بيست و چهار ساعت چقدر طول ميکشد؟ همه ميدانند که شبانهروز 24 ساعت
دارد. اما آيا شبانهروز 24 ساعت طول ميکشد؟ شبانه روز 24 ساعت دارد اما
لزوما 24 ساعت طول نميکشد. شبانهروز گاهي يک ثانيه است، گاهي همان يک
شبانهروز است، گاهي هم به اندازهي يک سال «طول» ميکشد.
بعضي
شبانهروزها فشرده ميشوند و به تندي يک «ثانيهي عزيز» يا فشردگي يک
«قطرهي گرم و شور» از ما و بر ما و با ما عبور ميکنند.
بعضي
شبانهروزها کش ميآيند و طولاني ميشوند. درنگ ميکنند، گير ميکنند،
خسته ميکنند، فرسوده ميکنند و بعد هم مثل سنگوارههايي طاقتفرسا در تن
و جان آدم رسوب ميکنند. بعضي شبانهروزها ثانيههايشان دقيقه و
دقيقههايشان ساعت و ساعتهايشان هفتهها و سالها طول ميکشد.
گاهي
اوقات، شبانهروز مثل يک حلقه عظيم در خود ميپيچد و روي خودش جمع
ميشود. صبح روز بعد ميشود صبح ديروز. ناگهان زمان ادراکي بينهايت بزرگ
و بينهايت تکينه ميشود.
گاهي اوقات، احساس
ميکنم شبانهروز، چهل يا پنجاه يا چيزي در همين حدود ساعت است. عجيب
اينکه تکتکِ ساعتها تند ميگذرند و از بس سرم شلوغ است حتي متوجه گذر
زمان نميشوم، اما چگالي کار و حادثه چنان بالاست که وقتي روز تمام
ميشود يا ديروزم را مرور ميکنم، حس ميکنم هفتهها بر من گذشته است.
فکر
ميکنم «طول زمان ادراک شده توسط آدمها» يا دستکم «خاطرهي آن ادراک» با
چگالي رويدادها و حوادثي که برايشان رخ ميدهد رابطهي مستقيم دارد.
و
باور نميکنم اين موضوع فقط و فقط يک احساس دروني باشد. اگر ذهن من حس
ميکند يک روزش، چند روز طول کشيده؛ حتما به همين اندازه (يا بيشتر) فشار
بر جسمام هم آمده است. بعضي روزها به اندازهي دهها روز جسم را خسته
ميکنند.