تبليغاتX
کوتاه و خواندنی

کوتاه و خواندنی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 18:14  توسط سعید   | 

حافظه

تکنیک های به خاطر سپردن اسامی افراد

  • وقتی فرد به شما معرفی می شود، توجه و علاقه نشان دهید
  • وقتی فرد به شما معرفی می شود، همان موقع مشخص کنید که دوست دارد به چه نام خوانده شود.
  • تجسم کنید نام فرد روی پیشانی او نوشته شده است.
  • نوشتن آن نام را تجسم کنید
  • از هم پیوند های آن اسم استفاده کنید
  • آن نام را در فایل "ارتباطات جدید" ذخیره کنید

جزئیات را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:29  توسط سعید   | 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:53  توسط سعید   | 

خطای دید   +

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:44  توسط سعید   | 

موضوع : درس زندگی

صبر

 دو قطره آب اگر کنار هم قرار بگیرند چه می کنند؟

آن ها تصویر قطره دیگر را در خود دیده و به هم می پیوندند و یک قطره بزرگ تر تشکیل می دهند..

اگر چند سنگ به هم نزدیک شوند چه می شود؟

آن ها هیچ گاه با هم یکی نمی شوند.شاید تصویر سنگ دیگر را تا حدودی در خود ببینید!

هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم فهم دیگران برایمان مشکل تر و در نتجیه احتمال بزرگ تر شدمان نیز کاهش می یابد.

مهارت هایی که به ما در جهت آرامش، بزرگوارتر و اجتماعی تر شدن کمک خواهد کرد را به یاد داشته باشیم:

  •  نرمی
  • بخشش
  • مدارا
  •  پشتکار

حال چه چیزی سخت تر و مقام تر است. آب یا سنگ؟

  اگر سنگی از کوه سرازیر شود و به مانعی برخورد کند چه می کند؟

اگر مانع کوچک باشد از روی آن عبور می کند.

اگر متوسط باشد آن را درهم می شکند.

اگر بزرگ تر باشد پشت آن می ایستد تا تقدیر بعدی چه باشد.

 اما آب چه می کند؟

ابتدا سعی می کند مانع را با خود همراه کند.

اگر نتوانست آن گاه بدون دردسربه دنبال فرار از کوچک ترین روزنه می گردد.

و اگر نتوانست صبر می کند تا به اندازه کافی قوی شود آن گاه یا از روی مانع عبور می کند و یا مانع را درهم می شکند.

آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ به مراتب سخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد ولی آب راه خود را به سمت دریا می یابد.

در زندگی باید معنای واقعی سرسختی و استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت جست و جو کرد.

گاهی لازم است کوتاه بیاییم و گاهی نگاهمان را به سمت دیگری بدوزیم.

صبور باید بود و مصصم.

منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:0  توسط سعید   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:55  توسط سعید   | 

نت موسیقی اسمانی   +

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:31  توسط سعید   | 

اورانگوتان +

اورانگوتان با استفاده از نیزه ماهی می گیرد. این برای اولین بار است که صحنه شکار این نوع جاندار با ابزار مشاهده شده است – برنئو، مالزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:49  توسط سعید   | 

دشت لاله‌ي گچسر

روستاي گرماب گچسر

روستاي گرماب گچسر - كيلومتر 52 جاده چالوس

عکسهای بیشتری از این دشت زیبا ببینید

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 14:24  توسط سعید   | 

گوش عشق

 دانشمندان کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.

بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند.

هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند.

به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.

در حقیقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگلیس در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند.

 به تازگی گروهی از محققان  با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:26  توسط سعید   | 

موضوع : وبگردی

تا به حال به اين موضوع انديشيده‌اي که تا چه اندازه ما مي‌توانيم مبهوت يک شگفتي شويم؟ تا چه اندازه مي‌توانيم احساسي از جنس شکوه‌مندي را احساس کنيم و آگاهي‌مان را از کف ندهيم؟ با من هم عقيده هستيد که هرگاه چنين احساسي را داريم به طرز عجيبي دوست داريم آن لحظه ابدي شود؟

احساس ابدی

خانم زهرا عرب در وبلاگ اندیشه کن نوشته است : 

وقتي بيشتر مي‌انديشم؛ به نظرم مي‌آيد درست‌تر آن است که بگوييم :" دوست دارم اين احساس ِ من، در من، به صورت ابدي جريان يابد." برانگيزاننده اين احساس عميق شايد چيزهاي ساده‌اي در زندگي‌ام بوده‌اند. رفتن به طبيعت، ديدن يک تابلوي نقاشي، خواندن يک توصيف زيبا يا شايد ارتباط با يک هم نوع که به واسطه نسبتي که با او برقرار مي‌کني؛ احساسي را تجربه کني که همراه با احترام، همدردي، دوستي و عشق باشد و حتي با انجام کارهايي بسيار ساده پديده آمده باشد؛ خيلي ساده.

احساس من اين است که در چنين لحظاتي آزاد شده‌ام و در واقع پيچيدگي ماجرا هم آنجاست که مي‌دانم آزاد شده‌ام ولي نمي‌دانم از چه چيزي. فقط مي‌دانم آزاد شده‌ام. بايد دچار چنين لحظاتي بشوي تا بفهمي که به طور باور نکردني ـ ملتمسانه ـ دوست داري آن لحظه يا آن احساس ابدي بشود... و وقتي آگاهي‌ات به تو مي‌گويد که "خيال خاميست"، تو غرولند کنان در دل نجوا مي‌کني که کاش دوباره و باز دوباره تکرار شود.

جبران خليل جبران مي‌گويد: "زيبايي انسان را شيفته مي‌کند. اما زيبايي بزرگتر، انسان را را آزاد مي‌کند، حتي از خودش"...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:27  توسط سعید   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:57  توسط سعید   | 

رنج نان

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:19  توسط سعید   |