامل آنزیم‌ها، ویتامین‌ها، و موادمعدنی زیادی است. برای تهیه محصولات زیبایی ابتدا مطمئن شوید عسل خریداری شده‌تان صددرصد خالص باشد.



ارسال شده در: 88/03/10 :: :: توسط : سعید کلانتری

نویسنده وبلاگ

سخن هفته :

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .

عناوین مطالب وبلاگ آی آر نی نی
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
پيوندها

دیلی جالب غذاها ومیوه ها سرویس خبری ایدز جک و اس ام اس آنفلوانزای خوکی
 
عناوین مطالب وبلاگ